پیش از نوشتن گونه‌ی داستانی را مشخص کنید




عنوان داستان : کوله بار
نویسنده داستان : Homayoun Norouzi

پیری خمیده در زیر فشار کوله باری سنگین ره می‌سپرد آنچنان ناپایدار می‌رفت که گویی پیش از گام بعدی نقش بر زمین خواهد شد یک گام به سختی به جلو و سنگینی کوله بار نیم گام او را به پس وامی‌کشاند.
با نبردی جانکاه سرانجام به زیر سایه‌سار درختی رسید همان‌دم نسیمی خرد وزیدن گرفت و کوله‌بارش به همراه نسیم در افق گم شد.
جوانی او را پرسید از کجا آمده‌ای؟
پیر نگاهی بدو کرد و گفت: هرنام
جوان پرسید کدام راه؟
پیر با حسرت گفت کهکشان یک نفره
جوان کوله‌بارت را خریدارم
پیر گفت تو نیز از هرنام آمده‌ای ؟از کدام راه؟
جوان گفت: از هزار خوان بهار
پیر گفت فروختم
پرسیدم:جوان شما دو نفر از چه حرف میزنید؟
پیر گفت کدام دو نفر؟
سر بلند کردم من بودم و دشت و قبری تنها در سایه درخت
نقد این داستان از : نازنین جودت
آقای همایون نوروزی عزیز، سلام. در پیامی که همراه داستان فرستادید، ذکر کردید اطلاعات زیادی در مورد داستان و داستانک ندارید. اشکالی هم ندارد. هر که قصدِ نوشتن می‌کند باید از جایی شروع کند. مهم تصمیم به نوشتن و قرار گرفتن در مسیر است. برای آشنایی با داستان کوتاه و داستانک باید بسیار بخوانید و بسیار بنویسید. حتما اصول و تکنیک‌های نوشتن داستان را فرا بگیرید. راه‌های مختلفی برای یادگیری هست. به نظر می‌رسد در این راه مصمم هستید. امیدوارم با تلاش بیش‌تر به نوشتن ادامه دهید و به زودی داستان‌های بیش‌تری از شما بخوانیم.
مهم‌ترین مشکلی که در «کوله‌بار» به چشم می‌خورد این است که تکلیف نویسنده با متن مشخص نیست. داستان بین حکایت و داستانک سردرگم است. کوتاهی متن و محدودیت کلمه آن را به داستانک نزدیک می‌کند اما نثر و زبانی که انتخاب کردید مناسب داستانک‌ نیست. انتخاب چنین زبانی متن را به حکایت‌ نزدیک می‌کند. زبان و نثر در داستانک‌ بسیار ساده است. استفاده از اسامی عام مثل جوان و پیر هم از نشانه‌های حکایت است. موقعیت زمانی و مکانی هم در داستان مشخص نیست. همه‌ی این‌ها متن را به حکایت نزدیک می‌کند. اما محتوا به حکایت نمی‌خورد. این همه در لفاف و ابهام و استعاره بودن متن آن را از حکایت جدا می‌کند. حکایت گونه‌ای است که تمرکزش روی پند اخلاقی است و مخاطبش آحاد مردم است. این همه پیچیدگی در رساندن مفهوم، خواننده را پس می‌زند. بهتر است قبل از نوشتن داستانک یا حکایت، مطالعاتی در زمینه‌ی تکنیک و اصول این گونه‌های داستانی داشته باشید تا راه برای‌تان روشن‌تر شود.
راوی این متن اول شخص است. این راوی کجا ایستاده و متن را روایت می‌کند؟ چرا در متن و پیش‌برد روایت حضور ندارد و یک‌باره در دو سطر پایانی پیدایش می‌شود؟ راوی اول شخص محدودیت‌هایی دارد که باید رعایت شود.
طرحی در ذهن داشتید که خوب ورز داده نشده. داستانک یا حکایت هم در عین کوتاهی باید پیرنگی داشته باشد. نویسنده باید قبل از پرداخت تکلیفش با متنی که می‌خواهد بنویسد مشخص باشد و گر نه ابهاماتی که به متن ورود می‌کنند خواننده را از فهم آن‌چه هدف نویسنده بوده، دور می‌کنند. انتخاب کنید که می‌خواهید حکایت بنویسید یا میکروفیکشن. مشخصه‌های هر دو را بشناسید. ببینید طرحی که در ذهن دارید در کدام گونه‌ی داستانی بهتر نمود دارد. آن را انتخاب کنید و به اصولش وفادار بمانید. اطمینان دارم در بازنویسی به حکایت یا میکروفیکشنی خوب می‌رسید که خواننده از خواندنش اظهار رضایت می‌کند. منتظر نسخه‌ی بازنویسی شده‌ی «کوله‌بار» می‌مانیم. در بازنویسی یا اسم دیگری برای داستان انتخاب کنید یا در متن از این واژه به تکرار استفاده نکنید. اجازه دهید این واژه با یک‌بار آمدنش در عنوان ارزش و موقعیتی که قرار است داشته باشد را حفظ کند.
بخوانید و بنویسید وباز هم برای ما داستان بفرستید که مشتاق خواندن هستیم.

منتقد : نازنین جودت

متولد 1352 شمیران. فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی، مقطع کارشناسی. بیش از 14 سال است که نوشتن را جدی دنبال میکنم.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت