معنای تفسیری با معنای ضمنی فرق دارد.




عنوان داستان : خط های عابر پیاده
نویسنده داستان : ثریا روشنی

یادت هست همیشه پاهایم را روی خط های سفید عابر پیاده می گذاشتم و تو روی خط های سیاه
امروز روی هر دو پا گذاشتم.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
به طور مشخص ایده‌ای فرمی در متن حس می‌شود و واضح است که نویسنده تلاش کرده با فعل "پاگذاشتن" که یک معنی مستقیم و یک معنی استعاره‌ای دارد بازی کند. اما یک ایراد فنی باعث شده تا از حیث معنایی داستان نتواند به معنای ضمنی و دوپهلو برسد بلکه در بخش دوم، جمله یک معنای تفسیری پیدا کرده است یعنی نیازمند به تفسیر است تا معنا. این دو بخش نتوانسته‌اند از منظر معنایی همدیگر را حمایت کنند و مشکل می‌تواند در هر دو سوی این معادله باشد. در داستان مینیمال، انتخاب دو سوی این معادله بایست به گونه‌ای باشد که طرف اول زمینه‌ساز نیاز به فعلی دوپهلو باشد و طرف دوم با معنای خاصِ دوپهلوی خود، هم اشاره ای به طرف اول داشته باشد و هم به یک معنای بیرونی دیگر که از لحاظ فرمی و شکلی مشابه طرف اول بوده اما از منظر معنایی با آن فرق داشته باشد و بدین ترتیب معناافزایی نموده و داستان را به سمت مضمون خاصی بکشاند.
کاریکلماتورها می‌توانند الگوی خوبی از لحاظ ساخت این گونه معادلات باشند البته توجه داشته باشید که داستان مینیمال با کاریکلماتور فرق دارد و یکی از خطراتی که برای داستان مینیمال معمولاَ ذکر می‌شود یکی شدن آن با کاریکلماتور است. تنها شیوه بازی را می‌‌توانید از آن یاد بگیرید اما اگر می‌خواهید داستان بنویسید از کاریکلماتور فاصله بگیرید.
علی‌ایحال برگردیم به متن شما تا ببینیم مشکل کجاست.
تکه‌های اول چون مبنا هستند همواره مشکل خاصی ندارند چرا که تکه دوم اهمیت و جهت ‌آن‌ها را تعیین می‌کنند. در این جا نیز شما گفته‌اید "یادت هست همیشه پاهایم را روی خط های سفید عابر پیاده می گذاشتم و تو روی خط های سیاه". این جمله بدون نیاز به تفسیری به همین شکل قابل قبول خواهد بود. پس باید منتظر ماند تا ببینیم تکه دوم چه سمت و سو و معنای خاصی به این تکه قرار است بدهد.
این بدان معناست که در عموم داستان‌های مینیمال باید روی تکه دوم توجه و تمرکز خاصی داشته باشید. حیات تکه اول به خصوص حیات معنایی آن حتی در دستان تکه دوم قرار دارد.
اما تکه دوم نوشته‌تان که " امروز روی هر دو پا گذاشتم." چه تغییر موضع معنایی خاصی نسبت به تکه اول دارد که کل متن و کنش را جالب توجه می‌کند؟ آیا باید این گونه برداشت کرد که راوی زیر قرارش زده است؟ آیا بایست این گونه دریافت که راوی دوست خود را از دست داده است؟
روی هر دو خط پا گذاشتن فی‌النفسه در این جا معنای دوپهلو پیدا نکرده بلکه معنای دوم را به واسطه تفسیر جمله بدست می‌آورد و این لذت بازی زبانی و فرمی ندارد اما از لحاظ داستانی درست است.
روی هر دو پا گذاشتن در بخش انتهایی پا گذاشتن بر روی چه بوده است: روی قرار؟ روی خط‌ها؟ روی آدم‌ها (دونفری)؟ هر سه این‌ها در تفسیر یکی می‌شوند یعنی نادیده گرفتن طرف دیگر و قرار با او. اما دلیل این کاردر متن نیست و مخاطب باید خود دلیل بیاورد: مرگ و نبود طرف دیگر؟ خیانت به قرار؟ با توجه به زمان دو بخش که اولی به گذشته و دومی به حال اشاره دارد باید یک فاصله زمانی قائل شویم و این فاصله یعنی نبود طرف دوم، نه خیانت به او.
داستان از لحاظ شخصیتی هم دو شخصیت ساده دارد و دنبال پیچیدگی‌های شخصیتی و بیانی نرفته و سادگی زبان هم قابل قبول است. اتفاق مهمی که متن را برجسته سازد هم وجود دارد و آن نبود طرف دیگر است که می‌تواند بار احساسی نوشته را زیاد کند حال چه طرف غائب از جنس مخالف باشد و چه از جنس مشابه.
در کل فقط بازی زبانی از منظر فرمی اتفاق نیافتاده بلکه همان معنای تفسیری مبناست که این هم ضعفی بر نوشته نیست و فقط خواننده را شاید کمی دچار سردرگمی کند اما داستان ساده و زیباست.
در مورد فلش‌ها منتظر کتاب جامعی در این خصوص باشید که انشالله قرار بوده تا اوایل پاییز چاپ شود. اما به همین صورت و در قالب نقدها، این نکات را فعلا یاد بگیرید. موفق باشید.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۳
ثریا روشنی » یکشنبه 17 شهریور 1398
الان متوجه شدم. متشکر از توضیحاتی که دادید و وقتی که گذاشتید.
احسان عباسلو » شنبه 16 شهریور 1398
منتقد داستان
سلام. شاید برای درک بهتر حرفهایم باید به تفاوت میان تفسیر و معنا اشاره کنم. معنا آن چیزی است که کلمه و عبارت به ما می‌دهند و تفسیر آن چیزی است که ما می‌سازیم حال شاید به دور از معنای کلمات. در متن شما تلاش داشته‌اید تا از فعل "پای گذاشتن" معنایی دوپهلو را برداشت کنید که در عین حال بر دو امر دلالت نماید اما چون در تکه اول زمینه‌سازی مناسب انجام نشده بوده فقط یک معنا برداشت شده است و برداشت‌های دیگر معنایی نبوده بلکه تفسیری‌اند یعنی ما به عنوان خواننده آن‌ها را می‌سازیم والا متن به ما معنای دومی نمی‌دهد. اسلوب معادله به مانند گذاشتن علامت = بین دو مصرع است اما در این جا ما اتفاقا نمی‌توانیم این علامت را بگذاریم چرا که دو جواب (دو معنا) داریم که مشخص نیست (و نباید هم باشد) کدام درست است. این که هرکسی هم تفسیر خود را داشته باشد از نظر مینی‌مال‌نویسی درست است و این ایده در زمره اصول مینی‌مال‌نویسی است و به طور طبیعی هم معمولاً همین اتفاق می‌افتد.
ثریا روشنی » شنبه 16 شهریور 1398
سلام استاد متشکرم از راهنمایتون فقط یه سوال گفتید دو بخش نتوانسته‌اند از منظر معنایی همدیگر را حمایت کنند و مشکل می‌تواند در هر دو سوی این معادله باشد. یعنی یه چیزی شبیه اسلوب معادله در شعر اما اینجا در داستان درسته؟ و در مورد تفسیر جمله دوم من خودم عمدا نخواستم دلیل بیارم و اینو به میل خواننده سپردم که هر کسی چه تفسیری داره چون فک میکردم دلیل آوردن جدایی هم قضاوت نویسنده است هم اون زیبایی تفسیر آخر رو از خواننده میگیره

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت