داستان کودک رونمایی از نصایح نویسنده نیست




عنوان داستان : سبزک
نویسنده داستان : سید مهدی بهین نژاد

هوا خیلی گرم بود. تمساح کوچولو و خوش اندام ما، زیر نور خورشید، اذیت شده بود. آروم آروم پوستش داشت می سوخت. یاد اون موقعی افتاد که مادرش به اون نصیحت می کرد که عزیزم، سبزکم، از آب بیرون نرو. پوست به ظاهر قوی و کلفتت در مقابل آفتاب، خیلی زود آسیب می بینه و می سوزه.
سبزک بازیگوشی کرده بود. از آب بیرون امده بود و از برکه خیلی فاصله گرفته بود. مهمتر از همه خارج از آب خیلی سخت می تونست شکار کنه و گرسنه گی هم اذیتش می کرد.
خیلی اذیت شده بود و افسرده و ناراحت به آسمون نگاه می کرد.
با ناراحتی مادرش را صدا می زد.
مادر که توی برکه دلواپس سبزک شده بود و از آب بیرون امده بود و دنبال سبزک می گشت. صدایش را شنید و خودش را به سبزک رسوند.
بدون اینکه خودش را نشان بده گفت: سبزک، مادر به فدایت یه درس جدید بهت بدهم
اگر از آب دور بودی و بدنت در آفتاب داشت می سوخت با دم بلندت خاکها را روی بدنت بپاش تا پوستت نسوزه، عزیز دلم.
سبزک این را فهمیده بود که همیشه به راهنمائیهای مادر مهربونش نیاز داره
نقد این داستان از : علیرضا متولی
به نام خدای مهربان

خب معلوم است که بتازگی داستان نویسی برای کودکان را آغاز کرده اید.
اما داستان نویسی برای کودکان داستان نویسی برای کودکان است.
و داستان نویسی برای کودکان شیوه ها و اصول خودش را دارد . این شیوه ها را باید بیاموزید. و در داستانهایتان به کار ببرید.
اولین چیزی که باید بدانید این است که وقتی برای کودکان داستان می نویسیم حق نداریم نظرمان را به طور مستقیم بیان کنیم.
بخش عمده ای از نوشته ی شما سخنرانی و بین دیدگاه آشکار خودتان است.
توصیه میکنم لااقل حدود صد تاداستان کودک از نویسنده های حرفه ای ادبیات کودک و نوجوان بخوانید.
اگر بخوانید متوجه می شوید که جملات شما و نامگذاری های شما برای حیوانات و زبان و نثرتان چگونه باید باشد.
من قبلا چند تا از ویژگیهای داستانهای کودکان را برای نوقلمان دیگر گفته ام که مجددا برای شما هم می نویسم.
----((آنچه یک داستان را برای کودکان جذاب و خواندنی می‌کند عبارت است از:
1- داستانی با محتوای کودکانه
2- زبان کودکانه برخواسته از منطق کودکانه
3- منطق کودکانه
4- فانتزی و خیال کودکانه
5- طنز کودکانه
6- حرکت
7- پایان خوش
8- تمسخر یا نشان دادن بی‌کفایتی قهرمان منفی
9- سرگرم‌کنندگی
10- ظرفیت بازگشت مجدد خواننده به قصه.
اما هر داستانی چه کودکانه و چه بزرگسالانه یک فرمول کلی و جهانی دارد:
تعادل اولیه، سپس برهم خوردن تعادل و بعد رسیدن به تعادل ثانویه.
در تعادل اولیه قهرمان قصه روزگار خوب و خوشی می‌گذراند تا در اتفاقی خاص و مرتبط با داستان آن تعادل به‌هم می‌خورد. آنگاه قهرمان قصه برای بازگشت به تعادل حرکت می‌کند و تلاش می‌کند تا به تعادل دیگری برسد و در آن تعادل بعدی یا ثانویه به مرحله‌ی تازه‌ای در زندگی می‌رسد. این مرحله‌ی تازه ممکن است یادگیری یک چیزی باشد یا یافتن احساس تازه‌ای یا رفتار تازه‌ای و یا موقعیت تازه‌تری که حکایت از رشد او دارد.
معمولا نویسندگان برای مرحله‌ی اول و مرحله‌ی سوم برنامه یا ایده‌هایی دارند. ولی آنچه اهمیت دارد، مرحله‌ی میانی است. و بیشترین اشکالات نویسندگان و داستان‌هایی که می‌نویسند، در مرحله ی دوم است. اگر بخواهیم مرحله دوم را بطور کامل‌تر تشریح کنیم باید بگوییم مرحله دوم برهم خوردن تعادل و حرکت به سمت رسیدن به تعادل دیگری است. مشکل بیشتر نویسندگان در بخش حرکت قهرمان است. در این قسمت است که نمی‌توانند حرکت را بخوبی و خوشی از آب و گل در بیاورند.
این هم دلایلی دارد:
1- در بخش اول، موضوعی را انتخاب می‌کنند که ظرفیت کافی برای یافتن ایده‌های مناسب در جهت حل مسئله را ندارند.
2- راه‌حل‌هایی که طی می‌کنند مربوط به خود نویسنده است و نه مخاطب.
3- راه‌حل‌ها متناسب با منطق مخاطب نیست_ در اینجا منظورم منطق کودکانه است-
4- خالی از ویژگی‌های ده‌گانه‌ای است که در ابتدای مطلب آوردم.
5- راه‌حل انتخاب‌شده به خلق موقعیت جدید منجر نمی‌شود. یا منطق لازم را برای رسیدن به موقعیت تازه را ندارد.
))---
من همین نقد را برای داستانهای دیگر شما هم دارم. پس همین متن را برای آنها هم میگذارم.
منتظر داستانهای بهتری از شما هستم.

منتقد : علیرضا متولی

متولد : تهران - اردیبهشت 1344/ کارشناس روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی/ عضو تحریریه کیهان بچه ها از سال 63 تا 69 فعالیت در زمینه های نشر کتاب و موسیقی کودک. انتشار مجله و عضویت در تحریریه های رشد جوان، نوجوان و کودک انتشار بیش از 500 مقاله و جستار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت