آناهیتا آروان



زندگی نامه
متولد 1354- تحصیلات: کارشناسی زبان و ادبیات فارسی محض- کارشناسی ارشد پژوهش هنر- آغاز فعالیت : 1379

کتاب ها
مجموعه داستان « پسرم قدش بلند است»، سوره مهر، چاپ اول 1384- رمان« بگذار تروا بسوزد»، علمی فرهنگی، 1396

جوایز
برگزیده بخش سرمقاله ( به طور مشترک با محمدرضا بایرامی) در هشتمین جشنواره ی دوسالانه ی مطبوعات کودک و نوجوان 1386- برگزیده بخش بازنویسی و بازآفرینی متون کهن در شانزدهمین جشنواره ی بین المللی قصه گویی 1391- شایسته تقدیر در هشتمین دوره جایزه پروین اعتصامی با رمان «بگذار تروا بسوزد» 1397

نقد ها
برای شخصیت‌پردازی در جای درست قرار بگیرید
من‌هایی که هرکدام به یک راه می‌روند
دعوت به جهانی خاکستری و سرد
چفت کردن زمان‌های تاریخی
پایان‌بندی به‌موقع
درحذف پرگویی‌ها سخت‌گیر باشید
با ضعف نثر و زبان، صدای داستان به مخاطب نمی‌رسد
توجه به زمان دستوری افعال
نگذارید دست نویسنده برای خواننده رو شود
به خودتان فرصت بدهید
نگذارید پایان‌بندی وصلۀ ناجور شود
جایگزین کردن صحنه‌های خلاق داستانی به جای صحنه‌های تلویزیونی
توجه به چگونگی استفاده از باورها
با اتفاق‌های فرعی متعدد داستان را مچاله نکنید
پراکنده‌گویی دست مخاطب را نمی‌گیرد
عواملی که اثر را شتابزده و خام‌دستانه می‌کنند
بگذارید اولویت خود داستان باشد
جعبۀ جادوی نویسنده
ایجاز اثرگذار
باورپذیری در طراحی تمامی اتفاق‌های اصلی و فرعی
از مغناطیس یک اثر خارج شوید
شعارزدگی شخصیت داستان را نابود می‌کند
بار حسی به تنهایی متن را تبدیل به داستان نمی‌کند
نمایش بی واسطه
تفاوت داستان با یادداشت روزانه
پرهیز از جانبداری، پرهیز از لغزش داستان
شناخت نمونه‌های قدرتمندِ جهان‌های موازی
پراکنده‌گویی، از هم گسیختن متن
برای بررسی اثر به تمام متن نیاز است
داستان متنی الکن و پرابهام نیست
اعتماد به مخاطب
تکمیل تصویر نهایی با اطلاعات غیرمستقیم و پیش‌برنده
حادثه بدون باورپذیری شوخی است
تمرکز بر جزییات معنادار
اثر تجربه زیستی و مطالعه بر کار نویسنده
کنش‌های ظریفی که به مخاطب اطلاعات می‌دهند
از دل ساده‌ترین اتفاق‌های زندگی، خودِ زندگی را بیرون بکشید
رسیدن به اصالت و زبان شخصی، خارج شدن از سیطرۀ کلیشه‌ها
داستان، داستان است
راهی که با تلاش و تمرین خستگی‌ناپذیر هموار می‌شود
شکستن طلسم تیپ‌های فسیل‌شده
انتخاب قالب اثر
وقتی که پایان تراژیک به شوخی شبیه است
کار ناممکنی که داستان‌نویس ممکن می‌کند
دیالوگ، قابی برای دیدن چهره‌ها و راهی برای رسیدن به حس‌های پنهان
تکراری که مخاطب را به جایی نمی‌رساند
عنوانی برازنده برای داستانی عمیق‌تر از این
بود و نبودِ من راوی منفعل و قضاوتگر
خلق موقعیت خوب
آب یا سراب؟