نیاز به نشانه




عنوان داستان : صبح بخیر عزیزم
نویسنده داستان : ایرج بایرامی

مرد گوشی را برداشت و پیامی را ارسال کرد. سپس به آینه نگاه کرد. تصویر کوچک و لرزان زن را دید که هنوز جلوی پنجره بود و داشت برایش دست تکان می داد.
نقد این داستان از : احسان رضایی
متن بالا، هنوز یک تصویر است. لحظۀ خداحافظی مردی را می‌بینیم که زنی (همسرش؟) دارد به وداع ادامه می‌دهد و همزمان مرد، با گوشی همراه خود پیامی خطاب به کسی می‌فرستد. چه کسی؟ نمی‌دانیم؟ چه پیامی؟ نمی‌دانیم؟ ارتباطش با تصویر رمانتیک موجود چیست؟ باز هم نیم‌دانیم. هنوز در متن نشانه‌هایی نیست که بتوانیم از طریقش به ابعاد ناگفتۀ متن پی ببریم. تنها چیزی که داریم جملۀ «سپس [مرد] به آینه نگاه کرد» است. اما این، کافی نیست. چون معلوم نمی‌کند که مرد از سر نگرانی و تردید به تصویر زن (همسرش؟) در آینه نگاه کرده؟ (که اگر اینطور باشد باید به کار مخفیانه‌ای شبیه خیانت فکر کنیم، که آن وقت منطق داستان جور درنمی‌آید، چون قاعدتاً مرد باید پیام را جایی دور از دیدرس زن ارسال می‌کرد.) یا اینکه مرد از سر مهربانی و دلتنگی به تصویر زن (همسرش؟) در آینه نگاه کرده؟ (که اگر این یکی باشد، می‌تواند ذهن را به سمت دیگری ببرد، مثل اینکه پیام کاری بوده و می‌داند ساعتهای زیادی را باید دور از زن/ خانه به سر ببرد یا ...) به نظر می‌رسد عنوان داستان (صبح بخیر عزیزم) را باید نشانه‌ای برای فرض اول درنظر گرفت. اما باز هم ارتباط این نشانه و متن ضعیف است، چون در متن آمده مرد «پیامی» ارسال کرده: پیام + «ی» نکره. نوع نگارش به ما می‌گوید معلوم نیست کدام پیام، که بفهمیم این پیام، همان عنوان داستانک است یا خیر. (به علاوه این سوال که چرا مرد، این پیام را جایی دورتر از زن/ خانه نفرستاده هم به قوت خود باقی). بنابراین در حالت فعلی، متن شبیه یک مقدمۀ خوب برای شروع یک داستان است. خواننده بعد از خواندن متن از خودش می‌پرسد «خب، بعدش؟ بعدش چی میشه؟» و انتظار ادامه را دارد، ادامه‌ای که در آن نشانه‌هایی برای فهم جهان داستان و روابط شخصیتهایش مستتر باشد. از نویسندۀ محترم (که از نویسندگان خوب و پرکار پایگاه نقد داستان هستند) خواهش دارم تا به طراحی این نشانه‌ها توجه بیشتری داشته باشند.

منتقد : احسان رضایی

فارغ التحصیل رشته پزشکی دانشگاه تهران. داستان‌نویس، روزنامه نگار، منتقد ادبی، مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. آثارش در زمینه تاریخ و ادبیات است. با نشریات مختلفی همکاری کرده و سابقه‌ی دبیری تحریریه‌ی هفته‌نامه‌ی «همشهری جوان» را دارد. از سوی نهاد کتاب‌خانه‌های عمومی کشور به‌عنوان پرخواننده‌ترین خبرنگار ستون خبری حوزه‌ی کتاب معرفی شده است.



دیدگاه ها - ۱
علیرضا احمدی » یکشنبه 24 بهمن 1400
با سلام خدمت نویسنده و منتقد محترم، داستان به هیج وجه تبدیل به داستان نشده و فقط یک تصویر است. داستان همانطور که می دانید باید قواعد خودش را رعایت کند و در فرم پست مدرن هم که باشد قانونمندی خودش را دارد. هر نوشته ای که به عنوان داستان نوشته می شود اگر در خواننده حسی ایجاد نکند اصلا داستان نیست. با توجه به همین معیارها و گنگی داستان حتما آن را بازنویسی کنید تا بیشتر به داستان تبدیل شود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت