داستان فقط ایده نیست بلکه توان نویسنده برای داستان کردن یک ایده است.




عنوان داستان : دوستی
نویسنده داستان : کبری معروفی

موش موشی یک بچه موش کوچک است که نمی تواند درست حرف بزند .
برای او سخت است که بگوید :((گربه ))
می گوید :((گُبه))
نمی تواند بگوید : ((شیر))
می گوید: ((شی))
خلاصه هر کلمه ای که حرف (ر) داشته باشد برای موش موشی حرف زدن سخت می شود.
یک روز که تنها نشسته بود حس کرد که کسی گریه می کند از لانه اش امد بیرون .
این طرف را نگاه کرد آن طرف را نگاه کرد ناگهان یک گربه ی کوچولو دید ، خواست فرار کند که گربه کوچولو گفت:صبر کن من کایت ندام
موش موشی ایستاد و گفت:چیا گیه می کنی ؟
گربه گفت: من نمی تونم دُست حف بزنم
در این جا بود که گربه کوچولو و موش موشی متوجه شدند که هر دو نمی توانند حرف ((ر)) را درست و کامل ادا کنند .
از همان لحظه با هم دوست شدند و ساعت ها با هم حرف زدند
آنها وقتی حرف ((ر))نمی توانستند درست بگویند همدیگر را مسخره نمی کردند .
موش موشی و گربه کوچولو هنوز هم دست هستند.
نقد این داستان از : علیرضا متولی
به نام خدای مهربان
داستان کوتاه و کودکانه‌ی شما را خواندم. از اینکه موضوعی انتخاب کرده‌اید که به ناتوانی‌های کودکان بر می‌گردد خوشحالم. ما به این‌گونه داستان‌ها نیاز جدی و فراوان داریم. اما باید داستان‌های خوب و استانداردی که منطبق بر اصول داستان‌نویسی کودکان است بنویسیم.
در داستان شما تا جایی که دوستی گربه و موش آغاز می‌شود، خیلی خوب و روان است اما از آنجا که این دو به دلیل مشکل مشترک با هم دوست می شوند، داستانتان روند خوب خود را از دست می‌دهد.
دوستی گربه و موش نباید به این آسانی‌ها صورت بگیرد. مشکل مشترک نمی‌تواند راه‌حلی برای اختتامیه‌ی داستان باشد.
ما باید آن مسخره‌شدنی که موش موشی را منزوی کرده است ببینیم. نیاز شخصیت داستان به دوستی که او را درک کند را ببینیم. باید با مشکل او همذات‌پنداری کنیم و ذهن ما به‌عنوان خواننده هم آماده یافتن راه‌حلی برای موشی باشد. اتفاقا این گربه باید همیشه در پی شکار این موش باشد ولی در اتفاقی داستانی ماجرا عوض شود.

اگر دوست دارید داستان کودک بنویسید باید داستانهای زیادی بخوانید. داستانهایی از نویسندگان مطرح و حرفه‌ای و نه هر داستانی.
در کل خدمتتان عرض کنم که داستان همیشه با طرح یک مشکل اغاز می‌شود و شخصیت داستان در کنشی داستانی باید در پی رفع مشکلش بکوشد. در داستان شما ممکن است مشکل لکنت زبان یا عدم تلفظ یک حرف باشد. یا مشکل او نداشتن دوست باشد. و یا اینکه مشکل او این باشد که نتواند منظور خودش را بیان کند. هز مشکلی که برای شخصیت ایحاد می‌کنید باید راه‌حلی منطقی و درست و قابل باور برای او پیدا کنید. اگرچه داستان برای کودکان باید کوتاه باشد اما نه به این کوتاهی.
شما باید بتوانید خواننده یا شنونده‌ی داستانتان را تا مدتی همراه خود کنید.
گاهی باید از طولانی شدن داستان هراس داشت و گاهی از کوتاهی آن.
تا جایی که حوصله‌ی خواننده سر نمی‌رود و پیگیر ماجرا است می‌توانید داستان را ادامه بدهید.
اگر مایلید برای کودکان بنویسید، این مطلب زیر را هم بخوانید:
آنچه یک داستان را برای کودکان جذاب و خواندنی می‌کند عبارت است از:
1- داستانی با محتوای کودکانه
2- زبان کودکانه برخواسته از منطق کودکانه
3- منطق کودکانه
4- فانتزی و خیال کودکانه
5- طنز کودکانه
6- حرکت
7- پایان خوش
8- تمسخر یا نشان دادن بی‌کفایتی قهرمان منفی
9- سرگرم‌کنندگی
10- ظرفیت بازگشت مجدد خواننده به قصه.
اما هر داستانی چه کودکانه و چه بزرگسالانه یک فرمول کلی و جهانی دارد:
تعادل اولیه، سپس برهم خوردن تعادل و بعد رسیدن به تعادل ثانویه.
در تعادل اولیه قهرمان قصه روزگار خوب و خوشی می‌گذراند تا در اتفاقی خاص و مرتبط با داستان آن تعادل به‌هم می‌خورد. آنگاه قهرمان قصه برای بازگشت به تعادل حرکت می‌کند و تلاش می‌کند تا به تعادل دیگری برسد و در آن تعادل بعدی یا ثانویه به مرحله‌ی تازه‌ای در زندگی می‌رسد. این مرحله‌ی تازه ممکن است یادگیری یک چیزی باشد یا یافتن احساس تازه‌ای یا رفتار تازه‌ای و یا موقعیت تازه‌تری که حکایت از رشد او دارد.
معمولا نویسندگان برای مرحله‌ی اول و مرحله‌ی سوم برنامه یا ایده‌هایی دارند. ولی آنچه اهمیت دارد، مرحله‌ی میانی است. و بیشترین اشکالات نویسندگان و داستان‌هایی که می‌نویسند، در مرحله‌ی دوم است. اگر بخواهیم مرحله دوم را بطور کامل‌تر تشریح کنیم باید بگوییم مرحله دوم برهم خوردن تعادل و حرکت به سمت رسیدن به تعادل دیگری است. مشکل بیشتر نویسندگان در بخش حرکت قهرمان است. در این قسمت است که نمی‌توانند حرکت را بخوبی و خوشی از آب و گل در بیاورند.
این هم دلایلی دارد:
1- در بخش اول، موضوعی را انتخاب می‌کنند که ظرفیت کافی برای یافتن ایده‌های مناسب در جهت حل مسئله را ندارند.
2- راه‌حل‌هایی که طی می‌کنند مربوط به خود نویسنده است و نه مخاطب.
3- راه‌حل‌ها متناسب با منطق مخاطب نیست _در اینجا منظورم منطق کودکانه است-
4- خالی از ویژگی‌های ده‌گانه‌ای است که در ابتدای مطلب آوردم.
5- راه‌حل انتخاب‌شده به خلق موقعیت جدید منجر نمی‌شود. یا منطق لازم را برای رسیدن به موقعیت تازه را ندارد.

امیدوارم این متن برای شما مفید باشد. منتظر داستانهای قوی‌تر شما هستم.
موفق باشید

منتقد : علیرضا متولی

متولد : تهران - اردیبهشت 1344/ کارشناس روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی/ عضو تحریریه کیهان بچه ها از سال 63 تا 69 فعالیت در زمینه های نشر کتاب و موسیقی کودک. انتشار مجله و عضویت در تحریریه های رشد جوان، نوجوان و کودک انتشار بیش از 500 مقاله و جستار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت