نقدها

تلاش و توان‌تان برای داشتن یک زبان سلیس ادبی قابل اعتناست. در بند اول نوشته‌تان آمیزه‌ای از ضعف و قدرت دارید که البته نقاط قوت بر نقاط ضعفی که قابل اصلاح هستند می‌چربد. نشکستن بی دلیل جملات و روانی و سلاست خوانش در این ...
دوست عزیز داستان شما در زمره داستان‌های بومی قرار می‌گیرد. عبدالعلی دستغیب داستان‌های بومی را بر سه دسته تقسیم می‌کند. اولین دسته اینکه مکان داستان محل زیست و زادگاه و اصالت مولف باشد و رسم و رسوم و آداب و لهجه و گویش در ...
دوست عزیز خانم عفیف داستان‌تان را خواندم. در شروع داستان به صراحت و در جمله‌ا‌ی کوتاه مسئله‌ی شخصیت‌ها را بیان کرده‌اید. (محمد خسته شده بود از دنبال خانه گشتن، من هم.) این خوب است. اما در روند داستان این مسئله باید ...
دوست عزیز، آقای دزیانیان، سلام یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که ذهن هر نویسنده‌ای را موقع نوشتن هر داستانی درگیر خود می‌کند، این است که چه چیزهایی را باید گفت (تا کلام منعقد شود و داستان دچار لکنت در انتقال معنا نشود) و چه ...
داستان، ماجرای پسر جوانی است که در کشاکش بین مادر و نامزدش، به مرز خودویرانگری رسیده است. موضوع، به خودی خود می‌توانست جذاب باشد: سوژه‌ای باورپذیر که جزئیات زیادی هم در روایتش دارد. اما آیا در عمل هم چنین اتفاقی افتاده ...
شما داستان‌های زیادی از دهۀ شصت و سال‌های جنگ روایت کرده‌اید و این اتفاق، یعنی تمرکز بر یک دنیای داستانی ویژه به خودی خود ارزشمند است. اما شما که خودتان آن دوران را به خوبی درک کرده و از آن خاطرات متعددی دارید، این قدر در ...
چه ایدۀ درخشانی دارد این داستان و چه حیف که این ایده فقط در حد ایده باقی مانده است. معمولاً داستان‌هایی که با شخصیت غیرمتعارف و غیرمعمولی (یعنی کاراکترهایی که چیزی کمتر یا بیشتر از افراد معمولی دارند) نوشته می‌شوند، ...
خانم غزل بهار عزیز، سلام. این‌که نویسنده‌ای برای بهتر شدن داستان و برطرف شدن اشکالاتش کل متن را به هم بریزد تا به داستان بهتری برسد، جای تبریک دارد. گاهی بازنویسی سخت‌تر از نوشتن داستان است و متنِ بازنویسی شده «چوپا» ...
دوست عزیز سلام. داستان شما در زمره داستان مینی‌مال یا همان فلش‌فیکشن قرار می‌‌گیرد. باید بتوان یک فلش‌فیکشن را با حجم ماکزیمم دویست و پنجاه کلمه، ظرف یک تا سه دقیقه خواند و تا حد ممکن از شاخ و برگ داستان کاست. داستان ...
خانم کبری قیاسوند سلام خوشحالم داستان دیگری از شما می‌خوانم. «دختران دیروز» را خواندم. داستان خانم‌های همسایه‌ای که رابطه‌هایشان به صمیمیت و نزدیکی و شفافیت رابطه خواهرانه است. داستان می‌گوید این زن‌ها چیزی برای ...
برای بهتر شدن باید گام به گام پیش بروید. شما کماکان همان سفارش‌های قبلی را دنبال کنید. متن جدید نیز همان اغلاط و مشکلات را دارد. من فقط به نمونه‌هایی اشاره کرده بودم و بقیه را باید خودتان پیدا می‌کردید. البته شما به تمام ...
عرض درود و ادب مجدد، آقای لطف‌الله ترنجی داستان «آرزوی نارنجی» تا حدی با دغدغه‌های مورد نیاز، برای داستان‌نویسی مطابقت دارد، گرچه اگر فقط به خاطر کاراکترِ «مینا» نوشته نمی‌شد، شاید که سمت‌وسویِ جذاب‌تری به خود ...
خوب شروع کرده‌اید اما بدنه داستان خراب شده. علت هم بازی مصنوعی است که با کلمه "بساط" راه می‌اندازید. در مورد گول زدن مخاطب بهتر آن است که طبیعی باشد تا مصنوعی. یعنی تلاش کنید چیزهایی بگوئید که در مسیر طبیعی داستان باشند ...
عرض درود و ادب دارم، آقای سيدمهدى منتظرى خیلی سخت است که نویسنده‌ای بخواهد، داستان خودش را به طرز خطرپذیری، فقط با یک کاراکتر (آن هم با راوی اول‌شخص‌مفرد) شروع کرده و با همین وضعیت هم به پایان برساند. درواقع اگر که سوژه ...
دوست عزیز سلام. داستان شما روایتی‌‌ست از جهان مالیخولیایی زنی که همسرش را از دست داده و باردار است. زنی که توی اتوبوسی به سمت تهران از خواب پریده و خواب‌‌زده و حیران به دنبال همسر متوفی خود در اتوبوس می‌‌گردد و خیال ...
خانم زهره کنار عزیز، سلام. فلش‌فیکشن‌ها اتم شکافته‌ی داستان کوتاه هستند. در کمترین حجم و استفاده از کم‌ترین واژه باید بتوانند داستانی را روایت کنند. بخش سفیدخوانی در فلش‌فیکشن ها بسیار حائز اهمیت است. آن‌چه از سفیدیِ ...
آقای محمد مهدی امجد سلام «دیدار» تنها اثری بود که من از شما خواندم. در نوشتن آثاری این چنین همیشه ترس از این هست که نویسنده به جای داستان‌نویسی و به جای میل به تمرین و ارائۀ اثری جدی، به دام بازی‌های فرم و تکنیک افتاده ...
آقای بلال فتاحی سلام «دخترانی که به شهر می‌روند» را خواندم. با توجه به سابقۀ کوتاه داستان‌نویسی‌تان نقاط قوتی در کار هست که می‌شود به آن‌ها امیدوار بود. به عنوان مثال، داستان فضاسازی به نسبت خوبی دارد و ضرباهنگ آن ...
آقای بهروز بیغرض سلام «سنگ» دومین داستانی بود که از شما خواندم. این بار به سراغ پهلوان‌‌هایی رفته‌اید که سالهاست از میدان‌ها و میدانچه‌ها رفته‌اند. حالا اگر کسی در معرکه میل بگرداند یابخواهد زنجیر پاره کند به نظر ...
آقای بهروز بیغرض سلام «بهار زودرس» را خواندم و مفتخرم بگویم این داستان را خیلی خوب نوشته‌اید. میل پسردارشدن نه تنها در جهان عینی بلکه در آثار داستانی و غیر داستانی بارها تکرار شده است اما آنچه اهمیت دارد این است که ...