مواظب تناقض‌گویی در دلنوشته باشید.




عنوان داستان : فرزندان بی‌گناهم
نویسنده داستان : آراد رخ شاد

من شاعر شدن را نمی خواستم...
شعرهای عزیز معذرت خواهی من را بپذیرید که غم‌هایم را در شما نقاشی کردم و رهایتان کردم تا بپوسید.
ای حاصل غم‌هایم حامل گناهانم ای شعرها مرا ببخشید برای تمام قدردانی‌هایی که نکردم برا اشک‌هایم برای عقده‌هایم که لجظه‌ای
فکر نکردم در این دنیا چه خواهید کرد.
و این نامه برای عاشقانه‌هایم است:عشق را دور بیاندازید خون به پا کنید مارا ببلعید شعرها. به اندازه ی تمام سطرهایی که سنگ
صبور بوده‌اید برای تمام غم‌های هضم نشده‌‌تان بگذارید برایتان اشک بریزم.
و این برای آن شعریست که دوستم می داشت و نمی‌دانستم و برای شعری که نگفته‌هایم را در تنش حکاکی کردم‌ و برای شعرهایی که برایشان پدر نبوده‌ام برای شعرهایی که زندانی‌اند لابه‌لای خط های این دفتر. آه می‌دانم این بار دیگر می‌روید می‌دانم امشب صدای رفتنتان را خواهم شنید مانند معشوقه ای ممنوعه بی‌صدا بیدار می‌شوید و در آسمان طوری قدم خواهید زد که کسی از خواب نپرد.
عزیزان من برای زادروزهایتان که فراموش کرده‌ام متاسفم برای تمام اشک هایی که پنهانی ریخته‌اید بگذارید در آغوش بگیرمتان و پدری باشم که نبوده‌ام مادری باشم که نداشته‌اید.غم‌هایتان اشک‌هایتان عقده‌هایتان را به من بسپارید و رهایم کنید آری من مستحق درد و غمم. فرزندانم بگذارید شعری یتیم باشم بگذارید برایتان عزاداری کنم مست شوم برایتان و در بشکه‌ای هزاروصدساله بخوابم بگذارید آوازهایی که برایتان نخوانده‌ام را به رقص درآورم تا بوسه‌هایم را پیک باشند برایتان.
فرزندانم پشیمانم قسم به دست های سبزتان به بدن های عریانتان به درخشش غمناک چشم‌هایتان پشیمانم...
من شاعر شدن را نمی‌خواستم گناه کردم با خلق کردنتان خودخواه بودم و سنگدل...
نقد این داستان از : احسان عباسلو
همان طور که خودتان نوشته‌اید این یک نامه برای عاشقانه‌های‌تان است تا داستان ("و این نامه برای عاشقانه‌هایم است") بنابراین نمی‌شود بر مبنای معیارهای داستانی آن را نقد کرد. شاید حتی بهتر بود به پایگاه نقد شعر ارجاع داده می‌شد تا به پایگاه نقد داستان. علی‌ایحال حسب وظیفه چند خطی به پیشنهاد خدمت شما می‌نویسم.
اگر متن شما را یک دلنوشته بدانیم که دارد بیان احساس می‌کند آن هم در قالب یک نامه پس باید به چند نکته توجه داشته باشیم:
باید با احساس خودتان صادق باشید. دنبال کلمات نگردید بگذارید کلمات شما را پیدا کنند. راحت و با زبان ساده حرف بزنید. شاعرانه حرف زدن ضرورتاً استفاده از عبارات و ترکیبات پیچیده و سخت خوان نیست.
خودتان را بگوئید و به سمت شعاردادن نروید. "عشق را دور بیاندازید خون به پا کنید " این ها یعنی نسخه پیچیدن و شعار دادن. نسخه نپیچید. کلمات تنبیه "آه" و "ای" را کمتر استفاده کنید. این ها خیلی کلیشه ای و قدیمی شده‌اند. و در این جمله: "مارا ببلعید شعرها" چرا از "ما" استفاده کرده‌اید. رابطه این متون میان شما و شعرهای خودتان است نباید از این رابطه خارج شوید. این رابطه را به بیرون تعمیم ندهید. این یعنی برهم خوردن تمرکز متن که به خصوص برای دلنوشته مناسب نیست.
حواستان به مخاطب امروز باشد. وقتی از نامه حرف می‌زنید یعنی مخاطب و گیرنده‌ای وجود دارد. باید ببینید مخاطب چه زبان و لحنی را می‌پسندد. مخاطب امروز شاید این نوع زبان را دیگر نپسندد.
نوعی تناقض هم در جملات احساس می‌شود که حکایت از متمرکز شدن بر فرم است تا معنا: " بگذارید ... مست شوم برایتان و در بشکه‌ای هزارو صدساله بخوابم" . این که فی‌الذاته بد نیست. اگر این را به عنوان مکافات و مجازات در نظر گرفته‌اید که به نظر اشتباه کرده‌اید این بار مثبت دارد. اگر قرار باشد این را مجازات بدانیم که همه خواهان چنین مجازاتی خواهند بود. معمولاً چنین اشتباهاتی حاصل توجه افراطی به فرم هستند تا به محتوا.
نوع دیگری از تناقض‌گوئی در اینجاست : " فرزندانم بگذارید شعری یتیم باشم". اگر رقم خوردن شعر را برای شعر دردناک می‌دانید خود این جمله تناقض دارد چرا که باز دارد شعری رقم می‌خورد حال در قامت و پیکر شاعر هم که باشد.
در اینجا نیز نوعی تناقض دیده می‌شود: " قسم به دست های سبزتان". دست سبز که محتوا و مفهوم مثبت دارد. اگر به مصائب شعرها می‌خواهید اشاره کنید این کاملاً برخلاف آن عمل کرده است. سبز بودن خوب و مثبت دانسته می‌شود و این لطفی است که در قبال شعر شده تا این که نامهربانی باشد.
تکرارهای بی مورد هم می‌تواند از زیبایی متن بکاهد. چند باراز فرزندانم استفاده کرده‌اید یا از بحث اشک و اندوه ووو. متن باید همواره تازگی داشته باشد.
در مجموع هنگام نوشتن دلنوشته فقط روی فرم متمرکز نشوید و از تکرار پرهیز کنید. به پایگاه نقد شعر هم سری بزنید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۱
آراد رخ شاد » چهارشنبه 20 شهریور 1398
سلام با تشکر از معرفی و نقد مفیدتان. از وجود پایگاه شعر اطلاع نداشتم ممنونم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت