اصل حذف را از یاد نبرید.




عنوان داستان : پوست موز
نویسنده داستان : ایرج بایرامی

از این داستان ویرایش جدیدی تحت عنوان «پوست موز» منتشر شده است.

زنم قبر چند بازیگر تلویزیون را نشانم داد که هیچکدام را نمی شناختم . سپس در حالیکه دست دخترم را گرفته بود با چهره ای درهم رو کرد به من و گفت : « خسته شدم ! یکم استراحت کنیم ؟»
زیر سایه درخت بید، بالای سر سنگ قبر کوچکی ایستادیم.
یک مرد عرقچین به پیشانی اش بسته بود. نزدیک ما شد . کیسه ای در دست داشت. خم شد ، با نوک انگشتانش مقداری ارزن روی قبر ، زیر پای ما پاشید .
زنم کیف پولش را گشت و اسکناس مچاله ای پیدا کرد و به مرد داد .مرد با صدای گرفته و متواضعی گفت :« خدا بیامرزتش.» و هنوز چند قدم دور نشده بود که ناگهان پایش روی چیزی لیز خورد . تلو تلو رفت اما نیافتاد ، بسختی تعادلش را حفظ کرد و به راه خود ادامه داد.
دخترم پرسید:« این غذای گنجشک هاست ؟» و همانجا نشست.
نگاه کردم به دانه های ریز ارزن ، که پخش شده بود لای کلمات حک شده روی سنگ قبر؛ پرویز شاپور ، پدر کاریکلماتور ایران و یاد جمله ای از او افتادم ؛ [ روی پل صراط ، پوست موز می اندازم ] و ناخودآگاه لبخند ریزی گوشه لبم نشست.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
از فرم و قالب نوشته شما چنین بر می‌آید که باید بر مبنای داستان‌های کوچک (مینیمال) بر آن قضاوت کرد. بدین ترتیب اولین چیزی که می‌شود در مورد آن گفت داشتن اضافات است. اصل اول موجزسازی یا کوچک کردن داستان "قاعده‌ی حذف" است. هر آن چه در متن کاربردی ندارد بایست دور ریخته شود. راه‌های کوچک‌سازی چند گونه هستند که یکی ادغام است. ادغام باعث می‌شود برخی کلمات از متن خط بخورند.
" مردی که عرقچین به پیشانی و کیسه‌ای در دست داشت نزدیک شد. با نوک انگشتانش مقداری ارزن روی قبر زیر پای ما پاشید "
این تکه را با جملات خود مقایسه کنید. ملاحظه خواهید کرد که بخش‌هایی ادغام شده و چیزهایی حذف شده‌اند. حال نکته مهم این است که آیا آن چیزهایی که حذف شده‌اند در داستان کاربرد خاصی برخوردار بوده‌اند که باید حفظ می‌شدند و خط نمی‌خوردند؟ جمله "خم شد" چقدر در داستان مورد نیاز بوده؟ آیا معنای خاصی به نوشته می‌داد که شما از آن استفاده کرده بودید؟ به نظر که این گونه نمی‌آید که وجود این جمله در اصل داستان تاثیر خاصی داشته است. در مورد ادغام جملات هم اگر بخواهیم بگوئیم که کوتاه نوشتن و شکستن جملات شکلی لازم برای مینیمالیسم است که باید گفت بله اما برای جملاتی که بلند هستند. در اذغامی که اتفاق افتاده جمله به اندازه‌ای بلند نیست که بخواهیم آن را به سه جمله بشکنیم. حتی به نظر همین جمله من هم می‌تواند کوتاه‌تر شود در حالی که معنای خود را حفظ کرده باشد: "مردی عرقچین به پیشانی و کیسه‌ای در دست نزدیک شد" به نظر این کوتاه‌تر شده باشد و همان معنا را هم دارد. در عین حال لحن و زبان هم تغییر نکرده است. نه به سمت شاعرانگی رفته و نه دارای ایهام و سختی خوانش است. یادتان باشد که "اصل حذف" مقدم بر شکستن جملات است.
در عبارت "کیف پول" اگر بگوئیم "کیفش را گشت" و کلمه "پول" را حذف کنیم آیا چیز خاصی تغییر خواهد کرد؟ به نظر در این جا هم خواننده نیازی ندارد که بداند کیف پول بوده است چرا که کنش بعدی هدف را تامین می‌کند و وقتی زن اسکناسی بیرون می‌آورد می‌رساند که کیفی بوده که در آن پول نگه داشته می‌شده است. در ادامه در "و هنوز" می‌توان "و" را نیز حذف نمود. در "... اما نیافتاد ، بسختی تعادلش را حفظ کرد" هم باز تکرار داریم که می‌شود یکی را حذف کرد. وقتی می‌گوئید نیافتاد یعنی تعادلش را حفظ کرده است. پس یک معنا را دوبار تکرار کرده‌اید منتها با کلمات مختلف.
اگر به کانون معنایی و مضمونی داستان شما نگاه کنیم می‌بینیم معنا و مضمون نهایی در انتهای متن شما قرار گرفته و از جایی هم آغاز شده که شخصیت‌ها زیر درخت بید ایستاده‌اند. به نظر اگر داستان از همان جا آغاز شود هیچ اتفاقی در کلیت نوشته نخواهد افتاد. تنها تفاوت شاید در این جا باشد که شما بازیگران را نشناخته‌اید اما کاریکلماتورنویس را می‌شناسید. غیر از این نکته، آن تکه اول هیچ کاربرد دیگری ندارد. حال آیا این نکته از آن اندازه اهمیت برخوردار هست که آن چند خط اول را داشته باشیم؟ این دیگر به تصمیم و نظر شما باز می‌گردد اما به نظر شخصی من خیر. می‌توان داستان را از "زیر سایه درخت بید..." آغاز کنید و چقدر هم داستانی خواهد بود این شروع وقتی که با "بالای سر سنگ قبر کوچکی ایستادیم"ادامه می‌یابد این تصویر.
در مجموع شما بایست به حذفیات بیشتر دقت کنید و داستان را بارها بخوانید. حذفیات با یک بار نوشتن یا یک بار خواندن در نمی‌آیند. موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت