داستان‌نویسی نیز نیاز به آموزش دارد




عنوان داستان : اتفاق عجیب
نویسنده داستان : زینب زنگی آبادی

صدایی شنیدم، صدایی که داشت وردی را برایم میخواند تا من بخوانم و اتفاقی بیفتد. نمیدانستم اگر بخوانم چه اتفاقی می‌افتد اما خیلی کنجکاو شده بودم. ورد را تکرا کردم که یهو یک دستگاه بزرگ و عجیب ظاهر شد.
رفتم توش و فهمیدم که ماشین زمان هست، هر کار کردم نتونستم از توش بیام بیرون و ماشین زمان خود به خود من رو به چندیم میلیون سال بعد برد. در انجا سوار سفینه ای شدم و آن سفینه با سرعت خیلی زیادی حرکت کرد و من را به سیاره ای خیلی دور برد. سیاره ای که من اسمش را سیاره بنفش گذاشتم. خیلی عجیب بود. همه جا بنفش بود درخت ها، گل ها، سبزه ها، جوب های آب و...
حتی خود من هم بنفش بودم! یک صدای عجیبی شنیدم و به سمتش جذب شدم تا ببینم صدای چیه
برگ ها را کنار زدم و دیدم که یک حشره‌ی غول پیکر آنجاست. مرا دید و دنبالم کرد. من با تمام قدرتم میدویدم سفینه غیب شده بود. حین دویدن به یک فیل خیلی بزرگ رسیدم. آن فیل مرا همراه برگ ها خورد. و من در بدن فیل بودم. جای عجیبی بود. آنجا خیلی بزرگ بود و بوی بدی هم داشت.
من یک هفته توی بدن فیلم بودم و بالاخره بعد از یک هفته تونستم از طریق خرتوم فیلم بیرون بیام و سفینه رو پیدا کنم.

وقتی به خونه برگشتم فهمیدم که هر یک روز در سیاره بنفش یک دقیقه روی زمین است و من فقط 7 دقیقه روی زمین نبودم.
نقد این داستان از : ندا رسولی
دوست خوب نوجوانم سلام
آنچه موجب تفاوت داستان از دیگر قالب‌های ادبی همچون خاطره می‌شود؛ ورود و استفاده از تخیل در داستان است. نویسنده‌ی داستان با کمک تخیل و شناخت و بهره‌گیری از عناصر داستانی به خلقِ یک جهان زنده و ملموس می‌پردازد. به این معنا که هر گاه خواننده با این جهانِ داستانی مواجه می‌شود، می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و به راحتی آن را تصور نماید، به نحوی که آن جهان برایش باورپذیر و پذیرفتنی خواهد بود. باورپذیری مهمترین مسئله‌ای است که نویسندگان در خلقِ آثار داستانی به آن توجه دارند و بسیار با اهمیت است. در واقع اگر داستانِ به نگارش درآمده؛ در نهایت نتواند برای مخاطب ملموس و پذیرفتنی باشد، تلاشِ نویسنده برای این نگارش بی ثمر خواهد بود.
دوست خوبم؛ خانم زینب زنگی‌آبادی، اینکه در این سن و سال کم می‌نویسید، باعث خوشحالی است و می‌توانم به شما بابت دست به قلم بودن در 12 سالگی تبریک بگویم. شما تخیل قوی‌ای دارید و همانطور که در مقدمه‌ی نقد اشاره کردم، تخیل لازمه‌ی داستان‌نویسی است، شما می‌توانید با کمک این تخیل به ایده‌های خوب و داستان‌پردازی‌های جذاب برسید؛ اما همانطور که آموزش لازمه‌ی حرفه‌ای شدن در هر شغلی است، در داستان‌نویسی هم لازم است به قدر کافی آموزش ببینید تا بتوانید ایده‌ و تخیل و استعدادتان را در مسیر درست هدایت کرده و در نهایت به نتایج مطلوب و قابل قبولی برسید. همانطور که اشاره شد، شما می‌بایست بتوانید داستانی باورپذیر خلق کنید. حتی در داستان‌ها فانتزی و تخیلی نیز پرداخت داستان به نحوی باید باشد که خواننده بتواند با داستان ارتباط برقرار نماید و آن را بپذیرد. نویسنده در صورتی اجازه خواهد داشت هر ایده و تخیلی را که در ذهن دارد به نگارش درآورد که بتواند با پرداختی خوب و موثر آن ایده و تخیل را ملموس و پذیرفتنی کند. نوشتن داستان هم مانند هر کاری، مراحلی دارد، شما می‌بایست ابتدا در مورد ایده و سوژه‌ی اولیه‌تان خوب بیندیشید و بدانید که قرار است در داستان چه حرفی بزنید؟ باید بدانید موضوع محوری داستان‌تان چه چیزی قرار است باشد؟ باید بدانید داستان را چطور می‌خواهید شروع کنید چگونه ادامه دهید و در کجا به پایان برسانید؛ به این معنا که داستان‌تان می‌بایست شروع و میانه و پایان داشته باشد. بعد از تفکر در مورد چنین نکاتی و داشتنِ پاسخ برای چنین سوالاتی، شما می‌توانید طرح اولیه‌ی داستان خود را بنویسید. اگر داستان را بنایی در نظر بگیرید؛ طرح، حکم اسکلت این بنا را دارد که می‌بایست مهندسی و حساب شده باشد. اگر در مرحله‌ی طرح روابط علی و معلولی و چفت و بست‌های داستانی به قدر کافی استحکام نداشته باشند، در پرداخت نیز موفق به خلق یک داستان باورپذیر نخواهید شد. شما با نوشتن طرح یا پیرنگِ داستان نقشه‌ی راهی را برای خود طراحی می‌کنید و این به شما در نگارش داستان کمک خواهد کرد. در پیرنگ به رویدادهایی که قرار است در داستان اتفاق بیفتد، به شخصیت‌های داستان و کنش‌های آن‌ها در مواجه با رویدادها، به فضایی که اتفاق‌های داستانی قرار است در آن بیفتد فکر خواهید کرد؛ و این موارد می‌بایست با چینش و نظمی منطقی و معقول و قابل قبول طراحی شوند. به عنوان مثال اگر در داستان شما شخصیت اصلی در مواجه با اتفاقی واکنشی نشان می‌دهد؛ خواننده می‌بایست بتواند این واکنش را با توجه به شخصیت‌پردازی‌ای که در داستان انجام شده بپذیرد. شما قبل از نگارش داستان به این مسئله فکر خواهید کرد که داستان را با چه زاویه دیدی خواهید نوشت. در پیرنگ چنین مواردی را به شکل پازلی دسته‌بندی و طراحی خواهید کرد و به این ترتیب بعد از نگارش داستان به نوشته‌ای معقول و باورپذیر خواهید رسید.
حال برای نگارش داستان می‌بایست در ابتدا با عناصر داستان آشنا شوید. در داستان هر آنچه را وجود دارد می‌بایست با تصویرگری به خواننده نشان دهید نه با تعریف کردن و روایتِ صرف. به عنوان مثال در «اتفاق عجیب» نوشته‌اید: «رفتم توش و فهمیدم که ماشین زمان هست.» در اینجا شما فقط اسمی از ماشین زمان برده‌اید. در حالی که می‌بایست این ماشین را به نوعی توصیف می‌کردید که خواننده بتواند آن را تصور کند و ببیند. این ماشین زمان چه شکلی است؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ چه اندازه‌ است؟ اصلا در کجا و چه فضایی قرار گرفته؟... شما می‌بایست برای این سوال‌ها پاسخی داشته باشید و در پرداختِ داستان این پاسخ‌ها را داده باشید، نه فقط در ذهنِ خود... در جایی دیگر نوشته‌اید که: «سیاره‌ای که من اسمش را سیاره بنفش گذاشتم. خیلی عجیب بود، همه جا بنفش بود، درخت‌ها، گل‌ها، سبزه‌ها، جوی آب‌ها... حتی خود من هم بنفش بودم...» در اینجا بهتر است به این نکته توجه کنید که هر آنچه در داستان می‌آید می‌بایست کارکرد داشته باشد؛ خواننده خواهد پرسید چرا بنفش؟ اصلا اگر این رنگ را حذف کنیم آیا اتفاقی می‌افتد؟
در بخش دیگر اشاره کرده‌اید که سفینه غیب شد، و در پایان نوشته شده: «وقتی به خونه برگشتم، فهمیدم که هر یک روز در سیاره بنفش یک دقیقه روی زمین و من فقط 7 دقیقه روی زمین نبودم.» سفینه چطور و چرا غیب شد؟ و بعد از آن چطور و چرا به راحتی راوی از برگشتن به خانه حرف می‌زند. در داستان برای هر رخداد و کُنشی می‌بایست دلیلی منطقی وجود داشته باشد. شما در «اتفاق عجیب» تخیل‌تان را رها کرده‌اید و آنچه را در ذهن داشته‌اید نوشته‌اید؛ اما می‌بایست به دلایل منطقی و وجود روابط علی و معلولی مستحکم نیز توجه نمایید.
نکته‌ی دیگر درباره‌ی زبان نوشته است. توجه کنید که بهتر است داستان با زبان نوشتاری ارائه شود، نه محاوره. در «اتفاق عجیب» گاهی زبان محاوره می‌شود، گاهی نوشتاری. این باعث می‌شود خواننده با متنِ یکدستی مواجه نشود. می‌توانید در دیالوگ‌ها از زبان محاوره بهره ببرید؛ ضمن اینکه می‌بایست دیالوگ‌ها را با دو نقطه: و گیومه«...» از متنِ اصلی جدا کنید.
خانم زینب زنگی‌آبادی در پیامتان برای منتقد نوشته‌اید که تصمیم گرفته‌اید این ایده را به شکل رمان بنویسید. خیلی هم خوب است که چنین فکری دارید؛ اما قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید حتما برای داستان خود طرح بنویسید. حتما برای هر اتفاقی دلیلی معقول و پذیرفتنی طراحی کنید. حتما برای شخصیت‌های داستان خود شناسنامه‌ای تهیه کنید؛ به این معنا که می‌بایست بدانید؛ ویژگی‌های فیزیکی، اخلاقی و روحی هر یک از شخصیت‌ها دقیقا چگونه است؛ در ابتدا خودتان می‌بایست شخصیت‌های داستان‌تان را بشناسید و بعد با کمک آنچه از آشنایی با عناصر داستان آموخته‌اید، بتوانید آن‌ها را به خواننده معرفی کنید... بعد از نوشتن یک طرحِ جامع و دقیق می‌توانید با اطمینان بهتری به نوشتن بپردازید. پیشنهاد می‌کنم به مطالعه‌ی فراوان رمان و داستان‌ کوتاه‌های موفق بپردازید، همچنین برای آشنایی با عناصر داستان، در کارگاه‌های داستان نویسی شرکت نمایید یا به خواندنِ کتاب‌های آموزش داستان نویسی بپردازید؛ به این ترتیب می‌توانید ذوق و استعداد و تخیل خود را در مسیری صحیح هدایت کرده و به نتیجه‌ی مطلوبی برسید.
از اعتماد شما به پایگاه نقد سپاسگزارم و منتظر آثار بعدی شما هستیم. قطعا با خواندن و نوشتنِ مداوم و آموزش، به نتایجِ خوبی خواهید رسید. موفق باشید.

منتقد : ندا رسولی

داستان کوتاه و رمان نویس، اواخر سال های دبیرستان و دانشگاه با شعر و کمی بعد با داستان کوتاه به حیطه ادبیات وارد می شود آغاز فعالیت جدی داستان نویسی 1393، رشته تحصیلی: شیمی آزمایشگاهی، همکاری با مجلات رشد



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت