رخدادهای روایی و متوالی، کاراکترهایی اصلی و تأثیرگذار، واقعه‌پردازی‌ها، شخصیت‌پردازی‌ها و توصیف‌‌نویسی‌هایی دقیق و جزءپردازانه




عنوان داستان : خاطره بنده از حج عمره
نویسنده داستان : مری میر

1️⃣چند وقت بود زانوی چپم درد میکرد
دکتر پله و توالت ایرانی رو ممنوع کرد و ...
ماساژ هم رفتم ولی خیلی موثر نبود...
حالا میخواستم برم عمره با بچه حدود سه ساله واین پا...
عازم شدیم
تو مدینه روی این زمینهای داغ میرفتم
نمیدونم رگم گرفته بود و... خلاصه خوب شدم.
2️⃣تو مکه
وقتی از پله برقیها بالا رفتم و خانه خدا رو دیدم
ان شاءالله قسمت همه بشه
نقد این داستان از : کیوان سلحشوری‌مهر
عرض درود و ادب دارم، دوست نگارندۀ گرامی
طبعاً این اثر ارسالی به لحاظ وجه آموزنده، تأمل‌برانگیز و معنوی بسیار ارزشمندی که در سوژه انتخابی [خاطره ارزشمند کسی که به سفر معنوی حج می‌رود و در هنگام دیدار از مکان‌های مقدس مذهبی و بهره‌مندی از برکات معنوی و...، برخوردار می‌شود و...]، مد نظر قرار گرفته شده است، نشان‌دهندۀ توجه دغدغه‌مندانۀ ارزشی، تعهد و تدین نگارندۀ گرامی اثر است که جای تقدیر دارد؛ اما از سویی دیگر، برای این که چنین نیت معنویِ آموزنده‌ای از وجه تعمیم‌پذیرانۀ روایی و احاطه‌مندی داستان‌پردازانه‌ای بهره‌مند شود، ضروری است که جهت تبدیل این اثر ارسالی از یک سوژۀ بسیار ارزشمند معنوی به یک متن قاعده‌مند و به دقت تألیف شده، مواردی به اختصار و جهت یاد‌آوری، تقدیم حضور شریف‌تان می‌شود.
لطفاً در نظر داشته باشید که وقتی صحبت از داستان‌نویسی حرفه‌ای و قاعده‌مندانه [منطبق با عناصر داستانی ضروریِ توصیه شده در متون آموزشی معتبر] به میان می‌آید، درواقع منظور برنامه‌ریزی، مدیریت و توجه روایت‌پردازانه به چند ویژگی ضروری و کاربردی نوشتاری است؛ مواردی که به اختصار، شاملِ 1- انتخاب گزینش شدۀ حوادثی ضروری. 2- تنظیم «سیر توالی» این وقایع [آن هم به گونه‌ای که دیگر امکان جابه‌جایی مکانی هیچ یک از رخدادها از یک نقطه به نقطۀ دیگری از متن وجود نداشته باشد]. 3- طراحی یک «پیرنگ» [روابط علت‌ و معلولی وقایع داستانی] دقیق و مستدل. 4- انتخاب تعداد کاراکترهایی اصلی و تعیین‌کننده که امکان پرداختن به آن‌ها به طرز دقیق و منطبقی وجود داشته باشد. 5- ایجاد فضاسازی رواییِ ملموس و «نشان» دادن وقایع مهم متن از طریق توصیف‌هایی دقیق و جزءپردازانه [و طبعاً احتراز صرفاً «بیان» کردن وقایع از طریق توصیف‌های ساکن که به طور معمول، متن را به سمت صرفاً گزارشی و اخباری شدن سوق می‌دهند]. 6- به‌کارگیری دیالوگ‌هایی که وجهی کاملاً ضروری و پیشبرنده داشته باشند [البته در صورت ضرورت روایی]. 7- رعایت قواعد ویرایشی و نوشتاری رایج و توصیه شده در متون آموزشی مرتبط و معتبر [جهت صحیح و دقیق‌نویسی زبان معیار داستانی] و...، می‌شود.
همچنین لازم به ذکر است که وقتی سوژۀ انتخابی، مطابق با رویدادها و باورهای مذهبی انتخاب می‌شود، طبعاً وظیفۀ نویسنده محترم بسیار حساس‌تر می‌شود تا متنی دقیق، منطبق و ارزشی را به مخاطبین مشتاق اثر ارائه کند، درواقع و به طور معمول، بایستی پذیرفت که داستان‌نویسی حرفه‌ای حتی مطابق با سوژه‌های معمولی هم، کار چندان آسانی نیست [حتی مطابق با رعایت همین چند ویژگی اولیۀ مطرح شده در بالا]، چه برسد به تألیف دقیق و برنامه‌ریزی شده سوژه‌های ارزشی و معنوی که طبعاً وظیفه سنگین‌تری را بر شانه‌های نویسنده‌اش قرار می‌دهند و طبعاً سیر مطالعاتی هدفمند و برنامه‌ریزی شده در انجام این منظور مهم، جایگاه تأثیرگذاری مهمی خواهد داشت؛ بنابراین مطابق با همین توضیح و به جهت ارتقاء حداکثری مهارت‌های روایت‌پردازی در این زمینه ارزشی و آموزنده، پیشنهاد می‌کنم که گرچه احتمالاً این آثار را مطالعه کرده‌اید، ولی دوباره و با نیت سهیم شدن در تجربه نوشتاری و مذهبی نویسندگان بزرگواری که به تألیف احاطه‌مندانه و ماندگار آثاری مذهبی و آموزنده مبادرت کرده‌اند، به مطالعه مجدد آثار ارزشمند این استادان گرامی بپردازید: مانندِ آثار مذهبی، ماندگار و آموزندۀ زنده‌یاد استاد شهید »مرتضی مطهری» و همچنین آثار ارزشمند استاد گرامی، آقای «مهدی شجاعی» که در زمینه مسائل مذهبی و با دقت و آگاهی بسیار به مخاطب‌های مشتاق ارائه شده است.
همچنین با توجه به تأثیرگذاریِ جذب‌کننده و ترغیب‌کنندۀ نحوه «نام‌گذاری» هر اثر تأمل‌برانگیزی، لازم به ذکر است که اسم انتخابی این اثر ارسالی «خاطره بنده از حج عمره»، گرچه به «خاطره بودن» اثر اشاره می‌کند و در جهت آگاهی‌رسانی به مخاطب هم، وظیفه خودش را انجام می‌دهد، اما به لحاظ رعایت سایر ویژگی اولیه و ضروریِ روند نام‌گذاری هدفمند [نقشی مرتبط، متصل‌کننده و پیشبرنده در سیر منطقی و ضروری روایت بر عهده داشته باشد و...]، هنوز به تنظیم دقیق‌تری نیاز دارد تا هم به لحاظ ارزشی و معنوی و هم به لحاظ تقویت روند متصل‌کننده و پیشبرندۀ روایت‌پردازی، برای مخاطب مشتاق و متدین اثر، فرصت همراهی و بهره‌مندی مؤثرتری را ایجاد کند؛ به طور مثال و جهت معرفی یک اثر معنویِ بسیار ارزشمند و ماندگار که اتفاقاً به طرز کاملاً چشمگیر و تأمل‌برانگیزی از اسم ارزشیِ ترغیب‌کننده‌ و آموزنده‌ای هم برخوردار است، بدون شک و به راحتی می‌شود که به اثر «خسی در میقات»، سفرنامۀ حجِ زنده‌یاد استاد «جلال آل‌احمد» [«سید جلال‌الدین سادات آل‌احمد»، نویسنده، منتقد ادبی و مترجم ایرانی] اشاره کرد که علاوه بر اسم جذب‌کننده، تأویل‌پذیر و ماندگارش، متنی ارزشمند و خارق‌العاده را تألیف و به مخاطب مشتاق و متدین هدیه کرده است: «من فهمیدم که خسی هستم که به میقات آمده، نه کسی که به میعاد...، سراسر قبرستان تپه ماهور و خاکی - خاک بدجوری نرم- و گله‌به‌گله تکه سنگ سیاهی به زمین فرو رفته یا لاشه تکه مرمری با گوشه‌ای از یک کاف کوفی کناری افتاده، به علامت قبری که سنگش را شکسته‌اند و با خاک یکسان کرده...»، طبعاً در همین بخش مطرح شده هم، نگاه جزءپردازانه و دغدغه‌مندانۀ استاد گرامی به طرز مشهود و مؤثری دیده می‌شود که به راحتی، مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
از سویی دیگر، با توجه به ضرورتِ انتقال هرچه صحیح‌تر ودقیق‌تر مفاهیم ضروری روایی از متن به ذهن مخاطب مشتاق و مکاشفه‌گر، یک متن موفق بایستی که با رعایت دقیق «زبان معیار» [زبانی که منطبق با زبان رسمی کشور است و در کتاب‌ها، اخبار رسمی، نشریات و... به کار برده می‌شود] و با احتراز آگاهانه و مدیریت از «محاوره‌ای» شدن زبان [فرقی نمی‌کند که متن مورد نظر، در قالب خاطره و یا داستان نوشته شده باشد، به طور معمول، رعایت و مدیریت زبان یک‌دستِ معیار در بخش «بدنه توصیفی» متن، موجب تقویت تأثیرگذاری اثر خواهد شد]، تنظیم و ارائه شود؛ بنابراین هم به لحاظ رعایت وجه رسمی بودن واژگان تعبیه شده در متن، هم رعایت کارکرد تعریف شدۀ «پاراگراف‌ها [مجموعه‌ای از چند جمله که یک مفهوم اصلی و منسجم را ارائه می‌کنند] و هم به لحاظ مدیریت به‌کارگیری علامت «سه‌نقطه» [...]، در مواقعی که ضرورت متن ایجاب می‌کند، هم به لحاظ رعایت «فاصله»ها و «نیم‌فاصله»ها در متن و هم به لحاظ منعقد شدن هرچه دقیق‌تر و مؤثرتر مفهومی برخی از جمله‌ها، صحیح‌تر و مؤثرتر است که زبان این اثر ارسالی، این گونه تنظیم و ترمیم شود: «...، چند وقت بود که زانوی چپم درد می‌کرد، دکتر پله و توالت ایرانی را ممنوع کرده بود، برای درمان به ماساژ هم رفتم، ولی خیلی هم موثر نبود و حالا با این وضعیت پا و به همراه بچه‌ای حدوداً سه ساله، می‌خواستم به عمره بروم؛ بالاخره همه کارهایمان را انجام دادیم و عازم سفر شدیم، اصلاً نمی‌دانم که رگ پایم گرفته بود و یا...، اما وقتی که در مدینه، روی زمین‌های داغ راه می‌رفتم و خلاصه این که بالاخره خوب شدم و وقتی که در مکه، وقتی از پله‌های برقی‌ بالا رفتم، خانه خدا را دیدم، ان‌شاءالله که قسمت همه شود.».
البته بدون شک، چنین سوژۀ ارزشمندی، در صورت صلاحدید و تمایل نگارنده محترم و متدینش، در صورت پرداختن به جزئیات بیشتر و با تغییر رویکرد نوشتاری از قالب «خاطره‌نویسی» به قالب داستان‌نویسی، به راحتی قابل گسترش روایی است تا مؤلف دغدغه‌مند و خوش‌ذوق اثر، با بهره‌گیری از یک روند تألیفیِ برنامه‌ریزی شده، قاعده‌مندانه و صبورانه [و البته با تعبیۀ رخدادهایی روایی و متوالی، کاراکترهایی اصلی و تأثیرگذار، واقعه‌پردازی‌ها، شخصیت‌پردازی‌ها و توصیف‌‌نویسی‌هایی دقیق و جزءپردازانه]، مخاطبین مشتاق و متدین بیشتری را جذبِ ارزش‌های نوشتاری و معنویِ متن آموزنده و ارزشمندش کند.
دوست نگارندۀ گرامی، به جمع دوستان نویسنده «پایگاه نقد داستان» خوش آمدید، مطابق مطالب مطرح شده در همین اثر ارسالی، به خوبی مشخص است که شما ذهنی دغدغه‌مند و مکاشفه‌گر دارید و به همین دلیل هم، سوژه‌های مذهبی و آموزشی بسیار ارزشمندی را برای نوشتن انتخاب می‌کنید، ویژگی‌های ذاتی ارزشمندی که با مطالعه‌ای برنامه‌ریزی‌شده‌تر، استمرار در نوشتن، رعایت دقیق‌تر عناصر مهم داستانی و همچنین عنایت بزرگوارانه‌تان به توصیه‌های تقدیمی، موجب ارتقاء مهارت‌های نوشتاری و موفقیت روایی آثارتان شما خواهند شد، مشتاقانه منتظر ارسال اثر جدیدتان هستم. با آرزوی موفقیت روزافزون و با سپاس و احترام بسیار

منتقد : کیوان سلحشوری‌مهر

کیوان سلحشوری مهر/ متولد تهران 1351 خورشیدی/شاعر،نویسنده،منتقد،مدرس 1- همراهی و همکاری با انجمن شعر و داستان حوزه هنری گیلان از سال 1370 به بعد. 2- مجری و عضو هیئت امنای داستان حوزه ی هنری گیلان از سال 1377 و برگزار‌کننده و عضو هیئت داوران مسابقه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت