اسم نباید داستان را لو بدهد




عنوان داستان : شب گردی
نویسنده داستان : ابوالفضل سالاری

شب گردی

مرد چشمانش را بسته بود ؛ دستانش را از دو طرف باز کرده بود و لبه ی پشت بام قدم هایش را به آرامی بر می داشت . زن توی رخت خواب غلتی زد و جای خالی شوهرش را دید . پتو را کنار زد و مستقیم رفت سمت آشپز خانه ! او را ندید . چشمش به دری باز افتاد که به پشت بام خانه راه داشت . توی دلش خالی شد ! هراسان از آن در عبور کرد و پله های سنگی و محو در تاریکی را دو تا یکی بالا رفت و خودش را به پشت بام رساند .
شوهرش را زیر نور ماه و در چند قدمی سقوط دید . پاهایش سست و زبانش قفل شد ؛ چشمانش اما از ترس و هیجان گرد و درشت شده بود ، انگار میخواست با نگاهش فریاد بزند و او را بغل کند ! مرد در یک قدمی انتهای پشت بام ، سرش بالا و دستانش هنوز باز بود . زن که در همان چند ثانیه خیس عرق شده بود تمام توانش را در پاهایش جمع کرد اما اصلا نمی توانست تکان بخورد ؛ شبیه کسی که در باتلاق گیر کرده یا به زنجیر کشیده شده باشد . مرد حالا به انتهای پشت بام رسیده بود جایی که فقط یک قدم برای سقوط کافی بود . زن می دانست که دیگر کاری از دستش بر نمی آید . خشمی افسار گسیخته در درونش مدام فریاد می زد که : _ لعنت به این شبگردی
مرد حالا قدم آخر را بر داشت و پرت شد پایین و زن از جایش کنده شد و با نعره جمله ای را به زبان آورد که بعضی شب ها شوهرش به او می گفت : - بیدار شو !
زن چشمانش را باز کرد . وسط آشپزخانه بود !
شوهرش درست مقابل او ایستاده بود و در حالی که
به او زل زده بود ، یواش تکرار می کرد :
_ بیدار شو عزیزم ! بیدار شو !
نقد این داستان از : قاسمعلی فراست
سلام و درود جناب ابوالفضل‌خان سالاری. دست گلت درد نکند و زنده‌باد.‌ داستان شب‌گردی را خواندم. داستان تاثیرگذار ی است. با خواننده ارتباط برقرار می‌کند و تأثیر خودش را می‌گذارد. خوشحالم که از پس داستان برآمده‌ای. منتها برای بهتر شدن داستان نکته‌هایی عرض می‌کنم:
اولا اسم داستان بسیار مهم است. از یک طرف باید جذاب و با فضای داستان مرتبط باشد، از آن‌سو نباید داستان را لو بدهد. اسمی که شما انتخاب کرده‌ای، داستان را لو می‌دهد. خواننده با زن همراه می‌شود. نگرانی وجود خواننده را می‌گیرد که مرد الان پرت و نابود می‌شود. ضمنا فکر می‌کند که چرا مرد این کار را می‌کند؟ آیا دست به خودکشی زده است؟! آیا مشکل روانی دارد؟! آیا...؟! این آیاها کمک زیادی به داستان می‌کنند. چرا که باعث کنجکاوی مخاطب می‌شوند منتها کافی است خواننده یادش بیاید که اسم داستان شب‌گردی است. ناگهان ذهنش از آن همه آیا خلاص می‌شود و به جواب می‌رسد. جواب هم این است که او شب‌گردی می‌کند پس موارد دیگر هیچ کدام موضوعیت ندارند. بنابر این گمان می‌کنم اگر اسم عوض شود، میزان احتمالاتی که خواننده برای رفتن شخصیت داستان، به لبه بام می‌دهد، بیشتر و بیشتر می‌شود. و در نتیجه کشش داستان بالا خواهد رفت.
نکته بعدی برخورد زن است با مرد. گمان می‌کنم لحظه رسیدن زن به مرد، لحظه درخشانی است. به عبارتی گرانیگاه و مرکز ثقل داستان، اینجاست. لذا نویسنده باید قدر این موقعیت جذاب ایجادشده را بداند و هرگز از کنار آن به راحتی نگذرد. این جا کلی می‌شود دلهره و اظطراب ایجاد کرد. زن باید بماند که صدا بزند یا نه؟ آیا با صدا زدن، مرد هول نمی‌شود؟! و اگر هول شد آیا زن باعث پرت شدن او از پشت بام نمی‌شود؟ بنابراین زن باید کلی با خود ور برود. کلی با خود درگیر شود که صدا بزند یا بی‌صدا پیش برود و بی‌اینکه مرد را هول کند، از پشت بگیردش؟
کاش زبان داستان پخته‌تر می‌شد. به نظر می‌رسد فضا و حس و حال داستان خوب است، اما روی زبان داستان، به‌قدر کافی کار نشده و این خیلی حیف است. مثال کوچکی بزنم؛ منظور روشن می‌شود. جایی نوشته‌ای «قدم‌هایش را بر می‌داشت» این عبارت، نه درست است و نه داستانی. قدم‌هایش را بر می‌داشت، یعنی قدم‌هایش مثلا روی زمین بوده واو برشان می‌داشته! خیلی حیف است که داستانی با این حس‌برانگیزی در زبان، بلنگد‌. اصولاً نویسنده‌های حرفه‌ای، بعد از تمام شدن داستان‌های‌شان، بارها و بارها، آن را بازخوانی و بازنگری می‌کنند. داستان را به اصطلاح، تراش می‌دهند. این دقت‌ها و وسواس‌ها، برای هرچه بی‌عیب‌تر شدن نوشته است. کاش همه ما به این وسواس و ریزه‌کاری‌ها عادت کنیم.
در مجموع، داستان خوبی بود و به جناب عالی تبریک می‌گویم. یقین دارم با توجه و دقت بیشتر، در آینده نزدیک، داستان‌های جذاب‌تری از شما خواهیم خواند. زنده و سالم و موفق باشید.

منتقد : قاسمعلی فراست

متولد گلپایگان، تحصیل‌کرده دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مدرس داستان‌نویسی در همین دانشکده، مدیر سابق گروه ادب و هنر تلویزیون و ادبیات داستانی ارشاد.



دیدگاه ها - ۱
ابوالفضل سالاری » شنبه 20 شهریور 1400
سلام . سپاس از نقد و نکته های مهمی که بیان کردید . بهره بردم ‌. ان شاء الله سلامت باشید و در پناه خدا . آمین

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت