پردازش بد، ایده خوب را نابود می کند



عنوان داستان : ماه پیشونی
بچه وقتی به دنیا آمد یک ماه روی پیشانیش بود.خنده اش مثل هلال روی پیشانیش ملیح و جذاب بود.سخت مشتاق مادر و مادر سخت عاشق او بود چنانکه مهر مادری است.ولی گویا تقدیر با او یار نبود.از همان لحظه تولد ، ماه روی پیشانیش دشمنش را در فکر چاره انداخته بود.بچه فقط از پستان مادرش شیر می خورد.این مسئله برای روح خبیث که به همه جا سرک می کشید یک راه حل بود.شب ها که مادر می خوابید روح خبیث پستانهای مادر را فلفلی می کرد.بچه هم که عادت به شیر شیرین و گوارای مادر  داشت تحمل تندی مزه فلفل را نداشت.برای همین از خوردن شیر امتناع می کرد.بچه حاضر نبود پستان هیچ زنی را جزء مادرش دهان بگیرد.برای همین روز به روز ضعیف تر و نحیف تر می شد.مادر هم بی خبر از علت به هر طبیبی مراجعه می کرد ، درمان حاصل نمی شد.بچه پوست و استخوان شده بود و مادر هم مثل او نحیف و بیمار و درمانده.قد مادر ، مثل ماه روی پیشانی بچه اش خمیده شده بود.ولی کماکان روح خبیث شبها پیش مادر بیمار می رفت و پستانهایش را فلفلی می کرد.عاقبت بچه با آن ماه روی پیشانیش دوام نیاورد و به آسمانها رفت و ماه آسمان دیگر شد.
نقد این داستان از : احسان عباسلو
داشتن یک ایده‌ی خوب بخشی از فرآیند داستان نویسی است اما بخش مهم تر از آن شیوه پردازش این ایده است. این که ایده ها برگرفته از سنت و فرهنگ خودمان باشند بسیار عالی و قابل ستایش می باشد. اما بدون یک پردازش خوب هر ایده ی خوبی هم می تواند از بین برود و لذا با پس زده شدن از سوی مخاطب، دیگر نام نویسنده نیز به عنوان یک نویسنده خوب جا نمی افتد و این برای هر صاحب‌قلمی می تواند خطرناک باشد. پس وقتی ایده ی خوبی داریم به شیوه ارائه آن نیز توجه نمائیم. داستان خوب، داستانی است که برای بیان ایده از تکنیک‌های داستانی استفاده کند. این تکنیک ها انواع مختلف دارند و برای مهارت در استفاده از همین تکنیک هاست که نویسنده را صاحب فن و هنرمند می دانند. به خوبی می‌دانیم که نوشتن انشاء در مدرسه با نوشتن داستان یکی نیست، پس همین مساله نشان می دهد که هر نویسنده ای باید با تکنیک های داستانی آشنا شود.
در این جا نویسنده محترم ایده دارند، اما در پردازش نتوانسته‌اند خوب عمل کنند و نوشته جذابیت لازم را برای مخاطب ندارد. زبان از مهمترین عناصر جذب خواننده است. زبان این اثر گیرا نیست. نویسنده محترم حتماً داستان های زیادی بخوانند تا با زبان فاخر ادبی آشنا شوند. استفاده خشک و تکراری از برخی افعال نظیر "بود" که سه بار فقط درد دو خط دوم و سوم استفاده شده و یا عبارت "برای همین" که دو بار به فاصله اندکی استفاده شده اند و موارد دیگری از این دست از ضعف زبان نوشته می گویند. از فنون و صناعات ادبی برای بیان باید بهره برد.
چالش ها و درگیری ها در هر داستانی باید به اوج و هیجان برسند تا خواننده لذت ببرد. در این داستان نیز روح خبیث باید صحنه را مهیج می کرد. با مادر درگیری پیدا می‌کرد و چه بسا در نهایت مادر را شکست می داد. این دعوا و درگیری مانند صحنه نزاع فیلم ها می توانست برای مخاطب ایجاد جذابیت کرده و کنجکاوش کند که کدام یک پیروز خواهد شد. با ایجاد این حس کنجکاوی خواننده در داستان پیش می آمد و تا انتها با هیجان داستان را می خواند.
داستان هم با تصویرسازی نزد خوانده خود را برای او جا می اندازد. وقتی شخصیتی را خلق می کنیم باید او را جوری به تصویر بکشیم که مخاطب بتواند او را درک نماید، گویی همان لحظه در نزد او و پیش چشم اوست. دو تن از شخصیت‌های داستان، مادر و روح خبیث به خوبی و کفایت به تصویر کشیده نشده اند. مخاطب هیچ تصویر و تصوری از روح خبیث از سوی نویسنده دریافت نمی‌کند و خودش شاید یک چیزی در ذهنش بسازد در حالی که شخصیت پردازی بخشی از حرفه نویسنده است.
نویسنده بزرگوار توجه بفرمایند که در صورت علاقه به داستان‌نویسی حتماً در کلاس های داستان حضور پیدا نمایند تا با عناصر داستان، تکنیک های داستان نویسی و شخصیت پردازی و غیره آشنا شوند. در کنار این‌ها حتماً داستان بخوانند و به اندازه یک پنجم میزانی که می خوانند و یاد می گیرند داستان بنویسند.

منتقد : احسان عباسلو

متولد تهران فوق لیسانس ادبیات انگلیسی داور جایزه کتاب سال داور جایزه جلال داورحایزه پروین داور جایزه نقد داور کتاب فصل ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.