اهمیت انتخاب و چینش واژها




عنوان داستان : حادثه ای که اتفاق افتاد
نویسنده داستان : یاسمن صفریان

نمیدانم چرا اینجاست ! نمیدانم کی و چه کسی به داستانم دست برد زده است . نگاهی به اطراف می اندازم و به دنبال دخترک می گردم . با صدای پای کودک سرم را بر می گردانم . ردش را می گیرم . ترسیده است و بی هدف به سمتی می دود . سایه ی تاریک ، بیخیال دختر نمی شود . پلیدی آرام حرکت می کند ولی دختر هیچ گاه موفق به فرار نمی شود . بوی نفس شوم سایه تاریک را در فضای اتاق به مشامم می رسد . به سمت دری که گویی دختر و بدیمن از آن بی خبرند ، میروم با صدایی نظر دختر را به این سو جلب میکنم و به در اشاره ای می کنم . دقایقی دیگر خودم و دخترک آن سوی درب ایستاده ایم . در را قفل می کنم تا دست بدیمن به ما نرسد . با نگاهم دست و پا شکسته جهت یابی می کنم و به دل جنگل رو به روی مان می زنیم . به سمت درخت بلوط پیر هدایتش می کنم و یاری اش می کنم تا در تنه ی درخت جای بگیرد . اطمینان حاصل می کنم جایش امن است . برمیگردم و به سراغ بدیمن می روم . از در مجددا عبور می کنم و حالا من و بدیمن رو در روی یکدیگر هستیم . قلمم را به دست می گیرم و روی بدیمن می کشم . خط خطی اش می کنم چنان از داستان محوش می کنم که گویی هرگز وجود نداشته است . خسته با لیوانی چای در دستم به سمت میزم بر میگردم . کاغذ و قلمم را نمی بینم . ترس برم می دارد . صدای جیغ دخترک به گوشم می رسد . جیغ تن معصومش در برابر تن بدیمن . دور و برم را می گردم . کسی کاغذ و قلمم را دزدیده است .
نقد این داستان از : ندا رسولی
سرکار خانم یاسمن صفریان سلام و احترام
هر گاه مخاطب با داستانی مواجه می‌شود که از لحاظ نثر و زبان کاملا پالوده و صیقل یافته است به طوری که نمی‌توان هیچ بخشی از آن را حذف نمود؛ اولین چیزی که در مورد آن اثر به ذهنش می‌رسد حجم و ایجاز آن اثر است که نویسنده به نحوی به آن توجه داشته است که اثر به سمت مینیمال نویسی پیش رفته است. و البته که مسأله‌ی حجم در مینیمال نویسی با اهمیت است؛ اما باید توجه داشت که نوشتن داستان کوتاهِ کوتاه یا مینیمال به جز ایجاز به عوامل دیگری نیز وابسته است که توجه به آن موارد نیز مهم است.
داستان‌های کوتاهِ کوتاه نیز همه‌ی عناصر یک داستان معمولی را در خود دارند؛ ولی همان‌طور که اشاره شد این عناصر با ایجاز و اختصار قابل توجه‌ای در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ به طوری که این ایجاز باعث تأثیرگذاری بیشتر داستان خواهد بود و همچنین می‌توان آن را مهمترین ویژگی این قالب ادبی برشمرد؛ به این ترتیب نویسنده‌ی داستان‌های کوتاهِ کوتاه از آوردن هر بخش یا جمله و حتی واژه‌ی غیرضروری پرهیز می‌کند و حتی می‌تواند خواننده را به سپیدخوانی دعوت نموده و بخش‌هایی از داستان را به عهده‌ی مخاطبین بگذارد.
در مورد شخصیت در این‌گونه داستان‌ها؛ شخصیت‌ها در داستان‌های کوتاهِ کوتاه یا مینیمال معمولی هستند و معمولا در طول داستان تحولی نمی‌یابند از این جهت که در چنین داستان‌هایی فرصتی برای تحول شخصیت‌ها وجود نخواهد داشت و قطعا پرداخت شخصیت در حد پرداخت شخصیت در رمان و داستان کوتاه نخواهد بود.
نکته‌ی دیگر توجه نویسنده به زمان و مکان این داستان‌ها است. زمان و مکان در داستان‌های کوتاه کوتاه محدود است؛ به این معنا که معمولا در این داستان‌ها رویداد حوادث در زمانِ کوتاهی اتفاق می‌افتد؛ مثلا لحظه‌ای، ساعتی یا روزی... همچنین تغییر مکانِ آنچنانی وجود نخواهد داشت در داستان؛ و به علت ثابت بودن زمینه‌ی داستان تغییرات مکانی به ندرت اتفاق می‌افتد.
با توجه به مواردی که به آن اشاره شد، یعنی اختصار و ایجاز و نوع شخصیت‌پردازی و محدودیت زمان و مکان، عنصر طرح در این داستان‌ها از پیچیدگی دور شده و سمتِ سادگی می‌رود؛ اما این سادگی به معنای سطحی بودن نیست. بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که درون‌مایه‌ای برگرفته از دغدغه‌های کلی انسانی برای چنین داستان‌هایی مناسب‌تر است.
توجه به همه‌ی این موارد و تفکر در مورد چگونگی پایان‌بندی(پایان در داستان‌های کوتاهِ کوتاه غافلگیرکننده و ضربه‌ زننده است.) می‌تواند مخاطب را با داستانی موفق روبه‌رو نماید.
سرکار خانم یاسمن صفریان با خوانش دومین اثر ارسالی شما به پایگاه نقد می‌توانم به این نکته اشاره کنم که شما استعداد نویسندگی دارید؛ تخیل‌تان قوی است و با توجه به سن کم‌تان می‌توان گفت که ایده‌های خوب و تازه‌ای به ذهنتان می‌رسد؛ این اتفاقِ خوبی است؛ فقط لازم با آموزش تکنیک‌ها و قواعد داستان نویسی و مطالعه‌ی فراوان این استعداد را در مسیر درست هدایت نمایید.
«حادثه‌ای که اتفاق افتاد» ایده‌ی خوبی دارد؛ نویسنده‌ای در حال نوشتن داستان است؛ شخصیت‌های داستان جان گرفته‌اند و خود نویسنده نیز یکی از این شخصیت‌ها شده و داستان تازه‌ای دارد اتفاق می‌افتد...
حجم کم داستان، شخصیت‌ها، زمان و مکان محدود و طرح و... «حادثه‌ای که اتفاق افتاد» را به عنوان داستانی کوتاهِ کوتاه به ما معرفی می‌کند که اتفاقا نویسنده با توجه به قواعدی که برای نوشتن چنین داستان‌هایی وجود دارد تا حدودی و در بخش‌هایی به خوبی عمل نموده‌اند؛ اما می‌شود با شناخت بهتر و بیشتر قواعدی که برای نوشتن داستان‌های کوتاهِ کوتاه وجود دارد و در ابتدای نقد اشاره‌ای به آن‌ها شد؛ «حادثه‌ای که اتفاق افتاد» را به اثری بهتر تبدیل نمود.
حادثه‌ای که اتفاق افتاد شروع خوبی دارد؛ شروع با عدم تعادل است و نویسنده به سرعت خواننده را وارد داستان می‌کند؛ این اتفاق خوبی است؛ اما لازم است نویسنده در انتخاب جملات و واژه‌ها و چینش آن‌ها دقت بیشتری به عمل آورند تا شروع گیراتر باشد. واژه‌ها تنها ابزار نویسنده برای انتقال آنچه در ذهن دارد می‌باشند بنابراین می‌بایست نهایت دقت و توجه در انتخاب و چینش آن‌ها وجود داشته باشد؛ و داستان به نثر و زبانی صیقل یافته و پالوده برسد. اهمیت این مسأله در داستان‌های کوتاهِ کوتاه و مینیمال بیشتر است. در حادثه‌ای که اتفاق افتاد لازم نویسنده هم در شروع و هم در طول اثر به این مسأله توجه بیشتری نمایند و اثر را با نثر و زبانی پالوده‌ و شسته رفته‌تر ارائه دهند. بخش‌های غیر ضروری را حذف نمایند و بخش‌هایی که وجود دارد را با آرایش و چینش و انتخاب‌های بهتری ارائه دهند. در این نوشته می‌توان به راحتی جملاتی را حذف نمود، از دادن توضیحات اضافه پرهیز نمود و اثر را هرس کرد؛ تا در پایان تأثیرگذاری بیشتری ایجاد شود. در چنین نوشته‌هایی تک تک واژه‌ها اهمیت پیدا می‌کنند و نویسنده می‌بایست با تفکر بیشتری به انتخاب دست بزند. به عنوان مثال؛ توجه کنید در پایانِ حادثه‌ای که اتفاق افتاد، اگر این جملات: «جیغ تن معصومش در برابر بدیمن. دور و برم را می‌گردم. کسی کاغذ و قلمم را دزدیده است.» از پایان داستان حذف شود چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا جمله‌ی «جیغ تن معصومش در برابر بدیمن» توضیح اضافه‌ای نیست؟ یا در مورد دو جمله‌ی آخر آیا ابتدای داستان به آن اشاره نشده است؟... چنین مواردی در طول داستان نیز وجود دارد که نویسنده می‌توانند با دقت و توجه بیشتری به بازنویسی آن‌ها بپردازند و به ارتقا داستان خود کمک نمایند.
سرکار خانم یاسمن صفریان از اعتماد شما به پایگاه نقد سپاسگزارم. شما در شروعِ راه هستید و قطعا با خواندن و نوشتن مداوم به نتایج بهتری خواهید رسید. نویسندگی علاوه بر استعداد به پشتکار فراوان نیاز دارد. منتظر آثار بعدی شما هستیم، موفق باشید.

منتقد : ندا رسولی

داستان کوتاه و رمان نویس، اواخر سال های دبیرستان و دانشگاه با شعر و کمی بعد با داستان کوتاه به حیطه ادبیات وارد می شود آغاز فعالیت جدی داستان نویسی 1393، رشته تحصیلی: شیمی آزمایشگاهی، همکاری با مجلات رشد



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت