آلبالو و خربزه، هر دو یک میوه کامل بحساب می‌آیند!




عنوان داستان : کار
نویسنده داستان : کبری معروفی

از صبح بیرون می رفت شب که می آمد همه خواب بودند
روز بعد یادداشت می گذاشت
_ امروز آخرین تلاشمو می کنم
نقد این داستان از : علی علی‌بیگی
به نام خدا و با سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی. این ظاهراً اولین نوشته است که من از شما می‌خوانم. داستان شما را با مترومعیارهای مینی‌مال باید بررسی کرد. نکاتی در مورد نوشته شما وجود دارد که خدمت‌تان عرض می‌کنم.
در داستان مینی‌مال تک‌تک کلمات مهم‌اند. ما باید دقت کنیم حتی یک کلمه اضافی یا کم نداشته باشیم. حتی پاراگراف‌بندی، فاصله‌گذاری، استفاده از علامت‌های نگارشی مانند خط تیره یا دو نقطه روی هم یا ویرگول یا نیم‌فاصله‌ها و حتی فاصله سطرها مهم‌اند. هرچند این‌ها در داستان و رمان نیز بسیار مهم‌اند، ولی اهمیت اینها در داستان مینی‌مال دو چندان است. چون ما با تک‌تک اینها در داستان مینی‌مال پیامی می‌رسانیم. وجود یک پاراگراف یا زدن یک اینتر در بین سطرها بسیار معنا خواهد داد. داستان شما از این مورد رنج می‌برد. شما به نیم‌فاصله ها دقت نکرده‌اید. نقطه گذاری و ویرگول ندارید.
اینها را باید در نوشته‌تان دقت کنید. اما برویم سراغ داستان شما. موضوع نوشته شما کار است. شما سعی کرده‌اید در مورد کار بنویسید. از عنوان داستان هم استفاده کرده‌اید و نام عنوان داستان را کار گذاشته‌اید. در داستان مینی‌مال یکی از ترفندها همین است که ما از عنوان داستان هم برای داستان‌گویی استفاده کنیم. این یک نکته مثبت برای داستان شماست.
خب ما تا اینجا دانستیم شما می‌خواهید در مورد کار صحبت کنید. بعد چه؟ دیگر داستان چیزی ندارد. فردی است که ظاهراً هر روز صبح از خانه بیرون می‌رود و وقتی به خانه می‌رسد که همه خوابند. نوشته شما باید عرض کنم که داستان نیست. صرفاً یک خبر یا یک روال را بیان می‌کند. هیچ افت‌وخیزی ندارد. فراز و فرودی در کار نیست. ما حق نداریم به بهانه مینی‌مال‌نویسی از داستان‌مان کم بگذاریم. فراموش نکنید که داستان مینی‌مال یک داستان کامل است. یعنی باید یک داستان کامل باشد. مثالی برایتان بزنم. دو میوه آلبالو و خربزه را در نظر بگیرید. آلبالو هم یک میوه کامل است. خربزه هم. ما نمی‌توانیم قسمت کوچکی از خربزه را بِبُریم و ادعا کنیم این به اندازه یک آلبالو است پس یک میوه کامل است! نخیر. میوه باید از ذاتش یک میوه کامل باشد. به حجم میوه بستگی ندارد. داستان هم همین است. داستان چه مینی‌مال باشد چه داستان‌کوتاه چه بلند و چه رمان یا چه نمایش‌نامه‌ و یا فیلم‌نامه، باید کامل باشد. باید شروع، میانه و پایان داشته باشد.
هر داستانی باید یک شخصیت داشته باشد که دنبال هدفی در داستان است. او باید موانع را پشت سر بگذارد و بالاخره به آن هدفش برسد. این روند هر داستانی باشد. حال چه این داستان یک صفحه ای باشد چه صد صفحه ای. نوشته شما این ویژگی را ندارد و ما شخصیتی نداریم که دنبال هدفی باشد.
مطلب دیگری که باید برایتان عرض کنم پایان‌بندی است. پایان‌بندی در هر داستان مهم است اما در داستان مینی‌مال مهمتر است. پایان مینی‌مال باید کوبنده باشد. باید یک رودست حسابی به مخاطب بزند. باید زهردار باشد. باید به داستان خاتمه بدهد و نقطه‌گذاری کند. باید مخاطب قانع شود. نوشته شما اصلاً اینگونه نیست. پایان داستان شما دیالوگی است که می‌گوید: «امروز آخرین تلاشمو می کنم.» مخاطب آیا با این راضی می‌شود؟ آیا قانع می‌شود؟ آیا به داستان خاتمه داده‌ایم؟ بنظرم این دیالوگ، دیالوگ بی‌اثری است. قطعاً هم میخکوب‌کننده و غافل‌گیرکننده نیست و به هیچ عنوان رودست نمی‌زند. لذا پایان‌بندی داستان شما چندان خوب نیست.
بعلاوه باید دقت داشته باشید که داستان مینی‌مال در عین اینکه باید ساده باشد و از پیچیدگی دور باشد، باید عمیق نیز باشد و مخاطب را به فکر فرو برد. بعد از خواندن داستان در مورد داستان فکر کند و او را چند روز با خود بکِشد. داستان شما عمق ندارد. داستان مینی‌مال باید عمیق باشد. در واقع قدرت داستان مینی‌مال در عمق آن است. داستان مینی‌مال باید ضربه‌ای عمیق به ذهن مخاطب بزند. داستان شما این ویژگی را ندارد.
من پیشنهاد می‌کنم حتماً کتاب بخوانید. کتاب داستان مینی‌مال (طرح ساده، نثر موجز) نوشته ناهید جمالی می‌تواند کمک‌تان کند. کتاب‌های دیگری هم اگر در این زمینه بدست‌تان رسید می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. ضمناً روزانه یک یا دو داستان مینی‌مال حتماً بخوانید. کتاب «بازی عروس و داماد» نوشته بلقیس سلیمانی کار خوبی است که می‌تواند به کار شما بیاید. امیدوارم به آنچه که در داستان‌نویسی می‌خواهید برسید.
موفق و سربلند و پیروز باشید. منتظر داستان‌های بعدی‌تان هستم. با احترام.

منتقد : علی علی‌بیگی

من متولد زمستان 66 ام. در یکی از روستاهای آذربایجان همیشه سرد و برفی. کارشناسی برق الکترونیک در تبریز تمام کردم؛ و در ادامه کارگردانی سینما خواندم. چند داستان کوتاه و فیلمنامه و نوشتن چند نقد و ساخت چندین فیلم کوتاه و فیلم مستند مرا از سال 86 تا به امروز رسانده‌اند. هنوز هم برای سایت ها و خبرگزاری‌ها مطلب، شعر و البته نقد می‌نویسم. داستان، بهانه من برای ادامه زندگی است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت