درباره چیزی بنویسید که شناخت کامل و جزئی از آن دارید.




عنوان داستان : امتحان
نویسنده داستان : ریحانه کجوری

از روز ازل وظیفه‌اش هماهنگی و برگزاری امتحانات زمینیان بود. بخشنامه شده‌بود به همه‌ی مسئولین برگزاری امتحانات ابلاغ شود:«امتحانِ امسال به صورت یکسان، هماهنگ و همزمان در کل زمین برگزار خواهدشد.» از زمان نوح نبی ع تا کنون چنین بخشنامه‌ای ندیده‌بود. به نظرش رسید شرایط شبیه امتحانات نهایی ست...با خودش گفت پس باید آماده‌ بود. شاید کنکور سراسری نزدیک باشد!
نقد این داستان از : معید داستان
با سلام.
وقتی نویسنده درباره موضوعی دست به قلم می‌گیرد، باید قصه‌ای مرتبط با همین مضمون برای مخاطب داشته باشد. نمی‌شود و نمی‌توان مضمون و موضوع را دور زد. از کنارش گذشت. این نیست چیزی را با چیز دیگر مقایسه کرد و آن را به جای چیز دیگر جای‌گذاری کرد. وقتی نویسنده درباره تنهایی می‌نویسد پس باید موقعیت، ماجرا، شخصیت، اجرا و قصه درباره یک تنهایی مشخص با مختصات دقیق باشد. پرداخت به کلیات و برداشت جزئی و متفاوت از آن کلیات، چیزی به نام حس - که اصل و اساس هنر است- در مخاطب تولید نمی‌کند. هیچ‌وقت در هنر به موضوعی هستی‌شناسانه و کلی نپردازید. هستی‌شناسی موقلات فلسفی است. هنر پرداخت به جزئیات است. از یک موضوع و مساله کلی شروع می‌کنیم و آن را به‌صورت جزئی در تار و پود اثر می‌نشانیم. نویسنده، هنرمند اندیشه‌ای و فرضیه‌ای در ذهنش شکل می‌گیرد، می‌خواهد آن را در فرم و بیان هنری بریزد. در ادبیات به‌وسیله کلمه، در نقاشی به‌صورت پاشیدن رنگ به روی بوم، در سینما به‌وسیله اسلایدهای تصویری متحرک و در باقی مدیوم‌ها به‌وسیله ابزاری که در اختیار دارند. در واقع هنرمند اندیشه خود را در صافی حس می‌ریزد و عبور می‌دهد، تا مخاطب آن را به همان صورت حسی، بپذیرد. مثال بزنم: تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ مساله و موضوع مرگ را دنبال می‌کند. مرگ یک موضوع کلی و اندیشه‌ای است و درباره‌اش هم به‌صورت فلسفی بحث شده است و هم در امر دینی، پرسش‌ها و پاسخی فراوانی به آن داده شده است. هنر قرار است چه کند؟ هنرمند -دراینجا نویسنده- این موضوع را در قالب شخصیتی و در دل قصه‌ای ریخته است. مخاطب مرگ را لحظه به لحظه با ایوان ایلیچ درک می‌کند. به وسیله‌ی ماجرایی، قصه‌ای، شخصیتی... مرگ دیگر امر کلی نیست. جزئی شده است. می‌فهمیم چگونه است. چون حسش کرده‌ایم. آن را باور کرده‌ایم. پذیرفته‌ایم‌. پس وقتی درباره کرونا و یا هر موضوع دیگری چیزی می‌نویسیم، باید ماجرای مشخص باورمندی داشته باشیم تا مخاطب هم آن را باور کند. درباره چیزی بنویسید که شناخت کامل و جزئی از آن دارید. این‌گونه داستانی و دراماتیک پرداخت می‌شود و اندازه‌اش دقیق در می‌آید. موفق باشید.

منتقد : معید داستان




دیدگاه ها - ۱
ریحانه کجوری » سه شنبه 01 شهریور 1401
خیلی ممنون بابت نقد البته باید اعتراف کنم که درست متوجه نقد نشدم! البته قرار بود این یک داستان کوتاه کوتاه باشد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت