ایجاز در داستانِ بسیار کوتاه




عنوان داستان : داستانک
نویسنده داستان : سیدمحسن میرحجازی

« همه چیز از آن اولین ساعات یک روز گرم و دوست داشتنی تابستان شروع شد.... و همه چیز در غروب روز بعد از آن اما به سردی به پایان رسید ... » ، واگویه ای که این روزها پیرمرد تنها ، مکرر در مقابل آینه ی نیم قد و قدیمی خانه  می ایستاد و در حالیکه با حسرت و اندوه  به چهره ی در هم تکیده و رنجورش می‌نگریست ، با خود تکرار می‌کرد ...
آری« عمر دنیا » برای پیرمرد دو روز بیش نبود .
نقد این داستان از : مریم اسحاقی
درود بر شما جناب آقای میرحجازی
خوش‌حالم که با پایگاه نقد داستان همکاری می‌کنید و "داستانک" اولین اثرتان است که نقد می‌شود. امیدوارم نقد و نظرها راه‌گشا باشد.
مهم‌ترین ویژگی‌ داستان‌های بسیار کوتاه یا مینیمال، کم حجم بودن داستان‌هاست. یعنی ایجاز در داستان بسیار کوتاه حرف اول را می‌زند. نویسنده با نهایت خست و با کم‌ترین کلمات، مفهومی عمیق را بیان می‌کند. بنابراین در نوشتن داستان بسیار کوتاه حذف هر کلمه بسیار مهم است. زمانی که این قالب را برای نوشتن داستان انتخاب می‌کنیم، باید کلمه‌هایی که حذف‌شان به متن لطمه نمی‌زند؛ حذف کنیم. در واقع باید شاخ و برگ اثر چنان هرس شود و داستان چنان موجز و مختصر و شفاف باشد که امکان حذف هیچ کلمه‌ای وجود نداشته باشد. البته خاطرمان باشد که فقط حجم کم برای نوشتن داستان بسیار کوتاه کفایت نمی‌کند و هر متن کم حجم را نمی‌توان داستان مینیمال نامید. قطعا داستان مینیمال نیز تابع قوانین داستان‌نویسی است.
برمی‌گردیم به داستان شما. از عنوان داستان " داستانک" این یک عنوان کلی است و اشاره‌ به قالب کاربردی شما در داستان‌نویسی می‌کند. به نظر نمی‌رسد درست انتخاب شده باشد. نام داستان، به عنوان بخشی از داستان و امکانی است که باید از آن بهره ببریم. در واقع نام داستان، نقطه‌ی آغاز داستان کوتاه است. می‌تواند شروع اولین تعلیق داستان یا ایجاد علامت سوالی در ذهن خواننده باشد. به ویژه در داستان بسیار کوتاه که با محدودیت کلمه روبه رو هستیم، نباید کلمه‌ها را هرز بدهیم. بهتر است سنجیده و موجز به کار برده‌شود. نام داستان مینیمال می‌تواند بخشی از بدنه‌ی داستان باشد و پیش‌برنده‌ی پی‌رنگ داستان.
در سطر شروع اثر می‌خوانیم: «همه چیز از آن اولین ساعات یک روز گرم و دوست داشتنی تابستان شروع شد.» در همین سطر کلمه‌های گرم و دوست داشتنی چه مفهومی به داستان اضافه می‌کنند؟ گرم در دل تابستان پنهان است و تکرار این کلمه ضروری نیست. در سطر بعدی نیز باز چنین تکراری را می‌بینیم. بهتر است صفات و کلمه‌های غیر ضروری حذف شود. در سطری که نوشته‌اید: « حالیکه با حسرت و اندوه به چهره ی در هم تکیده و رنجورش می‌نگریست.» صفت‌های رنجور و تکیده اگرچه در انتقال حس موفق هستند اما جنبه‌ی تکرار به متن داده‌اند.
نکته‌ی دیگر در مورد سطر پایانِ داستان مینیمال شماست. این‌جا حضور نویسنده کاملا پررنگ است و خود را به متن تحمیل کرده و جنبه‌ی نتبجه‌گیری به داستان مینیمال داده‌است. این پایان‌بندی نه تنها حالت ضربه‌زننده‌ و گره‌گشایی پایان داستان مینیمال را ندارد، بلکه حالت تصنعی نیز ایجاد می‌کند.
مطالعه‌ی منسجم داستان کوتاه و دقت در ساختار داستان‌هایی که می‌خوانید، صد درصد در ارتقاء آثارتان ثمربخش خواهد بود.
موفق باشید.

منتقد : مریم اسحاقی

متولد رشت دی ماه 1348 دانش آموخته رشته پزشکی فعالیت وبلاگ نویسی و انتشار نقدها در سایت های ادبی و روزنامه فرهیختگان از سال 81 فعالیت جدی در داستان نویسی از سال 1386



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت