داستان، جزئیات می‌خواهد



عنوان داستان : چیدمان

ذهنش را روی میز چیند
چند خاطره ی خسته از صبح ، فنجان شکسته ی چایی که هنوز در ذهنش چلق چلق میکرد.
صحبت های مکرر و آزاردهنده مدیر، کلافه شده بود از بس غرورش را با ماصیقل میدهد.
اجاره صاحب خانه که مدام روی میز راه میرفت و صورت عصبانی او را روی میز نشان میداد، فردا در ذهن او خواب است و دیروز هنوز زیر شلواری به پا نق میزند که چرا چک دیروزت را پاس نکردی تا من خیر سرم کپه ی مرگمو بزارمو، هی به من فکر نکنی آخه لامصب هر روزی یه عمری داره ، کلافه تر از اونیه که ذهنشو از روی میز جمع کنه ، فکر کنم باید کمی استراحت کنه خرده های ریز و درشت مغزشو فردا جمع میکنه. شب بخیر
نقد این داستان از : احسان رضایی
متن بالا، روایتی است از دغدغه‌های یک ذهن شلوغ و گرفتار سختی زندگی. ااز یکی دو غلط نگارشی که بگذریم (مثل این که افعال را در نوشتار، با لحن نوشتار باید به کار برد نه زبان گفتار. چیندن در نوشتار جایی ندارد.) بجز این نکات، متن جالب هم هست اما نکته‌اش اینجاست که این متن بیشتر از آنکه به داستان نزدیک باشد، به شعر شباهت دارد. چرا؟ چون در شعر ما سعی می‌کنیم چیزی بگوییم که به عاطفۀ جمعی خوانندگان تبدیل شود ولی در داستان ما با جزئیات سر و کار داریم. «صحبت‌ها مکرر و آزاردهنده مدیر» در داستان تبدیل می‌شود به جزئیات حرفهایی که مدیر زده و مشخص می‌شود که آزارش از چه نوعی بوده است؟ آیا از او بیشتر از حد معمول و مقرر کار می‌کشد؟ یا نه، از او خواسته‌های غیرکاری دارد؟ «صورت عصبانی صاحب خانه» عبارت داستانی نیست. در داستان، ما تظاهرات بیرونی عصبانیت فرد را می‌بینیم. رگهای بیرون‌زده، چشم‌های دریده، رنگ سرخ صورت و ... عبارت معروفی است که می‌گوید «نگو، نشان بده» (Show, don't tell) که منظورش دقیقاً همین است. آنتون چخوف، نویسندۀ بزرگ، زمانی در یک نامه به برادرش نوشته بود: «به من نگو شب مهتابی است، به من انعکاس نور مهتاب روی خرده شیشه‌های شکستۀ کف خیابان را نشان بده.» چنین متنی، داستانی است. ولی تعبیرهایی مثل ذهن را روی میز چیدن و جمع کردن ذهن، عبارتی کلی است که در داستان جایی ندارد. تشبیه‌هایی نظیر «فردا در ذهن او خواب است و دیروز هنوز زیر شلواری به پا نق میزند که چرا چک دیروزت را پاس نکردی تا من خیر سرم کپۀ مرگمو بزارم» جز بخش مربوط به چک پاس نشده، داستانی نیست. جای اینها باید از آرزوهای فردا و برنامه‌های عملی‌نشدۀ دیروز نوشت. داستان، جزئیات می‌خواهد.

منتقد : احسان رضایی

فارغ التحصیل رشته پزشکی دانشگاه تهران. داستان‌نویس، روزنامه نگار، منتقد ادبی، مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. آثارش در زمینه تاریخ و ادبیات است. با نشریات مختلفی همکاری کرده و سابقه‌ی دبیری تحریریه‌ی هفته‌نامه‌ی «همشهری جوان» را دارد. از سوی نهاد کتاب‌خانه‌های عمومی کشور به‌عنوان پرخواننده‌ترین خبرنگار ستون خبری حوزه‌ی کتاب معرفی شده است.



دیدگاه ها - ۲
مجتبی رنجبر » شنبه 07 خرداد 1401
نقد عالی و خوب بود. ممنون از استاد
زهرا فروغیان مرقی » جمعه 20 اسفند 1400
خیلی خیلی ممنون از لطفتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت