نوشتن زبان یک‌دست و مدیریت شده، در ایجاد ارتباط راحت‌تر و مؤثرتر مخاطب مکاشفه‌گر با روند شکل‌گیری متن، تأثیر چشمگیری دارد



عنوان داستان : گل کاکتوس

همیشه زیبایی بعد از لطافت دیده نمی شود، عشق حقیقی از راحتی برنمی‌خیزد، طراوت، گاهی بعد از آسانی هست، اما آن طراوت و نشاطی که بعد از سختی می چشی ، شیرینی اش صدچندان است،
.
باز نگاهش را به زمختی خارها دوخت؛
.
خدایی که از میان تیغ ها و ناملایمتی ها و آنچه به ظاهر زیبا نیست، زیباترین رنگ ها و لطیف ترین و نازک ترین گلبرگ ها را می رویاند، گویی برنامه خاصی چیده است،
.
زردی درخشانِ گل، نگاهش را برگرفت؛
.
در سختی ها هم به او اعتماد کن، یقین داشته باش از جایی از مسیر که فکرش هم را نمیکنی گُلی خواهد رویید، زیبایی را خواهی دید، از پا ننشین،
سخت است، سخت است ، سخت است............

لا یکلف الله نفسا الا وسعها
و اینبار به نوایی از آن سوی رگ گردنش گوش سپرد؛
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه، ان الله بالغ امره، قدجعل الله لکل شیء قدرا
و
ایمان آورد......
#وَ_نَحْنُ_أَقْرَبُ_إِلَیْهِ_مِنْ_حَبْلِ_الْوَرید
نقد این داستان از : کیوان سلحشوری‌مهر
عرض درود و ادب دارم، دوست نویسنده گرامی
اجازه بدهید که برای شروع این متن تقدیمی، ابتدا به بخش پیام داستان‌نویسی برای منتقد بپردازیم: «...، من یک متن ادبی در صفحه اینستاگرامم پست کردم، همراه با عکسی از گل زرد کاکتوس، چون مدتی است که انگیزه‌ام برای نوشتن قوی‌تر شده، دوست داشتم اگر امکان داره روی این متن هم نقد بنویسین...»، بایستی در پاسخ عرض کنم که «پایگاه نقد داستان»، یک محیط مجازی به دقت تعریف شده‌ است که توسط منتقدین ادبی معتمد، به خوانش و بررسی آثار ارسالی دوستان نویسنده گرامی می‌پردازد، آثاری که با رعایت قالب «داستان کوتاه» [گونه‌ای از «ادبیات داستانی» که نسبت به «رمان» یا «داستان بلند» حجم بسیار محدودتری دارد و نویسنده در آن فقط برشی از زندگی و یا وقایع را می‌نویسد] تألیف شده‌اند تا این امکان برای منتقد ادبی به وجود بیاید که مطابق با نحوه شکل‌گیری «روایت»، به تجزیه و تحلیل ِ شیوه ‌روایت‌‌پردازی مؤلف اثر بپردازد و مطابق با نقاط قوت و ضعف احتمالی متن، توصیه‌هایی را در قالب یک «نقد آموزشیِ» منطبق، جهت ترمیم و ارتقاء کیفیت رواییِ متن ارائه کند.
طبعاً با توجه به مجال اندک خوانش در فرصت محدود فضای مجازی و به دلیل ارائه یک نقد آموزشیِ منطبق و مؤثر، بهتر و کاربردی‌تر است که دوستان نویسنده گرامی، بزرگوارانه از ارسال متن‌های بسیار بلند داستانی برای نقد شدن اجتناب داشته باشند [چون که طبعاً فرصت خوانش چندان دقیق و منطبقی در یک روند نقد آثار از راه دور میسر نیست] و هم حتی‌الامکان به جای ارسال متن‌های‌ آموزنده و ارزشمند غیرداستانی [عای‌رغم تمامی جذابیت‌های نوشتاری و آموزه‌های معنوی بسیار ارزشمندی که یک متن غیرداستانی تأمل‌برانگیز و آموزنده به دقت تألیف شده از آن برخوردار است]، ما را از داستان‌های آموزنده و ارزشمندشان هم بهره‌مند کنند و جهت ارتقاء توانایی‌های ذاتی نوشتاری‌شان، داستان‌های کوتاهی را با حدود «هشتصد» واژه مدیریت شده، تألیف و تجربه کنند تا منتقد ادبی، موفق به ارائه نقد آموزشی منطبق و مؤثری به حضور دوستان نویسنده گرامی شود؛ اصلاً هم نگران شیوه نقد آثار ارزشمندشان نباشند، زیرا که بنده و سایر همکاران فرهیخته و مجربِ منتقد ادبی، در مسیر «گام‌به‌گام» و صبورانه تجربه‌‌اندوزی‌های روایت‌پردازانه‌تان، همواره و حتی المقدور و همراه شما دوستان خوش‌ذوق نویسنده گرامی خواهیم بود تا هرچه سریع‌تر و قاعده‌مند‌تر به مرحله روایت‌پردازی حرفه‌ای، جذب کننده و ماندگار مورد نظرتان برسید، بنابراین مطابق با روند نوشته شدن این متن ارسالی و البته به احترام فرمودۀ شما دوست نویسنده فرهیخته و بزرگوار، سعی می‌شود که در این متن تقدیمی، مواردی را جهت تألیف و تنظیم یک متن رواییِ منسجم، قاعده‌مند و تأثیرگذار تقدیم حضور شریف‌تان بشود.
با توجه به این ضرورت رعایت این ویژگی رایج و مهم که معمولاً هر متن به دقت نوشته و تنظیم شده‌ای [اعم از داستان، متن ادبی و...]، نیازمند بهره‌مندی از یک روند نام‌گذاری دقیق و منطبق است تا روند «ارتباط‌گیری» مخاطب مشتاق و جستجوگر، از همان ابتدا و با خوانش همان «اسم انتخابی» شروع شود، بایستی پذیرفت که اسم تعیین شده برای متن «گل کاکتوس» [البته بدون در نظر گرفتن الصاق عکسی از گل زرد کاکتوس به متن]، حداقل از یک از برخی ویژگی‌های ضروری و تأثیرگذار برای یک روند نام‌گذاری برخوردار است؛ یعنی نسبتاً موجب ایجاد حس کنجکاوی و گمانه‌زنی‌هایِ مکاشفه‌گرانه نسبی و مرتبط با سوژه انتخابی در ذهن جستجوگر مخاطب می‌شود، ویژگی ارزشمندی که گرچه برای انتخاب هر اسم موفقی ضروری است، اما حتی‌الامکان و به طور هم‌زمان [به ویژه برای داستان‌نویسی حرفه‌ای که انشاالله در نوبت بعدی ارسال آثار ارزشمندتان، از خوانش یکی از داستان‌های کوتاه جدیدتان بهره‌مند خواهم شد]، نیازمند برخورداری از برخی ویژگی‌های ضروری اولیه و مهم تأثیرگذار دیگر هم است، متفاوت، تأمل‌برانگیز و جذب‌کننده باشد و نقش غیر‌قابل‌چشم‌پوشی، متصل‌کننده و پیشبرنده‌ای در سیر منطبق و منطقی شکل‌گیری متن داشته باشد؛ شاید که «تیغ و طراوت» وجه مرتبط‌تر و مکاشفه‌گرایانه‌تری با سوژۀ انتخابی داشته باشد، البته مطمئناً خود شما دوست نویسنده خوش‌ذوق و متعهد، پس از عنایت دقیق‌تر به این ویژگی‌های اولیه و با دوباره‌خوانی دقیق‌تر این متن آموزنده، به راحتی می‌توانید که اسم مؤثرتر و تأثیرگذارتری را برای اثر ارزشمندتان انتخاب کنید.
همچنین هر متن دقیق و تأثیرگذاری، برای ایجاد ارتباط مفهومی هرچه صحیح‌تر و سریع‌تر با ذهن مخاطب مشتاق، نیازمند بهره‌مندی از زبان «یک‌دست» و «ویراسته» شده‌ای است که به طور معمول، برای انجام این امر مهم، علاوه بر زبان رایج و توصیه شده داستانی، متن‌های ادبی هم، به رعایت رعایت زبان «معیار» [زبان رسمی کشور که در اخبار، کتاب‌های درسی و داستانی و...، در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها به کار برده می‌شود]، می‌پردازند، البته نحوه تعبیه و تنظیمِ میزان «صمیمت واژگانی» [منظور به هیچ وجه «محاوره»‌ای نوشتن واژگان نیست، بلکه بهره‌گیری از واژگان مترادفی است که علاوه بر رسمی بودن، از وجه مفهومی ملایم‌تری برخوردار باشند] در داستان و متن ادبی، طبعاً تفاوت‌هایی دارد که انشاالله در نوبت بعدی و در هنگام ارسال داستان کوتاه تألیف شده‌تان، به این بررسی تفاوت‌ها می‌پردازیم؛ اما مطابق با همین توضیح مختصر، لازم به ذکر است که این متن ارسالی، حداقل به لحاظ رعایت وجه یک‌دست بودن زبان، نیازمند این تنظیم دقیق‌تر و ویرایش شده‌تر است که حتی‌الامکان، بخش‌های محاوره‌ای نوشته شده‌اش، به صورت مجزا از «بدنه توصیفی» متن، پس از علامت «دونقطه» [:] و درون «گیومه» [«»] قرار بگیرند که در این صورت بازهم نیازمند تنظیم یک‌دست‌تری برای محاوره‌ای شدن هستند [همان طور که تمامی بدنه توصیفی متن، هنوز هم نیازمند تنظیم دقیق‌تر و یک‌دست‌تری برای رعایت زبان رسمی معیار است]، آن وقت هم «پارگراف»ها، هم «دیالوگ»‌ها و هم «مونولوگ» [تک‌گویی درونی] به صورت صحیح‌تر و تعریف شده‌شان درون متن عمل می‌کنند تا مخاطب مشتاق، ارتباط مفهومی راحت‌تر، سریع‌تر و صحیح‌تری را با متن برقرار کند.
از سویی دیگر، با توجه به بهره‌گیری ارزشمند، متعهدانه و مؤمنانه شما نویسنده فرهیخته و بزرگوار، از آیات مبارک و شریفه «قرآن مجید»، ضمن عرض تقدیر و تشکر، بسیار مؤثرتر و آموزنده‌تر است که در یک متن آموزنده دینی، نویسنده محترم، جهت بهره‌مندی معنوی حداکثری مخاطب مؤمن و مشتاق، حتی‌الامکان پس از نوشتن تمامی آیه شریفه: « لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»، اسم سوره مبارکه «بقره» و شماره آیه شریفه «286» را همراه با معنی آموزنده و ارزشمندش بنویسد: «خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او، نیکی‌های هر کس به سود او و بدی‌هایش نیز به زیان خود اوست. پروردگارا، ما را بر آنچه به فراموشی یا به خطا کرده‌ایم مؤاخذه مکن. بار پروردگارا، تکلیف گران و طاقت‌فرسا که بر پیشینیان ما نهاده‌ای بر ما مگذار. پروردگارا، بار تکلیفی فوق طاقت ما بر دوش ما منه، و بیامرز و ببخش گناه ما را و بر ما رحمت فرما، تنها آقای ما و یاور ما تویی، پس ما را بر گروه کافران یاری فرما» و این دقت نظر ارزشمند، در مابقی متن هم مد نظر قرار داده شود: « وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» سوره مبارکه «طلاق»، آیه شریفه «3» که این چنین آموزنده و ارزشمند به هدایت مؤمنان می‌پردازد: « و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان می‌سازد و بر هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرّر داشته است (و به هیچ تدبیری سر از تقدیرش نتوان پیچید)»، همچنین سوره مبارکه «ق»، آیه شریفه «16» که چنین می‌فرماید: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» که به این معنی آموزنده و مقدس می‌پردازد: «و ما انسان را خلق کرده‌ایم و از وساوس و اندیشه‌های نفس او کاملا آگاهیم که ما از رگ گردن او به او نزدیک‌تریم».
همچنین لازم به ذکر است که در متن ارزشمند ارسالی، نویسنده محترم، به صورت ناخودآگاه و بالقوه، از یک ویژگی بسیار مهم روایت‌پردازانه بهره گرفته است و بخش‌هایی از متن را به صورت توصیف‌هایی دقیق و جزءپردازانه برای مخاطب مشتاق، قابل تصورتر کرده و به طرز ملموس‌تری «نشان» داده است:«...، نگاهش را به زمختی خارها دوخت...، به نوایی از آن سوی رگ گردنش گوش...»؛ آفرین بر شما، لطفاً در هنگام تألیف آثارتان و به ویژه در هنگام داستان‌نویسی، چنین رویکرد ارزشمندی را به طرز هدفمند‌تر و مدیریت شده‌تری مورد استفاده قرار بدهید.
دوست نویسنده گرامی، به جمع دوستان صبور و خوش‌ذوق «پایگاه نقد داستانی» خوش‌ آمدید، مطابق برخی از ویژگی‌های هنوز بالقوه موجودر این متن ارسالی، مشخص است که شما از استعداد ذاتی و توانایی بالقوه‌ای برای داستان‌نویسی هستید، ویژگی ذاتی ارزشمندی که با صبوری و ممارست نوشتاری خستگی‌ناپذیر، مطالعۀ برنامه‌ریزی‌شدۀ هدفمندتر، توجه هرچه دقیق‌تر و منطبق‌تر به قواعد داستان‌نویسی حرفه‌ای و همچنین عنایت به توصیه‌های تقدیمی، موجب موفقیت روایت‌پردازانه شما دوست نویسنده متعهد و خوش‌ذوق خواهد شد، منتظر خوانش داستان شما نویسنده مؤمن و بزرگوار هستم. با آرزوی موفقیت روزافزون و با سپاس و احترام و بسیار

منتقد : کیوان سلحشوری‌مهر

کیوان سلحشوری مهر/ متولد تهران 1351 خورشیدی/شاعر،نویسنده،منتقد،مدرس 1- همراهی و همکاری با انجمن شعر و داستان حوزه هنری گیلان از سال 1370 به بعد. 2- مجری و عضو هیئت امنای داستان حوزه ی هنری گیلان از سال 1377 و برگزار‌کننده و عضو هیئت داوران مسابقه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت