نقدها

دوست عزیز خواسته بودید درباره اسم داستان نظر بدهم. حقیقتاً اسم داستان امری است سلیقه‌ای و کاملاً منوط به نظر و حس و حال نویسنده. چیزی دقیقاً شبیه نامگذاری بر فرزند. ممکن است برخی از نام خوششان بیاید یا آن را تقبیح کنند اما ...
خانم پروانه مهابادی سلام خواندن نخستین داستانی که برای ما فرستاده‌اید باعث افتخار است و از اعتمادتان به پایگاه نقد داستان سپاسگزارم. در داستان «گرگ‌زاده» همزمان از دو راوی زن و مرد استفاده کرده‌اید که شرح ماجرا در ...
دوست عزیز، آقای معتمدی، سلام این، بار دومی‌ست که من این داستان شما را می‌خوانم. رفتم و دوباره نسخه‌ی قبلی داستان و نقدی را که بر آن نوشته بودم، مطالعه کردم. البته که در این نسخه، از نظر نثر و زبان پیشرفت یا تغییر ...
نام داستان و فراز نخست، اوّلین صورت مواجهه‌ی خواننده با داستان است. داستان از اوّلین کلمه آغاز می‌شود. اوّلین کلمه آغازگر نام داستان است؛ چه به تنهایی چه همراه کلماتی دیگر. ما بر داستان نامی می‌نهیم و این نام نهادن تنها ...
دوست عزیز خانم کیانی نازنین، بیایید داستان شما را از ابتدا بررسی کنیم. «ده روز مانده به پایان سال بود» جمله آغازین داستان درست نیست. "ده روز به پایان سال مانده بود/ به پایان سال ده روز مانده بود/ ده روزی مانده بود به پایان ...
آقای محمد صالح نوری سلام «رویا» تنها داستانی است که برای ما فرستاده‌اید و ممکن است از جمله تجربه‌های اولیه شما باشد. بنابراین هم به خاطر شروع داستان‌نویسی به شما تبریک می‌گویم و هم برای جسارت و جدیت در کار که موجب ...
بازی‌های قشنگی در این متن کوتاه شده است. نام سهیل که مترادف ستاره سهیل است و دیر به دیر رصد می‌شود و در انتها حضور دختر همسایه در داستان که کسی انتظار حضورش را نداشت. شروع داستان این انتظار را پیش می‌آورد که ما درگیر ...
دوست عزیز، آقای جعفری، سلام داستان‌تان را خواندم. ایده‌ی مرکزی‌تان، که پهلو به فانتزی می‌زند، ایده‌ی جالبی‌ست و داستان خوبی را می‌توانست خلق کند، اگر خوب و درست و دقیق اجرا می‌شد. اما به نظر می‌رسد جز همین ایده‌ی ...
دوست عزیز، داستان شما سراسر شعار و کلیشه است. کلیشه‌های مفرط کپی‌شده از روی ووله‌های نمایشی برنامه‌های خانواده و تصویر زندگی و به خانه برمی‌گردیم و امثال اینها، که همان‌ها هم این روزها خریدار و تماشاچی ندارند چرا که ...
آقای کوردش جعفریزاده سلام «باقلوا» دومین داستانی است که از شما می‌خوانم. برجسته‌ترین ویژگی این اثر خلق موقعیتی است که راوی در آن گرفتار شده و به کنش‌ها و حس‌هایی رسیده که که رگه‌های شیرین طنز را در داستان ایجاد کرده ...
اولین چیزی که در نوشته شما به چشم می‌خورد عنوان آن است. در این که موضع داشته باشیم و بخواهیم مستقیم آن را بیان کنیم یا این که موضع داشته باشیم اما نخواهیم مستقیم آن را بیان کنیم، مشکلی وجود ندارد. به نظر من هر کدام از اینها ...
دوست عزیز، خانم دولت‌آبادی، سلام داستان‌تان در وضعیت و موقعیت خوب و دراماتیکی رخ می‌دهد؛ بزنگاهی جذاب که آبستن حوادث است. شخصیت‌ مرکزی جالبی هم دارد؛ بَدمنی که خواننده را با خود همراه می‌کند تا ببیند چه بلایی قرار ...
لیلای عزیز چقدر خوشحالم که به قلم جوانی به سن و سال شما داستان می‌خوانم و چقدر خوشحالترم که باورم بشود این نوشته یک دختر شانزده ساله است. بدون شک این سن و سال فرصت و زمان مطالعه و اشراف به همه منابع داستانی غنی و کتب نظری و ...
آقای محمد کمری سلام از همین تنها داستانی که برای ما فرستاده‌اید به نظر می‌رسد داستان‌نویسی برایتان جدی است که به دنبال خوانش و بررسی اثرتان هستید و در یادداشتی که برای منتقد گذاشته‌اید هم به همین مسأله اشاره ...
اینکه داستان را چه کسی تعریف کند یک مسأله‌ی اساسی است. همان‌طور که برای ایده‌های داستانی خود طرحی می‌ریزیم، همان‌طور که به رخداد داستان فکر می‌کنیم و به شخصیت‌هایمان و اینکه قرار است چه کار کنند و چه بگویند و ...
دوست عزیز خانم آشتیانی‌پور خرسندم که اولین کسی هستم که در این پایگاه نقد داستان با شما آشما می‌شوم و داستانتان را می‌خوانم. از اینکه به من و دوستانم اعتماد کرده‌اید بسیار خوشحالم. داستان کوچک و کوتاه شما شیرین روایت ...
خانم زهرا شیخ سلام به تازگی از هر سه داستان که در پایگاه نقد می‌خوانم یکی‌اش به سیل پرداخته و این چندمین داستانی است که می‌بینم باز هم در آن به سیلاب‌های اخیر اشاره شده است. این مسأله به خودی خود بد نیست و بلکه میزان ...
دوست عزیز، خانم آقایی، سلام داستان‌تان را خواندم. رفتن به گذشته و نگاه کردن به روزها و سال‌های رفته، از دیرباز برای نویسنده‌ها موضوع جالب و مسأله‌ی جذابی بوده. نام رمان سترگ «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته»، نوشته‌ی ...
دوست عزیز سلام. اینکه من اولین کسی هستم که داستان‌های شما را در این پایگاه داستانی می‌خوانم بسیار خوشحالم و امیدوارم آغازگر راهی پر نور و امید به سوی نوشتن و آرام گرفتن در کنار قصه و کلمه باشد. اما ین داستان شما در واقع ...
آقای محسن شایان سلام «بی تو هرگز» نخستین اثری است که برای ما فرستاده‌اید؛ بنابراین خوشحالم که داستان‌نویسی برایتان جدی‌تر شده و از اعتمادتان به پایگاه نقد داستان سپاسگزارم. در اینجا خانمی داریم که مدام در حال ...