داستانک و کلمه‌ها




عنوان داستان : هفتاد و سه
نویسنده داستان : محمد قریشی

زل زده بود به قنداغه علی اصغر؛ نتوانست تاب بیاورد.
بلند شد و شروع کرد به دویدن، و از  میدان تعزیه بیرون رفت.
چند دقیقه بعد دیدم از لابه لای جمعیت خودش را رساند کنار میدان‌، یک لحظه ایستاد؛ انگشتان کوچکش بی رمق شدند و ظرف آب روی زمین افتاد.
نقد این داستان از : محمدرضا شرفی خبوشان
داستانک‌های چندخطّی تفاوت‌های عمده‌ای با داستان کوتاه دارند. همان‌طور که داستان کوتاه درمقایسه با رمان مجالی برای نشان دادن شکل‌گیری و تغییر شخصیت ندارد، داستانک نیز در مقایسه با داستان کوتاه، مجالی برای توصیف و معرّفی اشخاص ندارد. ارائه‌ی یک روایت در چند خط یا چندین جمله، نویسنده را وامی‌دارد تا به جای استفاده‌ی تام و تمام از همه‌ی ابزار داستانی تنها از برخی از آنها یا به شکلی بسیار موجز از آنها استفاده کند. مثلاً در یک داستانک ممکن است کلّ داستان تنها با ابزار گفتگو اجرا شود و توصیف و صحنه‌پردازی و شخصیت‌پردازی را در خود گفتگو مستتر سازد یا مقصودی را که از بکار بردن آنها دارد بر عهده‌ی تخیّل خواننده بگذارد.
در هر روی این فشردگی بسیار و محدودیت حجم در چندین جمله و کاستن و صرف‌نظر کردن از برخی ابزار، وظیفه و کارکرد یک عامل مهم در داستان را بیشتر می‌کند و آن نثر است. انتخاب کلمات و گزینش درست آنها و جمله‌بندی مناسب، جایگاه حسّاسی در یک داستانک چندخطّی دارد. اشتباهات و سهل‌انگاری‌های نگارشی نویسنده در یک داستانک چندخطّی خیلی پررنگ‌تر در چشم خواننده رخ می‌نماید و نابخشودنی‌تر است.
درست است که در داستانک چند خطّی رخداد و نمایش رخداد بسیار برجسته‌است و حتّی پایان کوبنده و شگفتی‌سازی از آن انتظار می‌رود، امّا همین نمایش رخداد و ایجاد پایانی شگفتی‌ساز به مدد نثر حساب‌شده و کلمات گزینش‌شده و جمله‌بندی بی‌نقص میسّر می‌شود. بنابراین به دلایلی که گفته شد، همانطور که یک داستان کوتاه خوب در اثر چندین و چندبار بازنویسی به دست می‌آید، یک داستانک چند خطّی نیز حتّی بیشتر از داستان کوتاه نیازمند بازنویسی است. گاه جابه‌جا کردن یک کلمه یا حذف آن و جابه‌جایی اجزای یک جمله یا خود جملات می‌تواند یک داستانک را دگرگون کند و تأثیرگذاری آن را چندین برابر سازد.
داستانک چندخطّی «هفتاد و سه‌نفر» محاسن زیادی دارد، اتّکای آن به رخداد است و شخصیت از طریق عملی که انجام می‌دهد معرّفی می‌شود و در نهایت این عمل شخصیت متوجّه معنایی بیرونی است که پیام داستانک را عمق می‌بخشد. ضمن اینکه نام داستانک نیز همچون بخشی از پیکره‌ی آن در بیان روایت و توسعه‌ی معنا شرکت جسته و تنها یک نام برای نامیدن نیست. داستانک هفتاد و سه نفر می تواند بسیار تأثیرگذارتر شود اگر نویسنده کلمات را هوشمندانه‌تر برگزیند به نحوه‌ی ارائه‌ی جملات بیندیشد و شکل‌های دیگری از نحو جمله را برای ارئه‌ی داستانش بیازماید و ایرادات املایی را از آن بزداید. ضمن اینکه نویسنده می تواند از حضور راوی به‌واسطه‌ی فعل «دیدم» در جمله‌ی «چند دقیقه بعد دیدم» صرف‌نظر کند و به حذف فعل اقدام کند، چرا که حضور او و اشاره‌‌ی راوی به خودش نمی‌تواند کمک چندانی به تاثیرگذاری نمایش رخداد و ارائه‌ی محتوای داستان باشد و ممکن است ذهن مخاطب را با ارجاع به حضور خودش از خطّ اصلی داستان منحرف سازد، چرا که ما با داستانک چند خطّی روبروئیم و از این زاویه نگریستن به نقش تک‌تک کلمات لازم و واجب است.( می‌بینید که دقّت در یک کلمه و حذف یک فعل تا چه حد می‌تواند حال و هوای یک داستانک و تأثیرگذاری و نحوه‌ی مواجه شدن خواننده با آن را دگرگون سازد.) پایان هفتاد و سه نفر نیز می‌تواند صریح‌تر، روشن‌تر و شگفتی‌سازتر باشد اگر نویسنده در همان روند بازنویسی به انتخاب کلمات و نحوه‌ی جمله‌بندی و ارائه‌ی این پایان نیز توجّه نشان دهد. نویسنده‌ی «هفتادو سه نفر» با اجرای روایتش در چندخط توانایی‌اش را در نوشتن این قالب داستانی اثبات کرده است و بی‌شک به مدد این توانایی و به کار بستن توصیه‌ی این نقد داستانک‌های بسیار زیبایی خلق خواهد کرد.

منتقد : محمدرضا شرفی خبوشان

محمدرضاشرفی‌خبوشان نویسنده،شاعر و کارشناس ارشد و مدرس زبان و ادبیات فارسی و متولد بیستم مهر ۱۳۵۷ است.چندین مجموعه داستان، رمان و مجموعه‌شعر و زندگی‌نامه و پژوهش از او منتشر شده است. در کارگاه‌های آموزشی و کلاس‌های داستان نویسی متعدّدی درس گفته ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت