دقت در انتخاب راوی و زاویه دید



عنوان داستان : مهربانی بدون مرز

در اتوبوس بي آر تي كنار سربازي ايستاده بودم، كمي آن طرف تر ما دست فروشي وسايل نقاشي مي فروخت، سرباز جيب هايش را يكي يكي زير رو كرد،پانصد تومان از اين جيب، هزارتومان از اون جيب روي هم گذاشت تا بالاخره چهار هزار تومان شد، پول ها را كمي صاف كرد و دستش را به سمت دست فروش دراز كرد و گفت آقا، آقا ميشه يك بسته بدين چهار تومان (قيمت هر بسته پنج تومان بود). دست فروش تا ديد كه خريدار سرباز هست بدون چونه زدن سريع قبول كرد و يك بسته بهش داد و گفت خدا بركت. سرباز بسته را گرفت و به يك كودك افغاني كه در اتوبوس بود، داد و گفت براي شما گرفتم، بگير و حالشو ببر... كمي مات اين صحنه شدم و با خوشحالي توام با بغض، دستم را از ميله اتوبوس رها كردم و آرام روي شانه سرباز گذاشتم و گفتم خيلي مردي كه حواست به مرز هاست اما مهربانيت از مرزها گذشته.
نقد این داستان از : نازنین جودت
سلام. از پیامی که به داستان پیوست کردید، می‌شود برداشت کرد خیلی به اصول و تکنیک‌های داستان‌نویسی آشنا نیستید. اما باید بگویم متنی که فرستادید می‌تواند در گروه میکروفیکشن‌ها جای بگیرد. گر چه اشکالاتی دارد که در بازنویسی می‌توانید برطرف‌شان کنید و داستانک را به موقعیت بهتری ارتقاء دهید. نوشتن داستانک بدون این‌که آن را خوب بشناسید، نشان می‌دهد شما انگیزه‌ی کافی برای داستان نویسی دارید. پس این هنر را جدی دنبال کنید.
داستانک‌ها زبان ساده‌ای دارند، وحدت زمان و مکان و موضوع دارند، درونمایه‌ی حسی دارند و ... . این‌ها خصوصیت‌هایی است که در داستانک شما رعایت شده و این خوب است. اما راوی که برای «مهربانی بدون مرز» انتخاب کردید، مناسب این داستان نیست. راویِ اول شخص در این متن، راوی شاهد است چون هیچ کنشی در پیش‌برد روایت ندارد، پس ضرورتی برای حضورش در داستان احساس نمی شود. از سوی دیگری روایت از زبان او تأثیری که مدنظر شماست را روی خواننده ندارد. شخصیت‌های داستانک هر چه کم‌تر باشند بهتر است. این متن می‌تواند راوی سوم شخص داشته باشد. زاویه دید نمایشی داشته باشد. یعنی نویسنده مثل دوربین عمل کند و هر آن‌چه در لوکیشن داستان اتفاق می افتد، بدون هیچ دخل و تصرف و قضاوتی به خواننده منتقل کند، درست مثل دوربین فیلم‌بردای. در این حالت جملات پایانی متن باید حذف شوند. نگران نباشید. می‌دانم همان دو جمله‌ی پایانی برای‌تان بسیار ارزشمند است و دغدغه‌تان از نوشتن این داستانک همین دو جمله و نشان دادن این موقعیت بوده. اما داستانک شما در عنوانش این حس یا پیام را به خوبی به خواننده منتقل می‌کند. عنوان در داستانک هم ویترینی برای جذب خواننده است هم می‌تواند بخشی از محتوا را در خودش جای دهد و در میکروفیکشن شما این اتفاق افتاده. یادمان باشد که باید به خواننده و هوشش اعتماد کنیم. خواننده‌ای که داستانک را بشناسد به خوبی به مفهومی که در نظر شما بوده می‌رسد. در داستانک کم و گزیده می‌گوییم. هر چه کم‌تر، بهتر. هر کلمه، کنش، جمله، توصیف، یا شخصیتی که کمکی به پیش‌برد روایت نمی‌کند از متن حذف می‌شود. داستانک باید کوتاه و موجز باشد و در استفاده از کم‌ترین واژه‌ها مفهوم را به خوبی به خواننده القاء کند. پس در بازنویسی به این نکته حتما توجه داشته باشید.
از همین اول راه تکلیف‌تان را با داستان مشخص کنید. اگر در نوشتن مصمم هستید که به نظر می‌رسد هستید باید این کار را جدی بگیرید. ساعت مشخصی از روز را به خواندن و نوشتن اختصاص دهید. بسیار بخوانید و بسیار بنویسید. اصول و تکنیک‌های داستان را بیاموزید. روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد: «شرکت در کارگاه‌های داستان‌نویسی حضوری یا غیرحضوری، تهیه کتاب‌های آموزشی، ...» داستانک «مهربانی بدون مرز» را حتما بازنویسی کنید و به نکاتی که در بالا اشاره کردم توجه داشته باشید. این میکروفیکشن پتانسیل کافی برای تبدیل شدن به داستانکی خوب و در خور توجه را دارد.
بخوانید و بنویسید و باز هم برای ما داستان بفرستید که مشتاق خواندن هستیم.

منتقد : نازنین جودت

متولد 1352 شمیران. فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی، مقطع کارشناسی. بیش از 14 سال است که نوشتن را جدی دنبال میکنم.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت