خسرو باباخانی









نقد ها
چقدر شبیه خاطره آست!
برای نوشتن داستان نیاز به استاد دارید
یک داستان و چند سوژه
توجه به جزییات باورپذیر در داستان کوتاه واجب‌تر از روایت کلیات مبهم است
آیا هدف وسیله را توجیه می‌کند؟
سوژه قوام‌نیافته
نگارش داستان بر اساس سوژه‌های تجربه‌ناشده بسیار بسیار دشوار است.
نوشته شما خاطره است نه داستان!
یک گزارش ساده به جای داستان!
قطعه ادبی به جای داستان
در حد یک ایده اولیه است.
پیرنگ ضعیف.
استفاده زیاد از ابزار تلخیص و روایت.
داستان وحدت موضوع ندارد.
خاطره‌ای که داستان نشده است
نیاز به این همه راوی نیست.
یک روایت عاشقانه که داستان نشده است!
شما فقط از عنصر روایت و تلخیص استفاده کردید
برای شروع داستان خوبی است، آفرین
داستانی ساده و گرم. آفرین!
دریاچه در استخر نگنجد.
سوژه بیشتر مناسب داستان بلند است نه کوتاه.
کنجکاوی عنصر مهمی است در خواندن داستان.
سوژه شما فاقد عنصر مهم و اساسی عدم تعادل است.
روی پیرنگ کار کن
بسیار مطالعه کنید و هر روز بنویسید‌
افسانه‌ای کم‌جاذبه
داستان شما وحدت موضوع ندارد
برای گام اول داستان خوبی نوشتید، آفرین
گزارش تلخ که داستان نشد
گزارش به جای داستان
اگر استقامت بورزی حتماً موفق می‌شوی
داستان‌نویسی حرفه‌ای است تمام‌وقت و دشوار.
این اثر نقطه ثقل ندارد. پراکندگی موضوعات به اثر لطمه جدی زده است.
نهنگ در حوض!
روایت تخت و یکنواخت
به ترجمه داستان عامه‌پسند سیاسی شبیه است تا داستان ایرانی.
داستان‌تان قابل تقدیر است. آفرین
سوژه‌ای که ابتر مانده
فرصت طلایی گیرتان آمده، قدر بدانید
پایان داستان به سادگی قابل حدس است
داستان را‌ ساده بگوییم و باورپذیر
داستان یعنی تمرین و تمرین
یک داستان کوتاه با کلی سؤال بی‌جواب
باور داستان شما خیلی سخت است
تغییر شخصیت در داستان کوتاه، تجربه بسیاری می‌طلبد
تبدیل فکر اولیه به داستان حس‌برانگیز
برای دوازده‌سالگی خیلی خوب است، آفرین!
نوشته‌ای مبهم با نثری غیر داستانی
بی‌انسجام و بی‌تعلیق!


امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت