در نقد جسور باشیم و جدی / احسان عباسلو



ادگار آلن پو می‌گوید "در نقد جسور خواهم بود و جدی ، چه با دوست چه با دشمن". سال‌ها پیش - دانشجو بودم -  یادم هست کتابِ داستان دوستی را نقد کردم، داستانی که نشر معتبری هم آن را چاپ کرده بود. من آن داستان را نقد کردم و فکر می کردم بایست جسور باشم و جدی درست همان گونه که آلن پو گفته بود. پس نقد کردم و چه بیرحمانه هم نقد کردم. تمام نقاط و نکات منفی داستان را با صراحت و حرارت، و البته صداقت، گوشزد کردم. نتیجه آن شد که مدت ها نوشته ای از آن دوست ندیدم و همواره احساس می کردم علت ننوشتن او همان نقد بیرحمانه من بوده است و این مساله مرا از درون می آزرد. گرچه اشکالات وارده به داستان ایشان همه درست بودند اما شاید نحوه گفتن عیب یک داستان از پیدا کردن عیب آن برای منتقد مهمتر باشد. 
جمله ای از جناب آقای عبدالعلی دستغب در یکی از نشست‌های مشترکمان خاطرم هست که گفتند یکی از معانی نقد یعنی خراش انداختن. البته این معنا را می‌توان این گونه تعبیر کرد که باید به پوسته جنسی خراش انداخت تا مطمئن شد که زیر آن جنس تقلبی نبوده و اصل است. اما گاهی این نقدها خراش به دل می اندازند و آنجا مشکل ایجاد می‌کنند. شاید اشکال اینجاست که صاحبان داستان ها انتظار این خراش ها را ندارند. سامرست موام می‌گوید "مردم درخواست نقد می کنند اما آن ها ستایش می خواهند." فکرمی کنم دوست نویسنده ما هم آن روز انتظار ستایش داشت اما من خراش به دل او انداختم تا به نوشته‌ی او. به این نتیجه رسیدم که درست است که نقد شیوه و روش دارد و هدفمند است اما بخشی از این شیوه، کیفیت ارائه نقد را نظارت می‌کند، شیوه ای که اگر به نتیجه مثبت نیانجامد غلط عمل کرده است. هدف نقد شاید ارتقای کیفیت داستان باشد اما درعین‌حال غایت آن نزدیک کردن نویسنده و منتقد به یکدیگراست. اگر این دو به هم نزدیک شوند می توان انتظار خلق یک اثر فاخر را داشت. نقد برای وصل کردن می آید نه فصل کردن. 
از سویی این را نیز گفته اند که اثر خود را برای نقد به دشمن تان بدهید نه به دوست‌تان. کسی انتظار شنیدن سخن لطیف از دشمن ندارد اما در عوض عیب‌های خویش را خواهد یافت آن هم در جایی که دوست همان شخصیت دوم خود ماست و لذا تنها می‌خواهد خنده بر لبان ما ببیند تا خراش بر دل‌مان. 
بعدها آن دوست اثر دیگری را برای چاپ آماده کرد و جالب این که پیش از چاپ آن، نسخه‌ای را برای من ارسال داشت تا نظر مرا بداند و این بار انصافاً هم اثر قابل ستایش بود. اما ارزشمندتر از اثر، اعتراف آن دوست به این بود که نقد آن زمان من باعث کار ارزشمند امروزش شده بود. لذا سفارش شخصی من به نویسندگان و به خصوص نوقلمان آن است که همواره پذیرای نقد باشند چرا که راهگشای آن‌هاست حتی اگر خشن و بیرحم شود، و اگر منتقد جسور و جدی باشد.

*این متن در مراسم در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان (سه‌شنبه ۲۸ شهریور ۹۶) خوانده  شد




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : مجتبا بیات
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.