انتخاب عنوانی هوشمندانه برای میکروفیکشن




عنوان داستان : گنج
نویسنده داستان : کبری معروفی

مرد الف و مرد ب زیر درختی چاله می کنند.
_زیر همین درخت بود مگه نه ؟
_اره پس کو ؟
مرد الف به سمت درخت بغلی می رود و شروع به کندن زمین می کند:شاید این یکی درخت بود ؟
مرد ب کنار چاله اولی ایستاده و تو فکر است با صدای چند پیامک پی درپی به خودش می آید:((قسط پرداخت شد ،انتقال صورت گرفت))
مرد ب نزدیک مرد الف می رود
_بیل رو بده تا اون طرف درخت بکنم .
مرد الف راست می ایستد صفحه گوشیش باز می کند ((مبارک است فردا برای تحویل سند ویلا و ماشین تشریف بیاورید ))
نقد این داستان از : نازنین جودت
خانم کبری معروفی عزیز، سلام. چهار سال است که می‌نویسید و داستان‌های زیادی به پایگاه ارسال کردید. عیان است که نوشتن برایتان امری جدی شده و جایی در زندگی روزمره‌تان به آن اختصاص دادید. امیدوارم با همین جدیت و انگیزه به نوشتن ادامه دهید و به زودی شاهد چاپ مجموعه داستان‌تان باشیم.
عنوان در داستان ویترین است. با چیدمانی درست و جذاب مخاطب را به خواندن متن ترغیب می‌کند اما در داستانک‌ها جایگاه ویژه‌تری دارد. عنوان در میکروفیکشن‌ها می‌تواند بخشی از داستان یا حرف نگفته‌ای در متن را در خودش جای دهد. اتفاقی که به درستی در داستانک شما افتاده و از همان آغاز مخاطب می‌داند که متن مربوط به گنج است.
به خاطر ندارم که در یادداشت‌های قبلی‌ام راجع به خصوصیات و تکنیک‌های داستانک‌ها برایتان نوشته بودم یا نه. با این احوال مرور کوتاهی می‌کنم تا نقاط قوت و اشکالات کار را بهتر ببینید و در بازنویسی متن را به موقعیتی که شایسته‌اش است، برسانید.
داستانک ها زبان ساده و شسته‌رفته‌ای دارند که این اصل در «گنج» به خوبی رعایت شده. مکان و زمان در داستانک محدودیت دارد که متن شما هم در واحدی از زمان و مکان روایت می‌شود. داستانک‌ها خطی روایت می‌شوند و تعداد شخصیت‌هایشان محدود است. معمولا ساختاری ساده دارند اما جوهره‌ی داستانی‌شان قوی است. میکروفیکشن شما این موارد را هم شامل می‌شود. اما مهم‌ترین اصل که همانا محدودیتِ استفاده از کلمات است، در داستانک شما رعایت نشده. در داستان‌های برق‌آسا حتی ضرورت ورود هر کلمه به متن باید احساس شود. در غیر این صورت داستانک موجز نخواهد شد. این متن می‌تواند از این هم کوتاه‌تر باشد به شرط آن‌که اضافات حذف شود و جملاتی که باقی می‌مانند، صیقل داده شوند. گفتگو در داستانک‌ها کاربرد زیادی دارد اما در میکروفیکشن شما از آن به درستی استفاده نشده. انتخاب اسم های الف و ب به متن ننشسته. مرد اول و مرد دوم انتخاب بهتری است. وقتی نویسنده از اسامی‌ای مثل الف و ب استفاده می‌کند یعنی چیزی برای پنهان کردن دارد، به همین دلیل فقط حرف اول اسم شخصیت‌ها را به مخاطب می‌گوید. در داستانک شما چنین قصدی نبوده پس مرد اول و مرد دوم اسامیِ مناسب‌تر‌ی هستند و شبهه‌ای ایجاد نمی‌کنند.
فکر اولیه‌ی این داستانک عالی است و پتانسیل تبدیل شدن به میکروفیکشنی فوق‌العاده را دارد. دو مرد پول یا چیز ارزشمندی را جایی پنهان کرده بودند و حالا به سراغش رفته‌اند. قرار است مخاطب برداشتش از داستان این باشد که هر دو قبل‌تر بدون اطلاع دادن به دیگری سراغ گنج رفته و آن را برداشته‌اند. در متن برای هر دو نفر پیامک می‌آید. یعنی هر دو قبل‌تر سراغ گنج رفته‌اند و آن را برداشته‌اند. این اتفاق چطور امکان‌پذیر است؟ مگر این‌که پول یا چیزی را که پنهان کرده بودند در دو یا سه چاله پنهان کرده باشند. لطفا در بازنویسی به این موضوع توجه داشته باشید. گفتگویی کوتاه بین دو مرد می تواند این مشکل را برطرف کند.
بخوانید و بنویسید و باز هم برای ما داستان بفرستید که مشتاق خواندن هستیم.

منتقد : نازنین جودت

متولد 1352 شمیران. فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی، مقطع کارشناسی. بیش از 14 سال است که نوشتن را جدی دنبال میکنم.



دیدگاه ها - ۱
علیرضا احمدی » شنبه 02 بهمن 1400
با سلام خدمت نویسنده و منتقد محترم، از آنجا داستانک می باشد و از آوردن نام خودداری کرده اید، بنا به فرم روایت عرض کنم داستان ضربه خوبی به خواننده نزده است، دو نفر در حال جستجوی گنجی که از قبل پنهان کرده اند سر یکدیگر کلاه گذاشته اند هنگام گشتن گنج به همدیگر چیزی نمی گویند ولی مخاطب از پیامک متوجه می شود که سر همدیگر کلاه گذاشته اند! اشتباه کار این است که شما باید یکی از آن دو را نزد دیگری لو می دادید تا داستان تازه شکل بگیرید، شما فقط طرح داستان را ساخته اید نه خود داستان را! به نظر می رسد طرح شما در این حجم کم نمی گنجد و باید با پرداخت بیشتر آن را از این حالت خارج کنید، بازنویسی فراموش نشود! داستان را بلندتر و زیباتر کنید و با شخصیت پردازی که این سبک داستان ها بیشتر روی همین محور می چرخد آن را زیباتر کنید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت