داستان گزارش زندگی شخصیت نیست




عنوان داستان : دفتر انشا
نویسنده داستان : مریم صفدری

شانس آورد که خانم معلم نمره‌ها را بلند نمی‌خواند. وقتی ورقه‌ی امتحان ریاضی‌اش را خانم دستش داد از شرمندگی سرش را پایین انداخته بود. خودش می‌دانست با اینکه خیلی درس خوانده بود اما باز هم امتحانش را خوب نداده بود. نمره‌ی چهاردهِ قرمز رنگِ روی برگه را زود با دستش پوشاند.  برگه را تاکرد و گذاشت لای دفترش. هم غصه می‌خورد و هم شرمنده‌ی خانم معلم مهربانش بود که نتوانسته نمره‌ی خوبی بگیرد.
- آخه چرا اینقدر ریاضی برای من سخته؟! چرا هر چی می‌خونم یاد نمی‌گیرم؟!
داشت این حرف‌ها را با خودش می‌گفت که زنگ کلاس زده شد.
زنگ تفریح را در کلاس ماند. حوصله‌ی بازی با بچه‌ها و حتی خوردن لقمه‌ی نان و پنیرش را هم نداشت.
زنگ بعد انشا داشتند. خانم معلم که متوجه قیافه‌ی گرفته‌ی سارا شده بود، اولین نفر اسم او را خواند تا بیاید و انشایش را بخواند. سارا که همچنان بابت نمره‌ی ریاضی از معلم خود شرمنده بود دفترش را برداشت و رفت جلوی کلاس و انشایش را خواند.
انشا که تمام شد بچه ها بدون اینکه خانم معلم چیزی بگوید برایش دست زدند. سارا همیشه بهترین انشای کلاس را می‌نوشت و همه‌ی بچه‌ها از شنیدن نوشته‌های او لذت می‌بردند. تشویق کردن بچه‌ها که تمام شد خانم معلم با لبخند به سارا نگاه کرد و گفت:
-آفرین ساراجان! انشاهای تو همیشه عالی هستند. به نظر من تو استعداد نویسنده شدن رو داری. من دوست دارم یه دفتر قشنگ بخرم و به تو بدم تا همه‌ی نوشته‌ها و انشاهاتو اون تو برام بنویسی. میخوام همشونو داشته باشم.
سارا از اینکه نوشته‌هایش اینقدر خوب بودند که خانم معلم می‌خواست آنها را برای خودش نگه دارد خیلی خوشحال شد.
سال‌ها بعد وقتی که سارا برای گرفتن جایزه‌ی کتابی که نوشته بود به جشنواره‌ای رفته بود، خانم مسنی نزدیکش شد و یک دفتر با جلد قلب قلبی را به او داد.
سارا وقتی فهمید خانم مسن، خانم معلم مهربان اوست خیلی خوشحال شد و به خاطر زحمات معلم خوبش دست او را بوسید.
نقد این داستان از : علیرضا متولی
به نام خدای مهربان
نوشته‌ای که از شما خواندم به داستان نزدیک نشده است.
داستان ویژگی‌هایی دارد که باید آنها را بشناسید. و بعد از آموزش‌های اولیه مبادرت به نوشتن کنید.
اولین نکته‌ای که درباره نوشته‌ی شما به ذهنم می‌رسد، این است که نوشته‌ی شما به یک بیوگرافی شبیه است.
طرح داستانی ندارد. در یک طرح داستانی همه چیز به‌طور منطقی پیش می‌رود و هر اتفاقی دلیل بر اتفاق بعدی است.
نوشته‌اید که این داستان برای کودکان است، اما نه. این داستان برای کودکان نیست. این داستان درباره کودکی است که مشکل در فهم ریاضی دارد، اما نوشتن انشایش خوب است.
داستان برای کودک با داستان درباره کودک با هم تفاوت ذاتی دارند.
وقتی می‌خواهی داستانی برای کودکان بنویسی باید به مشخصه‌هایی توجه کنی که قبلا هم برای دوستان دیگر گفته‌ام و مجددا برای شما تکرار می‌کنم.
(حالا که می‌خواهید داستان کودک را جدی بگیرید و وارد چالش با آن شوید اجازه بدهید از اینجا شروع کنم:
آنچه یک داستان را برای کودکان جذاب و خواندنی می‌کند عبارت است از:
1- داستانی با محتوای کودکانه
2- زبان کودکانه برخواسته از منطق کودکانه
3- منطق کودکانه
4- فانتزی و خیال کودکانه
5- طنز کودکانه
6- حرکت
7- پایان خوش
8- تمسخر یا نشان دادن بی‌کفایتی قهرمان منفی
9- سرگرم‌کنندگی
10- ظرفیت بازگشت مجدد خواننده به قصه.
اما هر داستانی چه کودکانه و چه بزرگسالانه یک فرمول کلی و جهانی دارد:
تعادل اولیه، سپس برهم خوردن تعادل و بعد رسیدن به تعادل ثانویه.
در تعادل اولیه قهرمان قصه روزگار خوب و خوشی می‌گذراند تا در اتفاقی خاص و مرتبط با داستان آن تعادل به‌هم می‌خورد. آنگاه قهرمان قصه برای بازگشت به تعادل حرکت می‌کند و تلاش می‌کند تا به تعادل دیگری برسد و در آن تعادل بعدی یا ثانویه به مرحله‌ی تازه‌ای در زندگی می‌رسد. این مرحله‌ی تازه ممکن است یادگیری یک چیزی باشد یا یافتن احساس تازه‌ای یا رفتار تازه‌ای و یا موقعیت تازه‌تری که حکایت از رشد او دارد.)
خب داستانتان را با این خط‌کشی که خدمتتان بیان کردم اندازه بگیرید. متاسفانه بجز پاراگراف اول آن مابقی داستان در این قالب جا نمی‌گیرد.
ولی می‌توانی داستانت را از انتها شروع کنی و مابقی ماجرا به صورت بازگشت به گذشته تخیل شود یا به تصویر درآید.
با اینحال توصیه‌ام این است که یکی دو کتاب درباره داستان‌نویسی بخوانی و حداقل صد داستان که برای کودکان نوشته شده است را بخوانی و بعد شروع به نوشتن کنی.
موفق باشی.

منتقد : علیرضا متولی

متولد : تهران - اردیبهشت 1344/ کارشناس روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی/ عضو تحریریه کیهان بچه ها از سال 63 تا 69 فعالیت در زمینه های نشر کتاب و موسیقی کودک. انتشار مجله و عضویت در تحریریه های رشد جوان، نوجوان و کودک انتشار بیش از 500 مقاله و جستار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت