طرح اتفاق در متن داستان




عنوان داستان : کاش زمان برگردد
نویسنده داستان : کوثر منوچهری

مدت ها بود که با دوستم به بیرون می رفتیم و کل روز را صرف خوشگذرانی میکردیم و دیگر ویروس کرونا را فراموش کرده بودیم.
یک روز داخل رستوران رو به دوستم مریم کردم و گفتم:
+ مریم چی میشه اگه ما کرونا بگیریم?
مریم نگاه عمیقی به من دوخت و گفت:
_ از کجا معلوم که تا حالا کرونا نگرفته باشیم, کرونا هم مثل سرما خوردگیه.
+راست میگی اگه تا حالا نگرفتیم پس بقیشم نمی گیریم.
مدت ها از آن روز می گذرد و من در گوشه ای از خانه به حرف های ان روز می اندیشم. در حالی که قطره اشکی چون مروارید از چشمانم پایین امد, افسوس آن روز را می خوردم که چرا کرونا را جدی نگرفتم?
افسوس که دیر شده بود و زمانی این را فهمیدم که دیگر دوستم کنارم نبود.
نقد این داستان از : آناهیتا آروان
خانم کوثر منوچهری سلام

خوشحالم خواننده تنها اثری هستم که برای ما فرستاده اید و از اعتمادتان به پایگاه نقد داستان سپاسگزارم. شما نویسنده بسیار جوان و علاقمندی هستید که هر دو باعث شادمانی و امیدواری است. اجازه بدهید ببینیم در متن اثر شما چه گذشته است. راوی دختر جوانی است که دارد درباره دوستش حرف می زند و به ملاقاتی که با او در گذشته داشته اشاره می کند یعنی تعریف می کند که در کافه نشسته بودند و درباره کرونا گفت و گو می کردند و بعد راوی به زمان حال برمی گردد و اظهار تاسف می کند و توضیح می دهد که دوستش درست بعد از آن دیدار به کرونا مبتلا شده و از دنیا رفته است. خوب این تمام ماجرایی است که ما در این جا با آن مواجه هستیم. حالا می خواهم به چند نکته مهم اشاره کنم که مایلم به آن ها توجه کنید چون به نظرم می رسد توجه به این نکات می تواند برای خلق آثار بعدی شما راهگشا و کاربردی باشد. ابتدا اشاره کنم که کوتاه نویسی شما ویژگی خوبی است یعنی همین اندازه که متن را زبادی کش نداده اید تا به بیهوده گویی برسد خیلی خوب است پس می توانید این ویژگی کوتاه نویسی را حفظ کنید اما یادتان باشد که کوتاه نویسی با شتابزده بودن اثر فرق می کند. یکی از اولین و مهمترین نکاتی که لازم است حواستان به آن باشد این است که داستان از عناصر مختلف تشکیل شده است. حالا عناصر چه چیزی است؟ عناصر یعنی توصیف، یعنی صحنه، یعنی تلخیص، یعنی گفت و گو یا همان دیالوگ، کنش، فضاسازی، شخصیت پردازی، مکان، زمان و خیلی چیزهای دیگر. و این ها چه هستند و معنی شان چیست؟ خوب بحث اش مفصل است و در کتاب های تئوری به همه آن ها اشاره شده است و برای هر کدام تعریف هایی آورده شده اما سه تا از همان عناصری که در این جا تیتروار به آن ها اشاره کردم از ابزار مهم بیان در داستان هستند یعنی توصیف و صحنه و تلخیص و اگر بخواهم در اینجا و خیلی خلاصه برای شما توضیح بدهم می شود این: توصیف یعنی اینکه شما به عنوان نویسنده از چشم انداز داستان، تصویر ثابتی ارائه کنید مثلا اگر بنویسید دوستم روی صندلی نشسته بود یا اگر بنویسید ماشین درست جلوی در ورودی ما پارک کرده بود ، می شود توصیف اما اگر بنویسید دوستم نشسته بود و پایش را تکان می داد یا اگر بنویسید ماشینی که جلوی در ورودی ما پارک کرده بود گاز داد و رفت، می شود صحنه چرا؟ چون صحنه یعنی ارائه تصویر متحرک از چشم انداز متن یا از چشم انداز جهان داستان. تلخیص هم یعنی خلاصه کردن یعنی جایی که نویسنده ضرورتی نمی بیند همه چیز را توضیح بدهد و زود از آن می گذرد مثلا اگر بنویسید تمام شب به خیالات گذشت یک جور تلخیص است چون ننوشته اید شب دقیقا چطوری گذشته است و هنر داستان نویس چیست؟ هنر داستان نویس ترکیب درست همه این ها و استفاده مناسب و به جا از همه عناصر داستانی است. تنها در این صورت است که متن سر و شکل داستانی پیدا می کند و جهان دلستان زنده و قابل لمس می شود. نکته دوم اینکه همه عناصری که به آن ها اشاره کردم قرار است به هم ربط داشته باشند یعنی نمی شود که سوژه ساز خودش را بزند و توصیف ساز خودش را و یا صحنه ها هر کدام راه خودشان را بروند بلکه همه این عناصر در نهایت به هم پیوسته اند و در یک نقطه به تلاقی می رسند و خواننده متوجه می شود که همه چیز داستان با هم جور شده است و در مجموع یک فضا و یک حال و هوا و یک اتمسفر ویژه ایجاد کرده است. نکته سوم اینکه در داستان جزیبات خیلی اهمیت دارند البته جزیبات کاربردی. اگر فقط به کلیات اشاره کنیم مثلا بگوییم دوستم آمد و دوستم این را گفت و دوستم رفت، چندان اثری بر مخاطب نخواهد گذاشت اما وقتی این دوست و دیداری که با هم داشته ایم با یک سری جزیبات داستانی خاص به نمایش بگذاریم ماجرا فرق می کند. و نکته چهارم انتخاب سوژه مناسب است. هر سوژه ای قابلیت تبدیل شدن به داستان ندارد یا به اصطلاح هر سوژه ای پتانسیل داستانی ندارد پس در انتخاب سوژه هایتان دقت کنید و نکته پنجم که اتفاقا یکی از مهمترین نکته هاست، طراحی اتفاق داستانی است. درست است که در اینجا دوست راوی از دنیا رفته است اما این مرگ در متن اثر اتفاق نیفتاده است و مخاطب با آن ارتباط حسی برقرار نمی کند. منظور اتفاقی است که در جهان داستان و در جهان آدم های داستان عدم تعادل ایجاد کند.یک آدمی دارد زندگی اش را می کند و همه چیز خوب و خوش است و بر وفق مراد است که در داستان به آن تعادل اولیه می گویند بعد یک دفعه اتفاقی می افتد که تعادل زندگی این آدم را بر هم می زند که در داستان به آن عدم تعادل می گویند و بعد کشمکش ها و بالا و پایین ها و کش و قوس ها شروع می شوند و بحران بالا می گرد و در نهایت فروکش می کند و تعادل به جهان داستان برمی گردد که در داستان به آن تعادل ثانویه می گویند. دیگر اینکه داستان های خوب فراوان بخواتید و به تلاش و تمرین ادامه بدهید. منتظر آثار فراوان شما هستیم. برایتان آرزوی موفقیت می کنم.

منتقد : آناهیتا آروان

متولد 1354- تحصیلات: کارشناسی زبان و ادبیات فارسی محض- کارشناسی ارشد پژوهش هنر- آغاز فعالیت : 1379



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت