اهمیت انتخاب مسیر نویسندگی




عنوان داستان : کویر خشکِ نبودن
نویسنده داستان : سوگند رحیمی

بعد از تو چشمانم جای ابر ها بارید
جوری که دیگر تا سال ها نه ابر از سمت خانه یمان رد شد و نه بارانی بارید.
هوای اتاقی که تو را شب ها در کنار خود میخواباندم،سرد است!
فرقی هم نمیکند فصل شکوفه های درختان باشد،یا ریزش برگ ها.

بعد از تو خورشید را ندیده‌ام
ماه بر شب هایم نتابیده؛
و نوری در سر تا سر وجودم روشن نشده است.
چراغ های خانه از کار افتاده و سالهاست در تاریکی نبودن هایت،تاریک مانده‌اند.

بعد از تو نه کسی را دیده‌ام و نه کسی مرا دیده است.
منِ بی تو مثل توئه بی من نیست!

هرشب گیسوانی از موهای مشکی‌ات را از لا به لای دستمالی که اولین بار در خیابان به من داده بودی،بیرون میکشم.
هر روز تارهایش کم میشود!
یا شاید چشمان من تار میشود و تار های زلف تو گم.

در این کویر خشکِ نبودنت،از دور سرابی چون لب هایت میبینم.
تمام ترسم این است نزدیک شوم و اخرین امیدم را به ناامیدی هایم بسپارم.
همان جا مینشینم به سرابِ لب هایت چشم میدوزم و به خواب فرو میروم.
خوابی عمیق که دیگر باز نمیگردم.
و در اینجا شروعی از جنس پایان شکل میگیرد و اخرین سکانس زندگی‌ام را بازی میکنم.
و من دیگر هیچ وقت،لب هایت را نبوسیدم محبوبِ زیباروی زشت سیرت من.
نقد این داستان از : مریم فردی
دوست عزیز، خانم سوگند رحیمی
سلام
داستانک شما با عنوان «کویر خشک نبودن» را خواندم. از شما ممنونم که به پایگاه نقد داستان اعتماد کرده‌اید و اولین آثارتان را برای ما می‌فرستید.
خانم سوگند عزیز، یک توضیح کلی بدهم که در نقد داستانتان هم از آن استفاده خواهم کرد. ولی همین توصیه خواهرانه ساده احتمالا برای شما راهگشا خواهد بود. تجربه شخصی من و آنچه که در میان دوستان داستان‌نویسم دیده‌ام و از اساتید این حوزه شنیده‌ام این است که باید در داستان‌نویسی مسیر و حوزه تخصصی خودتان را به طور مشخص بشناسید. می‌خواهید رمان‌نویس شوید، داستان‌کوتاه بنویسید، یا داستانک. و یا اصلا قصد دارید وارد فضاهای ناداستان شوید که به طور کل متفاوت است. نوشتن یک داستان کوتاه با نوشتن رمان فرق دارد. شاید در هر دو عناصر داستانی مشترکی وجود داشته باشد، ولی فرایند پیاده‌سازی آنها از زمین تا آسمان متفاوت است. داستان‌کوتاه در زمان کمتری نوشته می‌شود تا یک رمان. نویسنده یک رمان باید بتواند طرح خود را گسترش دهد و به حجم قابل‌قبولی برساند. در حالی که در داستان‌کوتاه، ماجرا متفاوت است. نویسنده داستان‌کوتاه باید بتواند داستان را در موجزترین حالت ممکن خودش بنویسد. بنابراین باید در انتخاب جمله‌هایش دقت کند. تک‌تک جمله‌ها نقش مهمی در پیشبرد داستان کوتاه دارند.
در مورد داستانک این موضوع مهم‌تر هم هست. در داستانک حجم بسیار کم است و نویسنده فرصت چندانی ندارد. اینجا دیگر تک‌تک کلمه‌ها مهم هستند. هر کلمه باید داستان را پیش ببرد، در غیر این صورت اضافی است.
چرا اساتید می‌گویند که حوزه اصلی خودتان را مشخص کنید؟ چون حساسیت نویسنده بر اساس مسیری که انتخاب می‌کند تربیت می‌شود. یک رمان نویس عادت می‌کند که با حوصله توضیح دهد و توصیف کند و آنقدرها نگران تعداد کلمه‌ها و جمله‌ها نباشد. و برعکس یک داستان کوتاه‌نویس یاد می‌گیرد که فشرده و فشرده‌تر روایت کند. و باز در مورد داستانک‌نویس این موضوع تشدید می‌شود.
توجه به این نکته خیلی مهم است. به ویژه برای شما که در ابتدای راه هستید. کم نمی‌بینیم رمان‌هایی را که نویسنده توان گسترش طرح آن را نداشته و جهان رمان را خلق نکرده و در مقابل داستان کوتاه‌هایی که پر از کلمه‌ها و جمله‌های اضافه‌ای هستند که داستان را خراب می‌کنند.
«کویر خشک نبودن» هم چنین وضعیتی دارد. در نگاه اول و از نظر حجم یک داستانک است ولی توصیفات آن و زبان شاعرانه‌اش شبیه داستان کوتاه است. می‌بینیم که تکلیف نویسنده مشخص نیست. از آنجا که یک داستانک باید مفهومی را در حداقل کلمات ممکن به خواننده منتقل کند و او را به سرانجامی برساند، انتخاب زبان شاعرانه که نیازمند استعاره و ... است، مناسب این قالب نیست. در ضمن به طور کلی کوتاه بودن یکی از ویژگی های داستانک است، نه تنها ویژگی آن. داستانک هم باید ویژگی های عمومی یک داستان را داشته باشد. خط اصلی داستان مشخص باشد، عدم تعادلی وجود داشته باشد و ... در داستانک شما، علاوه بر اینکه زبان مشخص را ندیدم، این ویژگی ها را هم ندیدم. شخصیت داستان شما ظاهرا مردی است که زنی را دوست داشته و در این صحنه از دوری او می میرد. این «یک‌خطی» داستان شماست که نه باورپذیر است و نه اصلا یک طرح داستانی.
مطالعه کنید. خیلی زیاد هم این کار را انجام بدهید. هیچ عجله‌ای برای انتشار کتاب نیست. سن شما کم است و این فرصت را دارید که در زمینه‌های مختلف و شکل‌های متفاوت ادبی مطالعه کنید و زمینه اصلی فعالیت خودتان را پیدا کنید. آن وقت است که باید برای پیشروی در آن حوزه تمرکز کنید.
منتظر داستان‌های دیگر شما هستیم.
موفق باشید.

منتقد : مریم فردی

لابه‌لای کتاب‌ها بزرگ شدم. در خانه‌ای که پر بود از کتاب و مجله و روزنامه. «تیستوی سبز انگشتی» اولین کتابی بود که خواندم. تا به خودم آمدم دیدم نویسنده‌ها و قهرمان‌های کتابهایشان را بیشتر از آدم‌های اطرافم می‌شناسم. سوم راهنمایی بودم که جهان ...



دیدگاه ها - ۱
علیرضا احمدی » سه شنبه 09 آذر 1400
کوتاه ترین داستان جهان برای همینگوی است. " برای فروش:کفش بچه، هرگز پوشیده نشده " مهم تعداد کلماتی نیست که در داستان استفاده می شود ، مهم پیامی است که نویسنده به مخاطب می رساند. ولی برای رسیدن به این مرحله بسیار باید تمرین کنید و بدانید مخاطب با حداقل کلمات نیز می تواند با داستان رابطه برقرار کند . تمرین و مطالعه فراموش نشود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت