معمولی بنویسید، همین معمولی‌ها خاص خواهند شد




عنوان داستان : بستنی های دلتنگ
نویسنده داستان : سید فرید یادگاری

لباس هایی که مشتری ها در قفسه ها رها کرده اند را مرتب میکنم، زیر لب "پیچک ابی" را زمزمه میکنم ، مریم دلش یک سه اسکوپی میخواهد و من هم که آب هویج رفیق روحم است، تا زدن را تمام میکنم و میروم.
سریع برمیگردم مریم بدون هیچ پیغامی آب شده است، هیچکدام از اسکوپ ها را نمیتوانم از مرگ نجات بدهم. خودم را تا میزنم و در یکی از قفسه ها جا خوش میکنم.

یک نفر وارد مغازه میشود، هیچکس نیست پول های دخل و چند لباس را برمی دارد، مرا که دم دستی ام میپوشد و میرود. پولهایی که برداشته را درون جیبم میگذارد تا اینجای کار بی حساب میشویم به جز آن چند لباس. به خانه اش میرسد نفس راحتی میکشد اما دیر شده است بسیار دیر
پوشیدن من پوشیدن دلتنگی های سه اسکوپی است تا آب نشود خلاصی ندارد.

#فرید_یادگاری
نقد این داستان از : ندا رسولی
جناب آقای سید فرید یادگاری سلام و احترام
اگر داستان کوتاه برشی از زندگی است، داستانک یا فلش فیکشن یا داستان مینی‌مال برشی ناگهانی و بسیار محدودتر است و می‌بایست در نهایت ایجاز به بیان مضمون مورد نظر نویسنده بپردازد تا بتواند برای مخاطب تاثیرگذار باشد. به بیانی داستان‌های مینی‌مال معمولا کوتاه‌ترین حالت روایت داستان است و در پی کشفی ضربه‌زننده می‌باشند، این کشف با غافلگیری همراه است و از این روی بر خواننده تاثیر می‌گذارد. داستان‌های مینی‌مال اگر چه با داستان‌های کوتاه یا داستان‌های بلند یا رمان در پرداخت تفاوت‌هایی دارند؛ اما به طور کلی برای نگارش چنین داستان‌هایی قواعدی وجود دارد که نویسنده ملزم به استفاده و توجه به این قواعد در نگارش داستان است. همان‌طور که اشاره شد مسئله‌ی حجم مهمترین مسئله در داستان‌های مینی‌مال است؛ نویسنده می‌بایست نهایت دقت و توجه را درانتخاب واژگان و جملات داشته باشد، حاشیه نرفته و بتواند با کمترین واژگان عمیق‌ترین معانی را برساند، به طوری که گفته می‌شود در یک فلش‌فیکشن می‌بایست طوری عبارات و واژه‌ها در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند که حتی امکان حذف هیچ واژه‌ای وجود نداشته باشد. داستان‌های مینی‌مال از لحاظ محتوایی معمولا به درون‌مایه‌های کلی و جهان‌شمول می‌پردازند؛ مانند تنهایی، عشق و مرگ و... شخصیت‌ها در داستان‌های مینی‌مال معمولا کم، ساده و معمولی هستند؛ شاید مانند همین آدم‌هایی که دور و بر خودمان می‌بینیم، پرداخت شخصیت‌ها نیز همانند پرداخت شخصیت در داستان کوتاه یا بلند نمی‌تواند باشد، زیرا مجالی برای چنین پرداختی وجود ندارد؛ اما در حد لازم می‌بایست شخصیت‌ها پرداخت شوند. زمان و مکان در داستان‌های مینیمال محدود است و معمولا تغییرات مکانی آنچنانی‌ای نداریم، از طرفی وقایع داستان در محدوده‌ی زمانی کوتاهی معمولا رخ می‌دهد، شاید لحظه‌ای، دقایقی یا روزی و... طرح در داستان‌های مینیمال ساده است؛ آنچنان که گاهی تصور می‌شود این داستان‌ها طرحی ندارند؛ اما چنین نیست، بلکه پیرنگ ساده و کوتاهِ این داستان‌ها باعث چنین تصوری می‌گردد. پایان‌بندی در این داستان‌ها بسیار با اهمیت است و معمولا با غافلگیری همراه است؛ به این معنا که نویسنده با طراحی پیرنگی ساده و روایتی همراه با ایجاز در نهایت به پایانی غافلگیر کننده و ضربه زننده می‌رسد و درپایان خواننده را به تفکر و کشف دعوت می‌کند. و اتفاقا ویژگی مهم و خوبی که این داستان‌ها دارند همین است که در پایان معمولا موجب تفکر خواننده خواهند شد و گاه با به پایان رسیدن داستان، روایت همچنان در ذهن خواننده ادامه پیدا می‌کند و او را به حظ کشف و شهود وا می‌دارد. گفته شده است که داستان‌های مینیمال همچون کوه یخی هستند که در نگاه اول تنها بخش کوچکی از آن قابل مشاهده است؛ اما بخش اعظم آن در لایه‌های زیرین قرار دارد، بنابراین نویسنده‌ی داستان‌های مینیمال می‌تواند در حجمی کوتاه به بیان مفاهیم و معانی عمیق بپردازد.
حجم فشرده و برخی ویژگی‌های بستنی‌های دلتنگ، آن را به عنوان داستانک به خواننده معرفی می‌کند. در ابتدای نقد به ویژگی‌های داستان‌های مینی‌مال اشاره شد؛ تنها رعایت ایجاز و محدودیت حجم نمی‌تواند برای نوشتن یک داستان مینیمال کافی باشد؛ بلکه نویسنده ملزم به رعایت همه‌ی مواردی است که برای نوشتن یک داستان مینیمال لازم است. نویسنده می‌تواند با آموزش و تمرین و مطالعه به این مهارت دست یابد و از تکنیک‌های داستان‌نویسی به خوبی بهره برد. اما مهمترین چیزی که قبل نوشتن هر داستانی و نه فقط یک داستان مینیمال، وجود دارد؛ این است که نویسنده بداند چه می‌خواهد بگوید. نویسنده قبل از نگارش اثر لازم است از خود بپرسد چه قرار است بگوید؟ داستان قرار است به کجا برسد؟ و مسئله‌ی داستان چیست؟ نویسنده می‌بایست برای چنین سوالاتی پاسخ روشنی داشته باشد؛ و همچنین لازم است که نویسنده در بیان مضمون نهایت دقت را داشته باشند که آنچه را لازم است به درستی به خواننده منتقل کنند و در دادن اطلاعات خساست به خرج ندهند تا داستان با ابهام همراه نباشد. گفته شد که داستان‌های مینی‌مال می‌توانند خواننده را کشف و تفکر وا دارند؛ که این خیلی خوب است؛ اما عمیق بودن و به تفکر وا داشتن خواننده متفاوت است با ابهام و وجود حفره در داستان. نویسنده می‌تواند بخشی از داستان را در پایان به خواننده واگذار کند و او را به سپید خوانی دعوت نماید؛ اما نمی‌بایست از دادن اطلاعاتی که لازم و ضروری است اجتناب کند. بستنی‌های دلتنگ حفره دارد. البته مخاطب می‌تواند در بخش‌هایی حدس‌هایی بزند و در بخش‌هایی با روایت ارتباط برقرار کند؛ اما در ذهنش سوال و ابهام ایجاد می‌شود و در نهایت خواهد پرسید که: «داستان قرار بوده به کجا برسد؟»
ضمن اینکه انتخاب و از آب و گل درآوردن راوی و شخصیت غیر انسان برای داستان کار دشواری است؛ و لازم است نویسنده دلیل موجهی برای انتخاب چنین راوی‌ای داشته باشد؛ در واقع پیشنهاد می‌شود اگر نویسنده آنچه را قرار بوده بگوید با یک راوی و شخصیت انسان نتوانست بگوید؛ بعد از آن به سراغ روای غیر انسان برود. در انتخاب شخصیت انسانی کار نویسنده ساده‌تر خواهد بود و احتمالا داستان به شکل بهتری جمع و جور خواهد شد.
به نظر می‌رسد نویسنده‌ی بستنی‌های دلتنگ قصد داشته‌اند با روایتی ویژه، داستانی خاص بیافرینند؛ اما همواره و به ویژه به نویسندگان تازه‌کار پیشنهاد می‌شود که در شروع سعی، در نوشتن داستان‌های خاص نداشته باشند؛ بلکه با توجه به قواعد و تکنیک‌های داستان نویسی در ابتدا به خلق داستان‌های معمولی بپردازند. همین داستان‌های معمولی به مرور زمان و با قوت گرفتن قلم نویسنده به داستانی خاص و ویژه و خواندنی تبدیل خواهند شد. آنچه اهمیت دارد این است که نویسنده با توجه به آنچه از تکنیک و قواعد داستان نویسی آموخته و با بهره‌گیری از تجربه‌ی زیسته خود و مطالعاتی که داشته است، بتواند به خلق یک جهانِ برساخته‌ی کامل دست یابد، جهانی که مخاطب بتواند در آن بایستد، آن را تصور نماید و با آن همراه شود. در این صورت است که می‌شود گفت نویسنده کارش را به درستی انجام داده است و آنچه قرار بوده بگوید تاثیرگذار شده است.
جناب آقای سید فرید یادگاری ورود شما به پایگاه نقد را خوش‌آمد می‌گویم. شما سابقه‌ی کوتاهی در داستان نویسی دارید و قطعا با خواندن و نوشتن مداوم به نتایج بهتری خواهید رسید. از اعتماد شما به پایگاه نقد سپاسگزارم و منتظر آثار بعدی‌تان هستیم. موفق باشید.

منتقد : ندا رسولی

داستان کوتاه و رمان نویس، اواخر سال های دبیرستان و دانشگاه با شعر و کمی بعد با داستان کوتاه به حیطه ادبیات وارد می شود آغاز فعالیت جدی داستان نویسی 1393، رشته تحصیلی: شیمی آزمایشگاهی، همکاری با مجلات رشد



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت