داستان از عنوان آن آغاز می‌شود.




عنوان داستان : آشغال
نویسنده داستان : کبری معروفی

از این داستان ویرایش جدیدی تحت عنوان «آشغال» منتشر شده است.

کتاب هایش از کیف رنگ و رو رفته به پلاستیک منتقل می کند.
-آبجی چی شده ؟
-دیگه این کیف رو نمی خوام
-تو که صبحی داشتی ازخوشحالی بال در می آوردی!
-کیف رو شناختند مال همکلاسیم بود.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
داستان خوبی شده. ممنون از شما. اگر چند نکته به عنوان نقد بخواهم بگویم ابتدا از عنوان داستان شروع می کنم. اگر عنوان را بردارید داستان دچار ابهام می شود بنا بر این نقش عنوان در این داستان بسیار مهم است. این از ویژگی های داستان کوچک است که عنوان هم به مانند هر عنصر اصلی دیگری در داستان دارای نقش است و حتی بار بخشی از داستان را بر دوش می‌کشد. در این جا اگر عنوان را برداریم می‌شود حتی به دزدی هم فکر کرد. یعنی کیف همکلاس دختر را برادرش دزدیده است. اما وقتی عنوان را داریم متوجه می‌شویم آن را در میان آشغال‌ها یافته است و همین باعث خجالت خواهر شده.
این خانواده فقیر هستند و خواهر چون کیف نداشته برادرش از میان آشغال‌ها برایش کیفی پیدا کرده که از قضا کیف متعلق به همکلاس همین خواهر بوده و لذا در مدرسه آن را شناخته‌اند و این مساله باعث خجالت او شده.
پس تا این جا بر نقش عنوان داستان در ایفای نقش مهم باید اذعان داشت و نباید در انتخاب عنوان بی‌دقتی به خرج داد و تصور کرد عنوان مهم نیست. گاه باید زمان زیادی حتی بیشتر از نوشتن یک داستان کوچک صرف پیدا کردن یک عنوان مناسب برای آن کرد. در عین حال هرگز هم نبایست فراموش کرد که داستان می‌تواند از عنوان آغاز شود، نه از خطوط اولیه متن.
جدای از بحث عنوان اما در همان خط اول چند ایراد داریم. یکی جا افتادن کلمه "را" بعد از کلمه "کتابهایش" است. در شکل فعلی جمله سلیس نیست. دوم فعل "انتقال دادن" است. این فعل اصلا داستانی نیست. بیشتر علمی و انشایی است. " کتاب‌هایش را از کیف رنگ و رو رفته گذاشت تو پلاستیک." این خیلی سلیس‌تر و روان‌تر است. پس حتما به بار ادبی و داستانی کلمات خود دقت کنید. کلمات به هیچ وجه خشک و انشایی نباشند. همین طور کلمه "شناختند". اگر به لحن بقیه متن نگاه کنیم کلمه "شناختن" که غیررسمی است درست‌تر خواهد بود و با لحن بقیه متن تناسب پیدا خواهد کرد. یکدستی متن را از لحاظ لحن هرگز برهم نزنید. این شما را هشیار می‌سازد که بر اصلاح و ویرایش نوشته خودتان هم دقت کنید. چرا متنی به این کوتاهی باید غلط داشته باشد و اصلاح نشده باشد؟ در متون بلند شاید جای توجیه و عذر باشد اما در متنی به این کوتاهی هرگز عذری پذیرفته نیست چرا که خوانش و اصلاح آن زمانی نمی‌برد.
جدای از این، هر داستان نیازمند تناسب خاص خود است. داستان های احساسی نیازمند تناسب لازم در خصوص انتخاب موقعیت و شخصیت و کنش هستند. هر شخصیتی نمی‌تواند آن حس لازم را در درون مخاطب ایجاد نماید. برای انتقال حس فقر و همدردی با فقرا انتخاب شخصیت‌های زن و بچه خیلی موثر هستند. در این داستان نیز چنین انتخابی صورت گرفته و از این لحاظ خوب عمل کرده‌اید.
داشتن دو بخش توصیف و دیالوگ هم از نکات دیگر مثبت این داستان است. تنوع متنی همواره قابل تحسین است.
اصلاحات را انجام دهید و شما در پایان یک داستان بسیار خوب و قابل چاپ خواهید داشت.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۱
امیرعلی الماسی » شنبه 30 مرداد 1400
داستان خوب و نقد، عالی بود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت