نقدها

متن خلأهای زیادی دارد. اول این که "آنجا را که باید... " کجاست؟ اگر قرار است به این نکته برسیم که خرچنگ سفری را از یک منطقه بدردنخور به سمت یک منطقه بهتر در نظر داشته چنین چیزی اصلاً در داستان رسانده نشده. چه نشانه‌هایی در متن ...
خانم سارا مرتضوی سلام. پرکاری خوب است و باعث افزایش میزان آزمون و خطا می‌شود که برای کسانی که تازه وارد حیطه نوشتن شده‌اند، از نان شب هم واجب‌تر است! شما این خصوصیتِ خوب را دارید اما پرکاریِ صرف، جواب نمی‌دهد نگارنده ...
آقای مهدی ناظری سلام بسیار خوشحالم یک بار دیگر افتخار خواندن داستان شما به من رسیده است. شما نویسندۀ خوب و توانایی هستید و امید که در این مسیر ثابت‌قدم و در عین حال بخت‌یار هم باشید. اگر به خاطر داشته باشید همان اوایل ...
عرض درود و ادب دارم، خانم راضیه دوستعلی مطابق پیام ارزشمند و صادقانه مؤلف گرامی این اثر ارسالی: «...، حدود سه ماه هست که سعی در داستان‌نویسی دارم»، بایستی صادقانه عرض کنم که مطابق با ویژگی‌های بالقوه موجود، در هر دو اثری ...
سرکار خانم مری میر سلام. از حسن ظن‌تان به پایگاه نقد سپاسگزاریم. اثر شما با عنوان «یک خاطره از زیارت امام رضا علیه‌السلام» را خواندم دست شما درد نکند. خداقوت. خانم میر محترم، نویسندگی امر بسیار دشواری است. نوشتن یک داستان ...
دوست عزیز سلام و احترام گاهی نویسنده بنا بر دلایلی مایل است که داستان خود را با استفاده از ارجاعات برون متنی به سرانجام برساند و کامل کند؛ یعنی برای رساندن مضمون مورد نظر، خواننده را به متن یا داستانی دیگر در بیرون از ...
آقای لطف‌الله ترنجی سلام. من خودم از طرفداران ژانر پلیسی‌ام چه در سینما چه در داستان، اما واقعیت این است که اگر بخواهیم منصف باشیم میان آثار امیر عشیری و پرویز قاضی سعید و حتی آثار اصلی میکی اسپیلین [نه آن آثاری که متعلق ...
عرض درود و ادب دارم، آقای رضا خوشه بست ضمن تشکر صمیمانه بابت پیام ارزشمند، مهربانانه و بزرگوارانه‌تان، امیدوارم که شروع این روند ارسال آثار تألیفی ارزشمندتان به «پایگاه نقد داستان» و همچنین ارائه نقدهای تقدیمیِ منطبق ...
توصیه مهم همین است که نوشتم. احساسات لطیف شاعرانه را در داستان کوتاه بگذارید کنار. چشمان بی‌خواب... بی‌تاب... کندن و اوج گرفتن. همه جایی در داستان دارند. کندن و اوج گرفتن یعنی چه؟ معنای خاصی دارد؟ جز مثلا در متنی ...
آقای حمید نیسی عزیز، سلام. نمی‌دانم چند سال است به داستان‌نویسی روی آوردید، اما از تعداد داستان‌هایی که به پایگاه ارسال کردید عیان است نوشتن برایتان امری جدی است. امیدوارم با همین انگیزه و تلاش راه را ادامه دهید و به ...
عرض درود و ادب دارم، آقای دانیال فریادی همان‌طور که در نقد تقدیمی قبلی هم یادآوری و تأکید شده است، برای این که داستانی به مرحله روایت‌پردازانۀ موفقیت‌آمیزی برسد، به برنامه‌ریزی دقیق، مدیریت نوشتاری صبورانه و ...
ببینید هر متنی که یک قصه و ماجرایی را تعریف می‌کند داستان کوتاه نیست. متنی است که یک ماجرایی را تعریف می‌کند. داستان کوتاه و داستان وارد حوزه زیبایی‌شناسی می‌شود. شما درباره یک زن متنی کوتاه نوشته‌اید که داستان نیست. ...
عرض درود و ادب دارم، دوست نگارندۀ گرامی طبعاً این اثر ارسالی به لحاظ وجه آموزنده، تأمل‌برانگیز و معنوی بسیار ارزشمندی که در سوژه انتخابی [خاطره ارزشمند کسی که به سفر معنوی حج می‌رود و در هنگام دیدار از مکان‌های مقدس ...
معمولاً اطلاعات در داستان ارائه می‌شوند تا ما را با خصوصیات شخصیت‌ها بیشتر آگاه نمایند، یا ضمن پیش‌بردن داستان زمینه‌ساز شکل‌گیری گره داستان شوند. صرف ارائه اطاعات و بدون داشتن گره و حادثه باعث می‌شود متن به سمت یک ...
نکته اول: اصلاً امروزه بحث استعداد درونی مطرح نیست. زمانی تصور می‌شد نویسندگی صرفا یک استعداد درونی است، اما تکنیک‌های روایی و شیوه‌های امروزی نگارش و به‌خصوص ویژگی‌های زبان امروز داستان به نظر این برداشت را برهم زده ...
با نام و یاد خدا و با سلام خدمت شما دوست عزیز و بزرگوار. من داستان شما را خواندم. داستان شما ساختار درستی دارد. انگار یک خانه‌ای را در نظر بگیرید که اسکلت‌بندی درستی دارد. داستان شما شروع و پایان و میانه خوبی دارد. ...
سرکار خانم مهدیه پوراسمعیل سلام و احترام واژه‌ها تنها وسیله‌ی انتقال فکر و احساس و تنها ابزاری هستند که نویسنده به کمک آن‌ها جهانِ داستان خود را خلق می‌کند؛ بنابراین لازم است در انتخاب و به کار بردن آن‌ها نهایت دقت ...
در داستان اول این مجموعه با ایجاد تضاد موقعیتی تلاش کرده‌اید پیامی را برسانید. این که آدم با آدم فرق دارد. ابتدا تصور می‌شد که راوی با همان راننده روبرو می‌شود و این بار راننده با کار خوبش جنبه دیگری از شخصیت خودش را نشان ...
خانم فاطمه جوهری عزیز، سلام. کمتر از یک سال است که می‌نویسید و «سحرناز» اولین داستانی است که به پایگاه نقد فرستادید. امیدوارم در این راه مصمم باشید و به زودی داستان‌های بیشتری از شما دریافت کنیم. نمی‌دانم «سحرناز» ...
جوان که بودم، داستانی نوشتم که ماجراش چنین چیزی بود: یک نفر یادش می‌رود چتر ببرد. باران می‌بارد، طرف آب می‌رود، آنقدر که ناپدید می‌شود. داستان شما مرا یاد همان جوانی و چه‌بسا خامی انداخت. این داستان هم چیزی است مثل ...
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت