یک مینیمال خوب صرفاً یک متن کوتاه نیست




عنوان داستان : عروسک
نویسنده داستان : سمیه شرفی

این داستان ویرایشی از داستان «ریحانه» می باشد.

چشمان دخترک به قاب شیشه ای مغازه بودو روی انگشتان پایش ایستاد تا دستانش را بگیرد ،اما پدر تا کمر درون سطل زباله خم شده بود.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
داستان خیلی هدفمند‌تر شده. اضافه کردن نگاه دختر به سمت مغازه که به طور غیرمستقیم خیلی چیزها از غذا تا لباس و اسباب‌بازی ( و در این جا عروسک) را می‌توانسته تداعی کند بسیار به متن شما کمک کرده است. در عین حال تفاوت کنش‌های پدر و دختر که یکی به اقتضای سن خود به دنبال آرزو و دل خود است و دیگری به اقتضای مسئولیتش در قبال خانواده به دنبال لقمه‌ای غذا، معنادار شده است. از طرفی داستان نوعی نقد اجتماعی هم هست که محرومیت را در بطن خود دارد. بچه‌ای که از خواسته و آرزوی خود و پدری که از لقمه ای نان محروم‌اند.
همه چیز داستان هدفمند به نظر می‌رسد. یک داستان مینیمال خوب صرفاً یک داستان کوتاه نیست. کوتاهی تنها یک شرط برای آن است و البته جزو شروط اصلی است اما به هر حال چون ماهیت نوشته داستان باید باشد کوتاهی تنها شرط قرار نمی‌گیرد و پیش از هر چیز بایست داستانی داشت. داستان خوب هم داستانی است که تمام اجزا و عناصرش در خدمت مضمون و متن باشد.
داستان یک تک تصویر به نظر می‌آید که خیلی حرف‌ها برای گفتن دارد. وظیفه نویسنده به عنوان یک نقاش یا یک عکاس و یا حتی یک کارگردان، نشان دادن و پرداختن هر آن چیزی است که لازم است و باید نگاه را روی آن زوم کرد. بی‌خودی حاشیه نرود و به اصل نگاه و توجه کند. تنها چیزهایی را ببیند که نیاز اثر او هستند. خیلی چیزها می‌توانستند در پس‌زمینه باشند اما مهم این است که شما موثرترین را انتخاب کنید کاری که این جا به نظر شده است.
با این حال می شود گویا متن را کوتاه‌تر هم کرد. به کوتاه شده متن‌تان نگاه کنید:
"چشمان دخترک به قاب شیشه ای مغازه بود و روی انگشتان پایش ایستاد تا دستان پدر را بگیرد که تا کمر درون سطل زباله خم شده بود."
خیلی جزئی تغییراتی در قسمت مربوط به پدر کرده. حذف یک کلمه از داستان مینیمال کار بزرگی است. یک کاما و یا یک "و" اگر قابل حذف باشند نباید بی‌اهمیت پنداشته شود و باید آن‌ها را حذف کرد.
نداشتن نام برای شخصیت‌ها هم خوب است. آن‌ها را عام‌تر کرده که خصیصه داستان مینیمال است.
نام داستان با شخصیت دخترک همخوانی زیبایی دارد. نوعی ایهام نیز ایجاد کرده که می‌تواند بر خود دخترک هم دلالت نماید. از طرفی معمای متن در قسمتی که خواننده بخواهد بداند دخترک به چه نگاه می‌کرده نیز با این عنوان حل می‌شود و زیبایی در این است که جواب آن معما در دل متن نیست بلکه از متن بیرون است.
در مجموع داستان ساده و زیبا و کاملی دارید که هدفمند بوده و محتوای خوبی هم دارد. موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۱
سمیه شرفی » سه شنبه 29 بهمن 1398
سلام استاد محترم . بسیار سپاسگزارم از اینکه نوشته ها ی من را می خوانید و نقد می فرمایید. واین دید گاه شما را بسیار می پسندم . مهمترین اصل من در داستان نویسی ایجاد یک تصویر متفاوت ، احساسی وشاعرانه از زندگی است که در د های مردممم راهم نشان دهد****.وظیفه نویسنده به عنوان یک نقاش یا یک عکاس و یا حتی یک کارگردان، نشان دادن و پرداختن هر آن چیزی است که لازم است و باید نگاه را روی آن زوم کرد.***

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت