داستان یا گزارش؟




عنوان داستان : دختر
نویسنده داستان : حمزه موسوی

دختر دانشجو بود. دختر در مسیر برگشت به شهر خود تصادف بدی کرد. استخوان ران و لگن دختر آسیب جدی دید. مادر نگران بود. مادر بعد از عمل با پزشک قانونی آمد. مادر گواهی گرفت که دختری در تصادف آسیب دید.
نقد این داستان از : احسان رضایی
ما هر روز و به صورت معمول با گزارش مواجه هستیم. یعنی یا گزارش‌هایی را می‌شنویم، یا می‌بینیم یا می‌خوانیم. خاطراتی که اطرافیان برای ما تعریف می‌کنند و اخبار رسانه‌ها، همگی از نوع گزارش هستند. قالب گزارش هم مثل داستان، نوعی از انواع روایت است. اما فرق یک داستان با یک گزارش در چیست؟ بعضی می‌گویند تفاوت یک گزارش خبری و اطلاعاتی با داستان در تخیلی (fictional) بودن داستان است، در حالی که گزارش‌ها مبتنی بر واقعیت هستند. این حرف البته تا حدی درست است. نویسنده داستان از تخیل خود برای بهبود اثر استفاده می‌کند، اما این شاخص، ملاک قتبل سنجشی نیست. چون هم داستان‌هایی داریم که از عناصر واقعی استفاده می‌کنند، مثل داستان‌های تاریخی؛ و هم اینکه همیشه نمی‌توانیم میزان واقعی بودن خاطرات یا گزارش‌های دیگران را بسنجیم. پس باید به دنبال تفاوت دیگری گشت. یک داستان حداقل دو عنصر دارد: شخصیت و اتفاق. در حالی‌که گزارش معمولاً فقط اتفاق دارد و شخصی که آن اتفاق برایش افتاده از اهمیتی را که در داستان دارد برخوردار نیست. مثلاً ما می‌توانیم گزارشی از شیوع بیماری کرونا در جهان یا یک کشور خاص بخوانیم، اما در داستان حتماً نیاز داریم که بدانیم فردی که دچار بیماری کرونا یا هر مشکل دیگری شده چه کسی است؟ به چه دلیلی مبتلا به این بیماری شده؟ این بیماری چه تاثیری بر روی زندگی‌اش گذاشته؟ حالا می‌خواهد چه کار کند و برنامه‌اش برای آینده چیست؟ در داستان، همه توصیف‌ها و توضیحات در جهت ساخت فضای عمومی داستان و معرفی بهتر شخصیت حرکت می‌کند و ما با جزئیاتی مواجه می‌شویم که هوشمندانه و در جهت پیشبرد متن در کنار هم چیده شده‌اند. این، فرق اصلی داستان با گزارش است.
با این توضیحات برویم سراغ داستان شما: در این داستان کوتاه یا مینیمال، ما با یک دختر دانشجو مواجهیم که تصادف کرده. شخصیت داستان یعنی دختر دانشجو، هیچ ویژگی و تشخص خاصی ندارد که ما بتوانیم آن را به عنوان یک شخصیت داستانی بپذیریم. او هر دختر دانشجویی میتواند باشد. اتفاقی هم که برای او افتاده، اتفاق داستانی نیست. اتفاق داستانی معمولاً به اتفاقی گفته می‌شود که غیرمعمولی باشد و به مخاطب اجازه دهد که موقعیت‌های مختلفی را در ارتباط با این اتفاق در ذهن خود تصور کند. تصادف رانندگی اتفاقی به شدت معمولی است که هر روز شاهد نمونه‌هایی از آن هستیم یا از دیگران درباره این نمونه‌ها میشنویم. اما می‌شود همین اتفاق معمولی را با اضافه کردن عناصری، غیر معمولی کرد. مثال می‌زنم. اگر همین دختر دانشجو با ماشینی تصادف می‌کرد که حامل چندین کیلو مواد مخدر یا سردسته یک باند جنایتکار بود، آن وقت اتفاق غیرمعمولی داشتیم. چرا؟ چون که در این صورت خلافکار ها می‌خواستند پای پلیس به صحنه باز نشود، بنابراین یا باید دختر دانشجو را راضی می‌کردند یا او را می‌کشتند. این یک اتفاق و موقعیت کاملاً داستانی است. اما چیزی که فعلاً داریم، داستان نیست و فقط یک گزارش است.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس و منتقد ادبی. پزشکی خوانده است، ولی اغلب او را به مطالبش در هفته‌نامه «همشهری جوان» می‌شناسند. در نشریات دیگر مثل «همشهری داستان» یا «کرگدن» هم می‌نویسد. مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب (کتاب باز، کاغذ رنگی، الف، شهر قصه) بوده. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۲
حمزه موسوی » شنبه 19 بهمن 1398
استاد بزرگوار جناب رضایی سلام از اینکه وقت گرانبهایتان را صرف خواندن و نقد متن کردید بسیار سپاسگزارم. وقتی یک داستان مضمونی حساسیت برانگیز داشته باشد، تکلیف نویسنده چیست؟ در مصاحبه ای خانم تونی موریسون نخستین زن سیاهپوست امریکایی و برنده جایزه نوبل ادبی با مطبوعات غربی با ذکر مثال گفته می‌توان کلمات ممنوعه را به کار برد و به خواننده شوک وارد کرد، ولی این فقط برای مدتی کوتاه و فقط برای ذهن های خیلی جوان جواب می دهد، اما بعد از مدتی اثر خودش را از دست می دهد. یا اینکه زیاد راجع به آن ننوشت و آن را در لفافه و حاشیه داستان به طور غیرمستقیم بیان کرد . انتخاب نام "دختر" اولین نشانه است. در ادامه دختر تصادف سختی داشته. در این قسمت مادر نگران وارد داستان می‌شود. نگرانی مادر بعد از همچین اتفاقی طبیعی است ولی چرا نویسنده به آن پرداخته ؟ چرا مادر به پزشکی قانونی رجوع می‌کند در صورتی که مسؤلیت مریض با پزشک معالج است. برای گرفتن گواهی با موضوعی که ارتباطی تنگاتنگ با حیثیت شخصی و حتی خانوادگی دارد. "دختری در تصادف آسیب دید"
احسان رضایی » پنجشنبه 24 بهمن 1398
منتقد داستان
سلام. یک داستان خوب، داستانی است که خودبسنده باشد. یعنی خودش به تنهایی گویا باشد و دیگر نیازی به توضیح نویسنده نداشته باشد. دلیلش هم واضح است: نویسنده همیشه پیش خواننده حضور ندارد تا بگوید این آسیب در تصادف، آن آسیب معمولی که در تصادف واقع می‌شود نیست. پس اگر منظور دیگری دارید، آن را با نشانه‌های واضح بیان کنید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت