در انتظار بازنویسی




عنوان داستان : رابطه
نویسنده داستان : کبری معروفی

از این داستان ویرایش جدیدی تحت عنوان «رابطه» منتشر شده است.

زن گرگ زانوی غم بغل گرفته بود روباه سر رسید علت را پرسید :
_ از دست این شوهر گند اخلاقم حالم گرفته
روباه شاخه گلی چید
_تقدبم به بزرگ بانو گرگ من بجای گرگ از شما بانوی مهربان عذر خواهی می کنم .
زن گرگ غم از چهره اش محو شد به خانه رفت همه جا را آب جارو کردساعتی بعد گرگ آمد ایراد هایش را گرفت و غذایش را خورد و خوابید زن گرگ شاخه گل را در آب گذاشته بود و لبخندی به لب داشت.
نقد این داستان از : احسان رضایی
خانم معروفی از نویسندگان خوش‌ذوق و پرکار این پایگاه هستند که بخصوص در نوشتن داستانک، مهارت و شگرد دارند. با این حال متن بالا، چیز چندانی به کارنامۀ ادبی ایشان اضافه نمی‌کند. محتوای این متن، دعوت به مهربانی در حریم خانواده است که اگر نباشد، ممکن است افراد حیله‌گر و روباه‌صفت از هیمن موضوع سوءاستفاده کنند. خب، این حرف بسیار مهم و محترمی است. اما موضوع بحث ما در اینجا، جنبۀ داستانی متن است. اینکه ایا متن بالا، داستان خوب و جذابی از آب درآمده یا نه؟ به نظرم من داستان، چندان موفق نیست. برای این حرف می‌شود به چند نکته اشاره کرد. اول اینکه اینجا قرار است یک مثلث عشقی تشکیل شود. تقابل روباه و گرگ، نمایندۀ دو نوع برخورد، یکی زیرکانه و یکی با وحشی‌گری خوب از اب درآمده ولی شخصیت زن ماجرا هم خودش گرگ است. یعنی اگر لغت گرگ به تنهایی قرار است نماد توحش و رفتار ناپسند باشد، برای شخصیت زن هم همین‌طور خواهد بود. شکایت او از اخلاق یک گرگ دیگر و خوش آمدنش از نوع متفاوتی از برخورد، چندان منطقی نیست و باید برای باورپذیر شدنش، نشانه‌هایی در متن گنجاند. برای رفتار مزورانه روباه هم به نشانه‌هایی بیشتر از یک جمله، آن هم با لحن عصا قورت‌داده نیاز داریم. در شکل فعلی متن، جای خالی فضاسازی به چشم می‌خورد. به اصطلاح متن، رنگ ندارد. انگار روباه و خانم گرگ همدیگر را در خلاء ملاقات کرده‌اند. چیزی از گذشتۀ هم نمی‌دانند. احساسی به هم ندارند و یکباره با یک جملۀ کلیشه‌ای همه چیز متحول می‌شود. نتیجه چیزی شده شبیه همان سریال «کلید اسرار» که دست بالا می‌تواند موضوع شوخی در فضای مجای باشد. پیشنهاد می‌دهم متن بالا را بازنویسی کنید. شخصیت زن قصه را چیزی غیر از گرگ انتخاب کنید. برای او، روباه و گرگ رفتارهای جزئی معنادار طراحی کنید. دیالوگ روباه را غیرکلیشه‌ای و برانگیزاننده انتخاب کنید. و برای دیدار ابتدایی آنها هم فکری کنید. موفق باشید.

منتقد : احسان رضایی

فارغ التحصیل رشته پزشکی دانشگاه تهران. داستان‌نویس، روزنامه نگار، منتقد ادبی، مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. آثارش در زمینه تاریخ و ادبیات است. با نشریات مختلفی همکاری کرده و سابقه‌ی دبیری تحریریه‌ی هفته‌نامه‌ی «همشهری جوان» را دارد. از سوی نهاد کتاب‌خانه‌های عمومی کشور به‌عنوان پرخواننده‌ترین خبرنگار ستون خبری حوزه‌ی کتاب معرفی شده است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت