بهانه‌ی روایت




عنوان داستان : می خواهم هم تاجربشوم هم دکتر. کودکانه
نویسنده داستان : سجاد محبی

من علی هستم .اسم بابام حسنه چون ازبچگی کچل بوده و کلاه پشمی به سرش میگذاره دوستام وبچه های مدرسه بهش می گن کلا قرمزی
خونه ما خیلی به مدرسه نزدیکه

وقتی مامانم درشوادون قالی می بافه صدای سرفه هاش تا کلاس ما می رسه
من به زور مدرسه راتحمل می کنم

ولی وقتی


به دفترهای 60برگ جلد گرفته شده نگاه می کنم خجالت می کشم

دیروز ظهر که نه نه جان به شوادون رفته بودا
شنیدم به مامانم می گفت
بسه دیگه چقدر می خوایی تواین دخمه تاریک وسرد بمونی اگر به خودت رحم نمی کنی به اون بچه داخل شکمت رحم کن
مامانم گفت من باید ببافم تا برا آینده درس و دانشگاه رفتن علی کاری بکنم
کارکه مردوزن نداره
من خیلی خیلی فکر کردم و حالا یک تصمیم بزرگ گرفتم
می‌خوام بزرگ شدم هم دکتر بشم که برای بابام موبکارم وهم تاجر فرش اونوقت می توانم فرش مامان وهمه زنای روستامونو صادرکنم وکارگاه قالی بافی گرم وروشن براشون روستا بسازم
نقد این داستان از : نازنین جودت
آقای سجاد محبی عزیز، سلام. «می‌خواهم هم تاجر بشوم هم دکتر» داستانکی است که فکر اولیه‌ی خوبی داشته اما در پرداخت اشکالاتی دارد که با برطرف کردن‌شان می‌توانید به داستانک بهتری برسید. راوی داستانک پسر بچه‌ای است که با معرفی خودش و خانواده‌اش متن را آغاز می‌کند. بهانه‌ی علی برای روایت چیست؟ این داستان در خودش روایت شنو ندارد پس باید بهانه‌ای برای مخاطب قرار دادن خواننده باشد. علی چرا تصمیم می‌گیرد خودش را معرفی کرده و داستانش را روایت کند؟ بهترین بهانه برای چنین داستانی آن‌هم با راوی‌ای که کودک است می‌تواند استفاده از متن وانموده باشد. حتما می‌دانید که متن‌های وانموده، متن‌هایی هستند که در ظاهر شبیه داستان نیستند اما در خود داستانی برای روایت دارند. این‌هم شیوه‌ای برای روایت است. این داستانک به راحتی قابل تبدیل به انشاء است. انشاء هم نوعی متن وانموده است. عنوانش هم می‌تواند چیزی شبیه به این باشد: «در آینده می خواهید چه‌کاره شوید؟» با انتخاب این عنوان خواننده از همان آغاز متوجه می‌شود که با متنی وانموده مواجه است. این عنوان مثل عنوانی که شما برای متن انتخاب کردید اصل داستان و تصمیم علی برای آینده اش را از همان آغاز لو نمی‌دهد. خواننده با طرح عنوانی سوالی آن‌هم سوالی که برایش بسیار آشناست، ترغیب می‌شود که متن را بخواند و از تصمیم نگارنده‌اش باخبر شود. علی با معرفی خود و خانواده‌ انشاءاش را شروع می‌کند. نویسنده در فرمت انشاء می‌تواند اطلاعات لازم را به خواننده بدهد و در آخر هم به شغلی که برای آینده‌ راوی انتخاب کرده، اشاره کند. خوبیِ استفاده از این روش این است که نویسنده می‌تواند اطلاعات ضروری و غیر ضروری را وارد متن کند، چون بچه‌ها در خیلی از موارد قدرت تشخیص این را ندارند که چه چیزهایی مرتبط با موضوع انشاء است و چه چیزهایی مرتبط نیست.
از نوشتن داستان با نثر شکسته پرهیز کنید که از ادبیت آن کم می‌کند. اگر تصمیم گرفتید داستان را با فرمت متن وانموده بازنویسی کنید حتما نثر را تغییر دهید. جملات باید مناسب انشاء پسرکی باشد که از موقعیت‌شان عیان است در روستایی دورافتاده زندگی می‌کنند.
این متن قصد دارد با طرح چنین موقعیتی احساس خواننده را نشانه برود. مشخصه‌ای که درونمایه‌ی بیش‌تر داستانک‌هاست و نویسنده‌ی «می‌خواهم هم تاجر بشوم هم دکتر» در این کار موفق عمل می‌کند. پسرک با این‌که سن و سالی ندارد برای خانواده‌اش غصه می‌خورد و حتی تصمیم می‌گیرد مشاغلی را برای آینده انتخاب کند که به پدر و مادرش کمک کند. بسیار غم‌انگیز است که این پسر بچه در زندگی‌ای با این همه مسئله جایی برای آرزوهای شخصی‌اش ندارد. البته که پدر و مادرش هم برای بهتر شدن موقعیت زندگی‌شان و رفاه علی زحمت می‌کشند و علی این را خوب می‌فهمد.
راوی اول شخص است. جایی در داستان می‌گوید: «دیروز که ننه به شوادون رفته بود شنیدم به مامانم می‌گفت... .» این راوی کجا بوده که صحبت‌های ننه و مادرش را شنیده؟ در شوادون بوده. پس باید خواننده را از حضورش در شوادون مطلع کند و با تغییر یک فعل این کار به راحتی انجام می‌شود: «دیروز که ننه به شوادون آمد ... .»
لازم به یادآوری نیست که داستان را بازنویسی کنید. شمایی که سه سال است می‌نویسید بهتر از من می‌دانید در بازنویسی اتفاقات خوبی برای داستان می‌افتد.
بخوانید و بنویسید و باز هم برای ما داستان بفرستید که مشتاق خواندن هستیم.

منتقد : نازنین جودت

متولد 1352 شمیران. فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی، مقطع کارشناسی. بیش از 14 سال است که نوشتن را جدی دنبال میکنم.



دیدگاه ها - ۱
سجاد محبی » 14 روز پیش
سلام ممنونم ازنقد شما حتما در بازنویسی اصلاح کرده وخدمتتان می فرستم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت