نقدها

آقای بهمن طالبی‌نژاد، سلام. نخستین مشکل برجسته در «ارواح خانه هنرمندان» زمان دستوری افعال است. این نکته بیش و پیش از هر چیز دیگری حتی پیش از درک فضا و ساختار کلی داستان، توی چشم می زند و سایر بخش ها را تحت الشعاع قرار ...
این نوشته می‌تواند یک واگویه یا اعتراف باشد. چنین نوشته هایی به تناسب موضوع خود می توانند احساسی شوند. در اینجا ما احساس و تفکرات مردی را داریم که درونیات و ذهنیات خود را بیرون می ریزد. در چنین مواقعی نویسنده باید به ...
درود اول این‌که نوشتن داستان را جدی گرفته‌اید و چند داستان برای پایگاه نقد داستان ارسال کرده‌اید عالی است. این‌که خودتان را به نقد گذاشته‌اید عالی‌تر است چون از همین حرف‌ها و نکته‌هاست که داستان جلو می‌رود. داستان ...
نفیسه خانم رازی سلام. با این‌که مدت زیادی نیست که به نوشتن روی آورده‌اید، کار خوبی کردید که داستان‌تان را برای پایگاه فرستادید تا در بازنویسی مشکلاتش را برطرف کنید. داستان حرمت را خواندم. شروع داستان از جای خوبی اتفاق ...
دوست عزیزم سلام، داستان شما را خواندم، روان و بانمک بود یعنی همان‌طوری که می‌خواست باشد اما کمیت داستان بودنش کمی لنگ می‌زد. برای شکل گرفتن یک داستان حداقل به دو اتفاق نیاز است. یک اتفاق به تنهایی هرچقدر هم که دراماتیک و ...
داستان شما را خواندم، به نظرم یکی از بهترین داستان‌هایی بود که در این مدت به بهانه پایگاه نقد داستان خواندم. داستان شما احتیاج به چند مرتبه بازنویسی دارد چون همه چیز در این داستان رها می‌شود. تمام چیزهایی که می‌توانند ...
داستان کوتاه ویژگی‌هایی دارد، دانستن ویژگی‌های داستان کوتاه یعنی دانستن اینکه داستان کوتاه چیست؟ وقتی می‌گوییم داستان کوتاه، همه‌ی ویژگی‌ها در همین کوتاه بودن است. همه‌ی عناصر داستان به نحوی به سمت این کوتاه بودن ...
این نوشته یک خاطره است تا یک داستان. داستان شخصیت می خواهد درست مثل همین نوشته، داستان حادثه می خواهد که این نوشته فاقد آن است. بدون یکی از این دو هیچ داستانی اتفاق نمی افتد. آنچه باعث جذابیت داستان می‌شود حادثه است. حادثه ...
درود داستان‌هایی که پایان ضربه‌زننده دارند داستان‌هایی بر لبه تیغ هستند. گاهی وقت‌ها درخشان از کار درمی‌آیند و گاهی وقت‌ها هم نه. شما دقیقا روی یکی از سخت‌ترین انواع داستان دست گذاشته‌اید و ساختمان کارتان را ...
سلام آتنای عزیز. خوشحالم که داستان‌تان را برای پایگاه نقد فرستادید. قدر روزهای پر شور جوانی را بدانید و حالا که به نوشتن روی آورده‌اید وقت بیشتری را صرف خواندن و نوشتن کنید تا راه و رسم این کار را یاد بگیرید و داستان‌های ...
«آئورا» اثر کارلوس فوئنتس رمان کوتاه متوسطی است که راوی دوم شخص در کنار پرداختن به تم تناسخ در حالی که ممزوج با بحث "زمان دوری" شده، آن را به رمانی نادر و تا حدودی منحصر بفرد تبدیل کرده است. ما در آن داستان، با یک تاریخدان ...
یک نویسنده همواره باید از خود سئوال کند: چرا کسی باید داستان مرا بخواند؟ دلایل زیادی را شاید بتوان فرض کرد اما همه آن‌ها در دو علت کلی خلاصه می‌شوند: اول محتوای داستان و دوم شیوه بیان و عرضه این محتوا. حال این داستان چرا ...
درود از جملات پایانی داستان شما شروع می‌کنم. شما در همان آخرهای نوشته‌تان چنین می‌گویید: «مامور سعی کرد او را بنشاند و گفت پس عمرت به دنیا بوده...» چرا از این جای داستان شروع کرده‌ام؟ چون فکر می‌کنم پایان‌بندی داستان ...
طبیعتاً می‌توان این داستان را به عنوان یک داستان مینیمال پذیرفت. علاوه بر حجم، سادگی زبان هم عنصر اصلی مینیمال بودن آن است، ضمن آن که ماجرایی هم به طور کامل تعریف شده است. قراردادن بخش کلیدی و اصلی داستان در انتها نیز از ...
زهرا خانم فرهنگی سلام. چه خوب که از خراسان رضوی داستان نوشته‌اید و برای ما ارسال کرده‌اید. با این‌که گفته‌اید کمتر از یک سال است که به نوشتن داستان روی آورده‌اید ولی داستان خوبی فرستادید. این نشان می‌دهد قصد دارید این ...
آقای کامران قیصر، سلام از اعتماد شما به پایگاه نقد داستان بسیار متشکرم و خوشحالم که کارهایتان را به طور مستمر می‌بینم و می‌خوانم؛ اما «اتوبانی که نه پیچی داشت و نه خمی»، داستان نیست. بیشتر به یادداشتی ادبی می‌ماند یا ...
دوست عزیزم سلام. داستان شما را خواندم و از خواندنش لذت بردم. به نظرم شما داستانتان را کمی شتابزده روایت می‌کنید. یعنی این همه اتفاق در این حجم از داستان جا نمی‌شود. تا به حال شنیده‌اید که می‌گویند فلان چیز در طول رشد کرده ...
با سلام و احترام خدمت نویسنده محترم. احترام به خاطر اینکه همت کرده، دست به قلم برده و جهانی خلق کرده است. باید عرض کنم هسته مرکزی داستان، ماجرای خانم زائری است که قرار است در سفر کربلا همراه مهران باشد و بدگمانی همسر مهران. ...
خانم شکوفه عمویی تبریزی سلام خوشحالم که به داستان نویسی علاقمند هستی و هر روز علاقمندتر می شوی. داستان «حباب های رنگی» خیال قشنگی دارد و تعدادی از صحنه ها و دیالوگ ها خوب درآمده اند؛ اما در داستان زاویه دید بسیار مهم ...
در یک داستان مینیمال، عنوان داستان خود یک امکان و ابزار به حساب می‌آید چرا که کمک می کند تا خواننده به یک پیش‌زمینه حسی و فکری برسد. همیشه در انتخاب عنوان داستان نهایت تامل و تفکر را داشته باشید و اصلاً عجله نکنید. هر چه ...
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت