حضور نویسنده در داستان مینی‌مال




عنوان داستان : نام
نویسنده داستان : فاطمه(الهام) علی پور

اسم دخترش را زینب نگذاشت میگفت زینب یعنی بلاکش، اسمش بهار شد حیف عمرش به بهار بعدی قد نداد.
نقد این داستان از : مریم اسحاقی
خانم علی‌پور عزیز سلام
داستان مینی‌مال "نام" را خواندم. انتخاب عنوان "نام" به لحاظ محتوا با اثر هم‌خوانی دارد. شروع تاثیرگذاری برای داستان بسیار کوتاه است و از همان ابتدا به ذهن مخاطب قلاب می‌اندازد. خوش‌حالم که یک‌ سالی است به داستان‌نویسی پرداخته‌اید و ظاهرا بیشتر در زمینه‌ی داستان مینی‌مال تجربه کسب می‌کنید. همان‌طور که خود آگاهید، ایجاز در داستان مینی‌مال، عنصر بسیار مهمی است و اثرتان نشان می‌دهد که در این زمینه پرتلاش بوده‌اید و عنصر ایجاز را کاملا به کار بسته‌اید. اثرتان کم حجم و با نهایت ایجاز و وسواس نوشته‌شده است. زبان اثر نیز سالم و قابل قبول است.(البته در مورد به کاربردن دو کلمه‌ی نام و اسم در شروع داستان و سطر ابتدایی، پیشنهاد می‌کنم یک کلمه‌ی واحد انتخاب کنید.) درون‌مایه‌ی داستان مینیمال‌تان مرگ و زندگی است. درون‌مایه‌ای که دغدغه‌ی همیشه‌ی انسان و درون‌مایه‌ای عمیق است.
آن‌چه در این اثر مشهود است، حضور پررنگ نویسنده در متن است و این حضور تصنعی و آگاهی راوی سبب می‌شود نشانه‌ها در داستان در جهتی متناسب با آگاهی راوی گذاشته شود و در پایان، پایان‌بندی نیز حالت تصنعی پیدا کند. ببینید اگرچه غافلگیری خواننده در داستان بسیار کوتاه، نکته‌ی مهمی است، اما نباید جنبه‌ی گول‌زنک داشته باشد یعنی نشانه‌ها طوری در داستان مینیمال چیده شود که جنبه‌ی نتیجه‌گیری مستقیم به خواننده القا شود و از ارزش داستانی بکاهد. در این اثر نشانه‌ها در ذهن نویسنده بوده، اما به خواننده منتقل نشده و در متن نشانه‌ی پیش‌برنده‌ی طرح نداریم و در سطر آخر، با بازی زبانی با نام بهار به پایان می‌رسد.
طرحی که انتخاب کرده اید، طرحی ساده و به دور از پیچیدگی است که با طرح داستان مینی‌مال انطباق دارد، اما نکته‌ی مهم در مورد اثرتان پرداخت زمانی طولانی است. نویسنده یک بازه‌ زمانی طولانی را در نظر دارد و به مرگ و زندگی می‌پردازد. در واقع در داستان مینی‌مال به توجه به حجم کم روایت و زمان کوتاه، بهتر است نویسنده روی یک لحظه متمرکز شده و باقی ماجرا و کشف آن لحظه را به مخاطب وا‌گذارد. در اثر شما نقش و حضور نویسنده مبرهن است. در سطرهای پایانی اثر به جای غافلگیری، نویسنده به پند اخلاقی می‌پردازد. با پرهیز از به کاربردن نام زینب در برابر بهار، می‌توان از جنبه‌ی شعاری متن کاست. چون قطعا خواننده به جنبه‌ی شعاری داستان واکنش نشان خواهد داد. پیشنهاد می‌کنم با پرداخت غیرمستقیم به مقوله، به خواننده اجازه‌ی کشف محتوا و درون‌مایه‌ی اعتقادی متن را بدهید.
سپاس بسیار از شما. منتظر خواندن آثار دیگرتان هستم.

منتقد : مریم اسحاقی

متولد رشت دی ماه 1348 دانش آموخته رشته پزشکی فعالیت وبلاگ نویسی و انتشار نقدها در سایت های ادبی و روزنامه فرهیختگان از سال 81 فعالیت جدی در داستان نویسی از سال 1386



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت