بز را نکش!




عنوان داستان : بز فداکار و گرگ طمع کار
نویسنده داستان : محمدرضا رضایی

بسمه تعالی

در روزگاران قدیم روستایی به نام کلنگ آباد وجود داشت،مردم روستای کلنگ آباد بیشتر به شغل دامداری مشغول بودند وروزگار خود را با این کار سپری میکردند.
در نزدیکی روستا گرگی حریص وطمع کار زندگی میکرد که هر روز صبح به امید شکار دام های مردم روستا از خواب بیدار می شد،اما مشکل گرگ اینجا بود که روستای کلنگ آباد سگ های نگهبان زیادی نیز داشت که از دام ها محافظت میکردند و به این ترتیب گرگ جرعت حمله به دام داری های روستا را نداشت،تا یک روز یک بز پیر برای پیدا کردن گیاه های تازه از روستا خارج می شود غافل از این که خطری اورا درهمان نزدیکی تحدید میکند.
بزمشغول خوردن گیاهان تازه می شود که ناگهان گرگی بزرگ و ترسناک را درمقابل خود می بیندو با ترس پا به فرار میگذارد اما از شانس و اقبال بد بز، گرگ به بز میرسد و او را میگیرد.
بز که خود را نا توان در مقابل گرگ می بیند به گرگ می گوید:((ای گرگ بزرگ و قدرتمند اگر من رو رها کنی هر چه که بخواهی از داشته هایم به تو می دهم))
گرگ کمی درنگ میکند و بز را نمی کشد و به خانه خود می برد و او را زندانی میکند.
گرگ به بز نگاهی می کند و می گوید:((اگر تو را رها کنم و بگذارم بروی،ازکجا بدانم به قولی که قرار است به من بدهی عمل کنی؟؟؟؟
در این صورت هیچ وقت آرزویم که خوردن دام های روستا است برآورده نمی شود))

بز در فکر فرو می رود و با خود می گوید:((چه کاری انجام دهم که از دست گرگ رهایی پیدا کنم؟؟))
بز به این نتیجه می رسد که هیچ راه فراری ندارد،پس فکر دیگری میکند،و به گرگ می گوید:((ای گرگ :اگرمن آدرس و نشانی یک دام داری را به تو بدهم که در آن پر از گوسفندان جوان است بدون آن که سگ نگهبانی از آنها محافظت کند، آیا مرا رها میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟))

گرگ در فکر فرو می رود و با خود می گوید:((این بز دارد راست میگویدچون اگر من بر نگردم به خانه چه کسی اورا آزاد میکند؟؟،پس او برای نجات یافتن جان خودش این کار را انجام می دهدویک آدرس درست را به من میدهدوحتی میتوانم بعد از خوردن کل دام های آن دام داری،به خانه برگردم و زیر قول خود بزنم و این بز را برای یک روز دیگر بخورم.
گرگ طمع کار به بز اعتماد می کندو آدرس این دام داری را از اومی گیردوشبانه به روستا نزدیک شده و آنجا را پیدا می کند،گرگ از دیوار دام داری عبور کرده و همین که وارد دام داری می شود با سگ های زیاد و بزرگی روبه رو می شود، گرگ که هیچ راه فراری نداشت در آن جا به دست سگ های نگهبان کشته می شود.

بز میدانست که این گرگ برای کل روستا خطرناک است،و همچنین میدانست آن آدرسی که به گرگ داده محلی است که سگ های نگهبان گله را تربیت می کنند اما با این حال این کار را کرد وبه گرگ آدرس اشتباهی داد و خود نیز که در خانه ی گرگ زندانی شده بود از گرسنگی تلف شد.
بز فداکار با این کاری که انجام داد باعث شد که دیگر هیچ خطری روستا را تحدید نکند و هم نوعانش در امان باشند.


پایان
نقد این داستان از : علیرضا متولی
به نام خدای مهربان
دوست عزیز و جوانم سلام.
داستان بز فداکار و گرگ طمعکار را خواندم
البته باید بگویم که آنچه نوشته ای در واقع طرح یک داستان است.
شما باید بعد از این مرجله تلاش کنی تا از این طرح داستانی بنویسی. برای نوشتن داستانی از روی این طرح باید با نجوه ی نگارش داستان های حیوانات و کایت نویسی آشنا شوی.
این کار را می توانی با خواندن داستانهایی در این باره انجام بدهی.
مثلا کلیله و دمنه پر از داستانهایی است که می تواند به تو کمک کند. البته پیشنهاد من این است که کتابهای ساده نویسی شده کلیله و دمنه را بخوانی.
در مرحله ی بعدی باید تعیین کنی این داستان را برای کودکان می نویسی یا بزرگسالان.
هر مخاطبی شیوه ی نگارش خودش را می طلبد.
این داستان تو معلوم نبود برای کدام مخاطب نوشته شده است.

نکته بعدی : اگر من جای تو بودم، بز را به شهادت ! نمی رساندم. بلکه با تمهیداتی او را نجات می دادم
یا اینکه بز را که سمبل دانش هر کله ایست را طوری شخصیت پردازی میکردم که نقشه ای هم برای آزادی خودش داشته باشد.
نکته دیگر اینکه زیاد بخوان. و بنویس . حتا اگر شده خاطرات روزانه ات را بنویس تا دستت برای نوشتن نرم و روان شود و بخوان تا با املای صحیحی کلمات آشنا شوی.
چند غلط املایی در نوشته ات وجود دارد که نشان از کم خواندن تو دارد. اولین ابزار نویسنده شدن توانایی در خواندن است. و این چیزی بیشتر از خواندن معمولی است.
(غلط)جرعت= (صحیح)جرئت یا جرات
(غلط)تحدید= (صحیح)تهدید
برایت آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم باز هم داستانهای قوی تری از تو بخوانم

منتقد : علیرضا متولی

متولد : تهران - اردیبهشت 1344/ کارشناس روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی/ عضو تحریریه کیهان بچه ها از سال 63 تا 69 فعالیت در زمینه های نشر کتاب و موسیقی کودک. انتشار مجله و عضویت در تحریریه های رشد جوان، نوجوان و کودک انتشار بیش از 500 مقاله و جستار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت