انتخاب صحیح




عنوان داستان : دفاعیات یک مبل
نویسنده داستان : اهورا آقاحسینی

بالشت روبروی مبل ایستاده بود بدون این که حرفی بزند و حرکتی انجام بدهد.پوست بالشت که معروف بود به ملافه دقیقا به آن شرایط می خورد چون که عکس دعوای دو نفر روی آن کشیده شده بود و آن ها هم دقیقا در همین حال بودند.
دعوای آن ها هم به دلیل این بود که مبل به این که بالشت روی آن باشد اعتراض کرده بود و بالشت هم می خواست به کاری که مبل فروش گفته بود،عمل کند و او را از یاد نبرد.ساعت ها گذشت و آن دو همچنان با اخم به همدیگر نگاه می کرد.
خرس پشمی قهوه ای رنگ قاضی شهر روی صندلی نشسته بود و قهوه اش را می خورد.او معروف بود به سد دعوای خانه چون که هروقت دعوا می شد،او از مشاجره ی مردم جلوگیری می کرد.او همان طور که آن جا نشسته بود به دفاعیات وکیل های مبل و بالشت گوش می داد.تخت وکیل بالشت شد و صندلی هم وکیل مبل.
+به دفاعیات جناب آقای تخت گوش می دهیم.
-خب همان طور که می دانید ما 2 نوع بالشت داریم. بالشت هایی که برای خوابیدن و استراحت کردن هستند و بالشت هایی که روی مبل ها هستند تا کمر آدم ها خسته نشود.همان طور که می دانید بالشت این خانه در بخش دوم قرار دارد.او می خواهد امید مبل فروش را نا امید نکند و به دستور های او عمل کند.
+30 ثانیه وقت باقی مونده.
-همه ی شما می دانید بالشت ما به اثر دلسوزی برای مبل فروش دارد به 2 سال حبس در انباری محکوم می شود.
+وقت تمام.
همه پچ پچ کنان به هم می گفتند:نمی گذارند حرفش را بزند.
-پس بگذارید ادامه ی حرفم را بزنم.
+تاق تاق تاق.سکوت را رعایت کنید.الان به دفاعیات صندلی وکیل مبل گوش می دهیم.
-اگر قرار باشد مبل برای راحتی مردم باشد آیا لازم نیست که خود مبل هم راحت باشد؟او اگر دلش بخواهد بالشت روی آن نباشد حق دارد اعتراض کند.اول راحتی مبل،بعد راحتی مردم.این حق درست است یا مخالف آن؟مبل حق دارد اعتراض کند،شکایت کند یا اصلا خانه را به هم بزند.
+وقت تمام است.
ساعت ها گذشت و آن دوهم چنان با اخم به همدیگر نگاه می کردند.
(جلسه ی 2 روز بعد.)بالشت باید برای 2 سال حبس در انباری باشد.
2 سال بعد
همه با پلیس و سرباز به در انباری نزدیک می شود.در را باز می کنند.
چهار تکه بالشت در چهار گوشه ی اتاق انباری.
نقد این داستان از : ندا رسولی
آقای اهورا آقاحسینی سلام و احترام
اینکه در 11 سالگی می‌نویسید و البته از چند سال قبل نوشتن را شروع کرده‌اید باعث خوشحالی است و بهتر از آن جدی بودن و پشتکار شما در این کار است. نویسندگی نیاز به تلاش و پشتکار و خوندان و نوشتنِ مداوم دارد و شاید این بخش؛ از داشتنِ استعداد هم مهمتر باشد که خوشبختانه از نوشته‌ها و آثاری که شما برای پایگاه نقد فرستاده‌اید مشخص است که به قدر کافی از این ویژگی‌ها بهرمند هستید.
تخیل تفکری تصویری است و مهمترین بازدهی آن خلاقیت است و در دنیای داستان وجودش لازم و ضرروی است. ویژگیِ مهمی که در اثر «دفاعیات یک مبل» مشاهده می‌شود استفاده از عنصر تخیل است. نویسنده قوه‌ی تخیلِ قوی‌ای دارد و با استفاده از جان بخشی به اشیاء و قرار دادنِ آن‌ها به عنوان شخصیت‌های داستانی سعی در ساختنِ جهانِ داستانی خود داشته است. با استفاده از تخیل در داستان می‌توان مرزهای خیال و واقعیت را در هم آمیخت و به مفاهیمِ عمیق و مهمی رسید. تخیل ممکن است داستانی را واقعی یا فرا واقعی کند؛ یعنی ممکن است با وجود به کار بردنِ تخیل؛ در نهایت داستانی واقعی به نظر برسد و یا افسانه‌ای و... اما مهم این است که نویسنده این تخیل را در مسیر صحیح هدایت کند و فقط به دنبال سرگرم کردن و پر کردنِ اوقات مخاطب نباشد.
آقای اهورا شما داستانتان را تقریبا از نقطه‌ی خوبی شروع کرده‌اید، چون حاشیه نرفته‌اید و به اصلِ ماجرا که دعوای مبل و بالش است پرداخته‌اید. مبل و بالشی با هم دعوا دارند؛ چون مبل نمی‌خواهد بالش رویش باشد و بالش می‌خواهد مطابقِ خواسته‌ی مبل‌فروش عمل کند؛ نویسنده به این‌ها و سایر اشیا مثل تخت و صندلی و خرس پشمی جان بخشیده و تبدیل‌شان کرده به شخصیت‌های داستانی. خرسِ پشمی قاضی است و تخت و صندلی وکیل‌ها. در نهایت قاضی رأی می‌دهد به اینکه بالش به دو سال حبس در انباری محکوم شود. و در پایانِ داستان بعد از دوسال بالش در انباری تکه‌تکه شده است. در این جا شاید بتوان انسا‌ن‌ها را جایگزینِ شخصیت‌های این داستان کرد. دوتا آدم با هم اختلاف دارند، قاضی یکی را که تقریبا بی‌گناه است به زندان می‌اندازد و بعد از دوسال شخصی که به زندان افتاده بوده یک بلایی سرش آمده حالا یا خودش این بلا را سرِ خودش آورده یا هر کسِ دیگری... این اتفاقِ خوبی است برای این داستان؛ اینکه حالا آگاهانه یا ناآگاهانه بوده بماند؛ ولی مهم این است که این تصور را در ذهنِ خواننده ایجاد کرده که خیلی خوب است. حتی اگر شخصیت‌های داستان اشیا باشند؛ خواننده نمی‌خواهد به روابطِ بینِ اشیا و... پی ببرد، این خیلی به درِد خواننده نمی‌خورد، خواننده در جستجوی مفاهیم مهمتری است، مفهومی که او را به آدم‌ها و داستان‌شان برساند. پس برای انتخاب اشیا به عنوانِ شخصیت‌ها یا راوی داستان حتما باید دلیل و هدفِ مشخصی داشت.
شما استعداد، تخیل و پشتکار خوبی دارید و همین‌ها برای نویسنده شدن کافی است. پیشنهاد می‌کنم قبل از نوشتنِ هر داستانی ابتدا فکر کنید که چه حرفی می‌خواهید بزنید و هدف‌تان چیست؟ بعد یک طرح یا نقشه‌ی کلی برای آن بریزید، فضا و شخصیت‌هایی برای آن انتخاب کنید و بعد شروع به نوشتن کنید. مطالعه‌ی آثار داستانی حتما کمک‌کننده‌ی خوبی است. پیشنهاد می‌کنم کتاب قصه‌های مجید نوشته‌ی هوشنگ مرادی کرمانی را بخوانید.
موفق باشید.

منتقد : ندا رسولی

داستان کوتاه و رمان نویس، اواخر سال های دبیرستان و دانشگاه با شعر و کمی بعد با داستان کوتاه به حیطه ادبیات وارد می شود آغاز فعالیت جدی داستان نویسی 1393، رشته تحصیلی: شیمی آزمایشگاهی، همکاری با مجلات رشد نوجوان سال تحصیلی (97-98) و (98-99)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت