جایِ خالی اتفاقِ داستانی




عنوان داستان : یکتا
نویسنده داستان : فاطمه سپید

تنهابود. اینواز لحن نوشته هاش فهمیده بودم. شعرمیگفت؛ ترانه مینوشت؛ گاهی وقتام رو صحنه تئاتر میرفت. زبانشم خوب بود. همیشه ازصدنمره، نودبه بالامیگرفت. کم حرف بود. حتی توکلاسم تاطرف صحبتت نبود؛ صداش درنمی یومد. بی آلایش بود، برعکس همه دخترایی که انگار اومده بودن مراسم مد و فشن، بایه چهره ناب ودست نخورده سرکلاس حاضرمیشد. همیشه تو خودش بود. حتی وقتی باهزارجور بهونه باهاش همکلام میشدم؛ حرفاش مثل نوشته هاش، بوی تنهایی میداد. شاید دلیل تنهاییش این بودکه کسی مثل خودش دوروبرش نبود. کسی که عاشق هنرباشه. عاشق هنربود. همیشه وقتی کلاس پسراهمزمان باکلاس دختراتعطیل میشدوهمشون برای دلبری کردن میرفتن توحیاط، میموند توسالن و محو ترکیب رنگ نقوش هندسی روی سقف زبانکده میشد. عاشق موسیقی بود. رستاک حلاج گوش میداد. منم از وقتی بایکتا آشناشدم رستاکی شدم. عاشق ترانه هایی بود که رستاک مینوشت. میگفت از وقتی رستاکی شده؛ دوباره باقلمش آشتی کرده. وقتی میخندید؛ انگار کل دنیام باهاش میخندید. خنده هاش شیرین از قندی بودکه تودلم آب میشد. باهمین سادگیاش عشق شو به جونم انداخت. هنوزم که هنوزه وقتی بایه شاخه گل رز تو دستم، به عشقش زودتراز سرکار برمیگردم خونه، باهمون خنده های شیرینش، قندآب میکنه تو دل تموم لحظه های من...!
نقد این داستان از : ندا رسولی
سرکار خانم فاطمه ریگی سلام و احترام
معمولا داستان‌های کوتاهِ کوتاه طرحی ساده و به دور از پیچیدگی دارند. شاید یکی از دلایلِ این سادگی این باشد که نویسنده باید بتواند با کمترین کلمات مضمونِ مورد نظر خود را بیان کند. ایجاز در داستان‌های کوتاهِ کوتاه آرایه‌ی مهمی است، نویسنده متنی کوتاه با توجه به قواعد کلی‌ای که برای نوشتن این نوع داستان‌ها وجود دارد ارائه می‌دهد و معمولا این نوع داستان‌ها در عین سادگی و کوتاهی می‌توانند معانیِ عمیقی را منتقل کنند و در پایان خواننده را به فکر فرو برند و حتی بخشی از داستان را به سپیدخوانی خواننده و کشفِ او واگذار کنند و به این ترتیب در پایانِ داستان خواننده را به حظ برسانند. اما در مورد پایان داستان؛ پایانِ داستان‌های کوتاهِ کوتاه باید ضربه زننده باشد. نویسنده در طول داستان بسترِ این غافلگیری را فراهم می‌آورد و در پایان خواننده را غافلگیر می‌کند.
سرکار خانم فاطمه ریگی؛ «یکتا» اولین داستانی است که برای پایگاه نقد ارسال کرده‌اید از اعتماد شما به پایگاه نقد سپاسگزارم. 18 سالگی سن خوبی است برای شروعِ نویسندگی، شما فرصت‌های بسیاری پیش رو دارید و قطعا با خواندن و نوشتنِ مداوم به نتایجِ خوبی خواهید رسید. برای بهتر شدنِ کارتان درباره‌اش حرف می‌زنیم.
«یکتا» شروعِ بدی ندارد: «تنها بود، اینو از لحن نوشته‌هاش فهمیده بودم. شعر می‌گفت، ترانه می‌نوشت، گاهی وقتام رو صحنه تئاتر می‌رفت...» این جملات ضمن این که شخصیتی را به خواننده معرفی می‌کنند، او را کنجکاو خواهند کرد که در مورد این شخصیت و اتفاقی که احتمالا قرار است برایش بیفتد بیشتر بداند. با این شروع خواننده با داستان همراه می‌شود. نثر و زبان داستان راحت و صمیمی است؛ اما بهتر است برای نوشتن داستان از زبانِ محاوره استفاده نشود، حرفه‌ای ها به زبانِ محاوره نمی‌نویسند. بهتر است سعی شود داستان به زبان نوشتاری ارائه شود.
مورد دیگری که در داستان وجود دارد این است که نویسنده تقریبا تا انتهای داستان با جملاتی پشت سر هم به توصیفِ شخصیت یکتا می‌پردازد؛ و داستان خیلی تخت و بدون اتفاق پیش می‌رود، در حالی که با این شروع، خواننده انتظار دارد ببیند چه اتفاقِ داستانی‌ای برای راوی یا شخصیت یکتا خواهد افتاد و اصلا نویسنده چه می‌خواهد بگوید... ضمن این که با توجه به لزومِ آرایه‌ی ایجاز در این نوع داستان‌ها، داستان می‌تواند هَرَس شود، می‌شود از توصیف‌ها کاسته شود و نویسنده به طراحیِ اتفاقی داستانی فکر کند، اتفاقی که در پایان خواننده را غافلگیر کند؛ پایانِ «یکتا» ضربه زننده نیست.
مورد دیگر در مورد راویِ داستان است. خواننده داستان را می‌خواند و در دو خط آخر متوجه‌ی جنسیت راوی می‌شود. لحن و زبانِ راوی مردانه نیست، نشانه ی دیگری هم وجود ندارد. این مرد بودن را نویسنده باید بتواند در داستان نشان بدهد، وقتی شخصیتی مرد است باید همه چیزش مردانه باشد، افکار، کُنش‌ها، لحن، گفتار و... البته انتخاب راوی غیرِ همجنس برای داستان کارِ سختی است؛ ولی اگر قرار است یک نویسنده‌ی زن، راوی داستانش مرد باشد، باید به گونه‌ای عمل کند که از همان ابتدای داستان خواننده متوجه‌ی این موضوع شود، و بتواند جنسیت شخصیت را باور کند.
منتظرداستان‌های بعدی شما هستیم. موفق باشید.

منتقد : ندا رسولی

داستان کوتاه و رمان نویس، اواخر سال های دبیرستان و دانشگاه با شعر و کمی بعد با داستان کوتاه به حیطه ادبیات وارد می شود آغاز فعالیت جدی داستان نویسی 1393، رشته تحصیلی: شیمی آزمایشگاهی، همکاری با مجلات رشد نوجوان سال تحصیلی (97-98) و (98-99)



دیدگاه ها - ۱
فاطمه سپید » دوشنبه 09 تیر 1399
سپاسگزارم خانم رسولی عزیز????

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت