تابلوها باید هدایت‌کننده باشند.




عنوان داستان : دعوت
نویسنده داستان : کبری معروفی

از این داستان ویرایش جدیدی تحت عنوان «کادو» منتشر شده است.

نگاه به کارت دعوت می کند
-اگر او نبودعروسیم سر نمی گرفت و به خوبی پایان نمی رسید
به زیر نویس شبکه خبر خیره می شود
-آمار بیماران امروز دوبرابر افزایش یافته است.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
نشانه‌های داستانی به مانند سرنخ‌هایی هستند که باید ما را در مسیر متن به جواب لازم برسانند. در یک مسیر صفر تا صدی به منظور هدایت خواننده باید نشانه‌ها و تابلوهای لازم نصب شوند. حال به واسطه نوع قالب نوشتاری که در این جا داستان کوچک (مینیمال) است شما ناگزیر نشانه‌ها و تابلوهای راهنمای اندکی دارید و نمی‌توانید از تابلوهای زیادی در تمام طول مسیر استفاده کنید چرا که تابلوهای زیاد نوع داستان را عوض می‌کنند و آن را به داستان کوتاه تبدیل می‌نمایند. حال که نشانه‌ها و تابلوها اندک هستند باید در جاهایی نصب شوند که احتمال می‌دهیم خواننده دچار گمراهی بشود و راه را اشتباه برود. در عین حال بایست تابلوها نوشته‌ها و تصاویر کاملاً مشخصی داشته باشند تا خواننده با خواندن و یا نگاه کردن به آنها دقیقا مختصات راه دستش بیاید و بداند کجای مسیر و داستان قرار گرفته است. اگر هم به انتها رسیده باید تابلوی مقصد یا نقطه پایان حتما رسم شده باشد.
حال در داستان شما نگاهی به تابلوهای راهنمای شما بیندازیم. تابلوی اول از دعوت به یک مراسم می‌گوید چون نشانه "کارت دعوت" را داریم (جدای از اسم داستان). پس تا این جا انتظار ما این است که در مسیر با یک مراسم و افراد حاضر در آن روبرو شویم. کمی جلوتر تابلوی بعدی به ما می‌گوید که مراسم یک عروسی بوده و کسی هم بوده که باعث و بانی این مراسم بوده و عروس و داماد را بهم رسانده است. اما این تابلو فقط این را نمی‌گوید بلکه اطلاعات جانبی هم دارد. برای نمونه این که باید عروسی تمام شده باشد چون بعد از قضیه سرگرفتن عروسی داریم که "...به خوبی به پایان نمی‌رسید". این جمله فقط زمانی می‌تواند گفته شده باشد که عروسی به پایان رسیده باشد. البته مشخص نیست این جمله که حالت نقل قول هم دارد به چه کسی گفته شده و یا شاید اصلاً در درون خود شخصیت مرور شده باشد. البته این مهم نیست و همین شکل فعلی هم قابل قبول است منتها جهت اطلاع باید بدانید که مخاطب این جمله در داستان مشخص نیست.
تابلوی بعدی از موقعیت شخصیت می‌گوید که در عین‌حال گویی دارد تلویزیون تماشا می‌کند و علاقمند به اخبار هم باید باشد چون زیرنویس شبکه خبر را دارد می‌خواند.
و در نهایت تابلوی آخر را داریم که از افزایش آمار تلفات کرونا می‌گوید.
حال نکته این جاست که آیا هر تابلو به درستی ما را به تابلوی دیگر می‌رساند؟ آیا خط سیر این سفر درست است؟
دو تابلوی اول ما را در مسیر مشخص و درست و مرتبط هدایت کرده‌اند چون حرف از کارت دعوت است و عروسی. اما تابلوی سوم ناگهان ما را به سمت دیگری می‌کشاند که در مسیری کاملاً مخالف جهت اولی است و اگر مسیر اولی یک مسیر شادی و خوشحالی است این مسیر از درد و مرگ می‌گوید. حال تابلوی نهایی باید این ارتباط منطقی را میان این تابلوهای متضاد ایجاد کند و متن را به تعادل برساند. در داستان‌های کوچک معمولا آخرین تابلوها مهمترین تابلوها هستند چرا که به تمام تابلوهای قبل از خود می‌توانند معنا و جهت بدهند. گاه این تابلوها شوک ایجاد می‌کنند و گاه گره‌گشایی دارند. حتی گاه بار محتوایی و معنایی کل داستان بر روی دوش همین تابلوی آخر گذارده می‌شود. اما متاسفانه شما از کلیدی‌ترین تابلوی خودتان بهره درست و موثر نبرده‌اید. جمله‌ی این تابلو هیچ کمکی به تابلوهای دیگر نمی‌کند. دو برابر شدن آمار کرونا چه ربطی به شخصیت یا شخصیت‌های این داستان و بحث عروسی دارد؟ چه ربطی به مسیر طی شده در دو جمله اول دارد؟ اگر شما می‌خواستید این دو وضعیت را به هم ربط بدهید اصلا موفق نبوده‌اید. نه تضاد میان دو صحنه داستانی شده و نه این که فکر کنیم مثلا عروسی برگزار شده نقشی در این آمار داشته است و باید نتیجه اخلاقی بگیریم که بهتر است از تجمعاتی نظیر عروسی پرهیز کرد چرا که عروسی که با هزار زحمت برگزار شود هم باعث مرگ می‌شود. در اصل رابطه میان عروسی و آمار تلفات یک رابطه بیرون داستانی است تا در درون متن شما باشد.
جدای از این‌ها جمله آخر اگر نباشد هیچ چیزی از بقیه متن کم نمی‌شود. ای جمله نه گره‌گشایی کرده و نه شوک وارد ساحته است.
در جمله آخر شما از علامت "-" برای نشان دادن متن تلویزیونی بودن جمله استفاده شده‌است. بهتر است بین دیالوگ شخصیت‌ها و چیزی که از جایی مثل تلویزیون می‌خوانیم یا می‌شنویم تفاوت قائل شد. برای دیالوگ این خوب است اما برای متن تلویزیونی بهتر بود از علامت‌های نقل قول استفاده می‌کردید تا با آن دیالوگ اول داستان از لحاظ شکلی یکی نشوند. چون علامت آن دیالوگ ما را شرطی کرده تا این یکی را هم دیالوگ بدانیم در حالی که این دیالوگ نیست و شما گفته‌اید دارد زیرنویس می‌خواند.
کاری که باید انجام دهید: پایان‌بندی را بایست عوض کنید و چیزی بنویسید که با تابلوهای قبلی همراه و همراستا باشد، یک رابطه علت و معلولی داشته باشد. بی‌دلیل مسیر حرکت را عوض نکنید. باید کنش نهایی نتیجه کنش‌های اول باشد و یا به نوعی ارتباط صریح‌تری با آنها داشته باشد.
سلامت و موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت