متن زنده، متنی است که خواننده در آن حاضر است.




عنوان داستان : ویروس
نویسنده داستان : قاسمعلی عابدی

داستان مینیمال

ویروس

دختر: بابائی، بابائی عروسک
پدر : صبر کن برسیم ، عروسک که داری.
دختر : می‌خوام۰
پدر: ببخشید آقا اون عروسک چنده؟
فروشنده: یک تومن.
پدر: چه خبره بابا، مگه جنسش چیه‌!؟
فروشند: چینیه.
دختر با بغض : نمی‌خوام بابائی.
پدر : تو که خیلی دوستش داشتی!؟
دختر با گریه: سارا می‌میرد.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
اگر کلیت داستان شما را بخواهیم مرور کنیم به نظر این گونه است که کودکی عروسکی را دیده اما موقع خرید متوجه می‌شود که جنس آن چینی است و این چینی بودن را به ریشه بیماری کرونا ربط می‌دهد و تصور می‌کند این عروسک به احتمال کرونا دارد و همین باعث می‌شود عروسک وطنی او (بنا به توضیحات خودتان) که سارا نام دارد به ویروس مبتلا شده و از دنیا برود.
چند نکته قابل تامل در مورد این ایده و پردازش آن وجود دارند. اول این که چنین داستانی گرچه بعید نیست و اصولاً هر امری و واقعه‌ای در جهان داستان ممکن است اما میزان باورپذیری داستان، نقش بسیار زیادی در همراهی مخاطب دارد. می‌توان برای اتفاقات یک داستان و آن چه از سوی شخصیت‌ها گفته و انجام می‌شود یک درصد قائل شد و دید چه میزان باورپذیری برای این گونه صحنه‌ها و داستان‌ها را می‌توان در نظر گرفت. هرچه میزان باورپذیری بیشتر باشد داستان با استقبال بهتری مواجه خواهد گشت. تلاش کنید میزان باورپذیری را بالا ببرید. در این داستان قدرت تحلیل کودک و ربط دادن چینی بودن جنس عروسک به ویروس کرونا بیشتر ذهن خود شماست تا واقعیت بیرونی. کنش کودک تناسبی با سن او ندارد. چنین کودکی این منطق ارتباطی را بین کلمه "چینیه" و ویروس کرونا نمی‌تواند برقرار کند. همان طور که گفتم حتی اگر این را ممکن هم بدانیم چون ضریب امکان خیلی پایین و دور از ذهن است مخاطب را پس می‌زند. خود مخاطب بزرگسال هم اگر به تمام عناصر داستان شما دقت نکند و به خصوص عنوان آن را در نظر نگیرد به هیچ وجه نمی‌تواند بفهمد منظور دخترک چیست. این داستان و به خصوص کنش و واکنش دخترک رابطه تنگاتنگی با عنوان داستان دارند. حال اگر خواننده به عنوان توجه نکرده باشد اصلا نمی‌فهمد منظور او از این که "سارا می‌میرد" چیست.
این که داستان از عنوان خود محوریت و جهت بگیرد برای چنین قالبی اصلا مشکلی ندارد و خیلی از داستان‌های کوچک (مینیمال) هم از این ترفند استفاده کرده‌اند چرا که در اصول این قالب باید از تمام امکانات و فرصت‌ها نهایت استفاده را نمود. این اصل زیربنایی قالب مورد نظر است. اما این احتمال هم وجود دارد که خواننده غیرتخصصی به دلیل عدم آشنایی با اصول این قالب، عنوان را خیلی مد نظر قرار ندهد. چیزی که در بسیاری از خوانش‌ها اتفاق می‌افتد متاسفانه. و حال اگر عنوان را از داستان نادیده بگیرد متوجه ارتباط میان حرف‌ها و نگرانی دختر و معنای خاص جمله پایانی نمی‌شود.
دیگر این که توضیح شما ضرورتی اصلاً ندارد. شما قرار نیست همیشه داستان را توضیح دهید و اصولاً چنین کاری هرگز هم ممکن نیست. شما بایست تلاش کنید هر آن چه می‌خواهید بگویید را در دل همان داستان و متن قرار دهید و فقط تمام سعی و کوشش خود را بعمل آورید تا نشانه‌های متنی درست را برای رسیدن به معنا و منظور و هدف در نوشته جای داده باشید. دیگر بقیه با مخاطب است که مطلب را بگیرد. فراموش هم نکنید که یکی دیگر از اصول این قالب اعتماد به شعور و درک خواننده است. معمولاً بخشی از معنای نوشته‌های کوچک با مخاطب است. پس اگر شما نشانه‌ها را درست قرار داده باشید دیگر نباید نگران داستان باشید. حتی اگر مخاطب داستان را نگیرد باز هم مساله‌ای نیست. می‌توانید در بازنویسی دوباره اگر اشکالی در نشانه‌گذاری داشتید تصحیح کنید. هیچ مساله‌ای هم نیست که داستانی را چند باره بنویسید. فقط یادتان نرود که توضیح نباید داشته باشید. داستان خود توضیح خود است. یا بهتر باید گفت " نشانه‌ها توضیح داستان هستند".
حتی توضیح شما اگر نبود شاید خواننده می‌توانست شخصیت سارا را نام دوست یا خواهر این دخترک بگیرد و این که دوست و خواهرش ممکن است هنگام بازی به ویروس آلوده شوند و این برایشان خطرناک باشد. پس همان طور که ملاحظه می‌کنید توضیحات باعث شد ذهن خواننده در متن فعال نشود در حالی که بهترین متن یک متن زنده است که در آن خواننده هم حضوری فعال داشته باشد. داستان امروز اصولاً یعنی همین. داستانی که خواننده در آن نقش دارد.
در هر نوشته‌ای باید زبان را یکدست کرد. "یک تومن" و "سارا می‌میرد" زبان رسمی دارند (گرچه "تومن" و "یک" از این لحاظ هم با یکدیگر مشکل دارند) اما بخش‌های دیگر متن زبان غیررسمی گرفته‌اند. این‌ها بهتر است یکدست شوند. "یه تومن" و "سارا می‌میره" به نظر درست‌تر باشند.
در مجموع اما ساخت موقعیت، و میزان و کیفیت شخصیت‌پردازی، و نحوه شکل دادن گره خیلی خوب بوده. این یعنی می‌توانید داستان خوبی داشته باشید. کمی فقط تمرین لازم دارید و عنایت به نکاتی که گفته شده و می‌شود. موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۱
قاسمعلی عابدی » چهارشنبه 07 مهر 1400
سپاسگزارم از نقد بجای شما حتما در نوشته‌های بعدی به کار گرفته خواهد شد . بهترین‌هارا برای شما و آنهایی که دوستشان دارید آرزو می‌کنم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت