اجازه بدهید داستان کوتاهِ کوتاه خودش به سراغ‌تان بیاید




عنوان داستان : سوزن
نویسنده داستان : بهمن دلدار

وقتی مشغول دوختن آخرین دکمه ی پیراهن بود صدایش زدند. سوزن را در لباس فرو کرد و تلفن را جواب داد. شوهرش بود از جبهه. وقتی برگشت، ترسید.
همه ی لباس ها را برای ارسال به جبهه جمع کرده بودند.

یک ماه بعد شوهرش از جبهه برگشت. سوزنی برایش آورده بود که برای دوختن لباس رزمندگان از آن استفاده کند.
نقد این داستان از : معید داستان
جناب آقای دلدار سلام
فرموده‌اید که عادت به کوتاه‌نویسی ندارید امّا خواسته‌اید آن را تجربه کنید. واقعیت آن است که با چنین اعترافی، "سوزن" نه تنها تجربه‌ی ناموفّقی محسوب نمی‌شود بلکه قابل دفاع نیز هست. ایجاز، یکی از ارکان اصلی داستان مینی‌مال را به درستی رعایت کرده‌اید. واژه‌ها را هم به گونه‌ای در کنار هم چیده‌اید که قابل قبول به نظر می‌رسند. کشف یا ضربه‌ی ناگهانی را هم می‌توان از جمله‌ی پایانی داستانکِ شما دریافت کرد. پس تا این‌جای کار همه‌ی این موارد را در داستانِ شما می‌توان مثبت ارزیابی کرد. امّا یک نکته پیش و بیش از این‌ها باید مدّنظرتان قرار دهید و آن هم شرایط ویژه‌ای است که بر فلش‌فیکشن‌نویسی حاکم است.
این که داستان مینی‌مال یا فلش‌فیکشن نسبت به داستان کوتاه متر و معیار پرابهام‌تری دارد و از فرمول‌های قطعی و تضمین‌کننده‌ای تبعیّت نمی‌کند. با این حال نوشتنِ یک داستانِ ناگهانیِ خوب به مراتب سخت‌تر و پیچیده‌تر از نگارش داستان کوتاه است. مینی‌مال‌نویسی از پسِ تجربه‌ای عمیق و زمان‌دار از داستان‌نویسی می‌آید و نباید آن را دست‌کم گرفت. همان‌طور که یک شاعر سپیدسرای موفّق نه الزاماً امّا احتمالاً دوره‌ای جدّی و مهم را در قالب کلاسیک گذرانده است و آزمون و خطاهای آن را بارها و بارها امتحان کرده است.
داستان منتشرشده‌ی قبلی شما را نیز خواندم و حال با اطمینان بیشتری پیشنهاد می‌کنم نوشتن داستان را فقط با داستان کوتاه ادامه دهید. منتظر ارسال داستان کوتاه دوم و سوم و چندم‌تان خواهیم بود. اجازه بدهید بعد از این داستان‌های کوتاه، داستان کوتاهِ کوتاه خودش به سراغ‌تان بیاید.

منتقد : معید داستان




دیدگاه ها - ۲
بهمن دلدار » چهارشنبه 06 شهریور 1398
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار جناب داستان. این دومین داستان بنده بود که منتشر شد و سومین داستان ارسالی( اولین داستان برای نشر در این پایگاه، استانداردهای مورد نظر را پاس نکرد. چرا؟ دقیقا نمی‌دانم.) بگذریم. اما در اینکه مجموعه منتقدین پایگاه وزین " نقد داستان" متشکل از انسان های خوش‌فکر، متعهد و روانشناسی هستید که با رعایت ادب و احترام هم نواقص کار نویسنده ای نوپا چون مرا گوشزد می‌کنید و هم به او امیدواری می‌دهید برای ادامه ی راه، شکی نیست. استاد بزرگوار. در همین راستا وظیفه دارم که از شما تشکر کنم که هم نواقص نوشته‌ام را مطرح کردید و هم به ادامه‌ی نوشتن امیدوارم کردید و جمع این نقیضین تنها هنر انسان‌هایی است که مثبت هستند و مثبت‌اندیش، و از این بابت خدا را شاکرم که مرا با این جمع فهیم آشنا کرد. امیدوارم به کمک شما عزیزان، بنده و امثال بنده بتوانیم گامی هر چند کوچک اما موثر در فرهنگ و هنر این مرز و بوم از خود به یادگار بگذاریم.
معید داستان » شنبه 09 شهریور 1398
منتقد داستان
جناب دلدار لطف دارید. مشتاقِ خواندنِ داستان‌های بعدی شما هستیم. امیدوارم این مسیر را تا انتها با همین انگیزه و شور ادامه دهید و ما نیز تا جایی که امکان دارد در کنار شما باشیم. هرچند این مسیر را انتهایی نیست.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت