از مارک تواین بیاموزیم / احسان عباسلو



ساموئل لنگهورن کلمنس (زاده 30 نوامبر 1835 - درگذشته 21 آوریل 1910)، که با نام مستعار خود مارک تواین شناخته می‌شود، نویسنده، طنزپرداز، ناشر و سخنران آمریکایی بود. او به عنوان "بزرگترین طنزنویسی که ایالات متحده خلق کرده است" شناخته و تحسین می‌شود. ویلیام فاکنر او را "پدر ادبیات آمریکا" نامید. رمان‌های او عبارتند از ماجراهای تام سایر (1876) و دنباله آن، ماجراهای هاکلبری فین (1884)، که دومی اغلب "رمان بزرگ آمریکایی" نامیده می‌شود و خواندن این کتاب در بسیاری از مدارس در سراسر ایالات متحده الزامی شده است. ارنست همینگوی زمانی در مورد هاکلبری فین گفت: "تمام ادبیات مدرن آمریکا از یک کتاب مارک تواین به نام هاکلبری فین می‌آید".

در ایران کتاب‌های مشهور دیگری از وی به چاپ رسیده‌اند، نظیر: شاهزاده و گدا، بیگانه‌ای در دهکده، داستان یک اسب. برخی داستان‌های کوتاه مشهور او نیز از این قرارند: بشر چیست؟ خاطرات حوا، فیل سفید گمشده، داستان یک سگ.

 

1 - واژه درست را انتخاب کن، نه مشابه دست دوم آن را. در مورد صفت، اگر بهش شک داری پاکش کن بره.

2 - اول به داستان برس و بعد هرکاری خواستی باهاش بکن.

3 - نگو که خانم پیر جیغ کشید، بیارش رو صحنه و بگذار جیغ بزنه.

4 - انتظار نداشته باش همون بار اول کتابت خوب بشه. برو سراغش و بریزش بهم و دوباره بنویسش

5 - یه دور دور ساختمون‌تون بچرخ و بذار احساست بریزه بیرون.

6 - دستور زبان رو خوب رعایت کن

7 - زبان ساده و مستقیم استفاده کن، جملات و کلمات کوتاه. بیخودی چیزی رو آب و تاب نده.

8 - اگر وقت داشتم جملات کوتاه‌تری می‌نوشتم.

9 - نوشتن کار ساده‌ای است کافی است کلمات نادرست را حذف کنی.

10 - به پول کتابت فکر نکن تا وقتی که کسی بهت پولش رو بده.

11- موفقیت کتاب خوب به محتوای اون نیست بلکه به تاثیری است که می‌گذاره.

12 - مخاطب تنها داوری است که نظرش ارزش توجه دارد.

 

هر حسی واژه درست و خاص خود را دارد. گاه حتی گفته می‌شود هر واژه‌ای آدم را نمی‌گوید. واژه درست واژه‌ای است که از حیث معنا و صوت و شکل بتواند به متن کمک نماید. برخی کارشناسان، متن را حاصل کلمه درست در جای درست می‌دانند. منظور و مقصود مارک تواین از حذف صفت در اصل حذف توصیفات اضافی است. گاه توصیفات اضافی موجب حاشیه رفتن می‌شود.

تواین خاطر نشان می‌سازد که ابتدا باید داستان و ماجرا را داشت و بعد هنگام نوشتن بدان آب و تاب داد و یا آن را دچار جرح و تعدیل نمود. ما به‌عنوان نویسنده می‌‌توانیم هر کاری که خواستیم در داستان انجام دهیم، اما پیش از آن بایست کل ماجرا را داشته باشیم سپس تغییراتی مورد نظر خود را در کم و کیف آن اعمال می‌کنیم.

با مثالی که مارک تواین در مورد بانوی پیر و جیغ زدن او می‌زند، این نویسنده نیز نظیر چخوف می‌خواهد بر نشان دادن تاکید کند تا بر گفتن. چخوف هم چنین جمله‌ای دارد و می‌گوید "به من نگو که ماه دارد می‌درخشد بلکه درخشش نور ماه را در شیشه شکسته به من نشان بده" فقط چخوف بر تصویر در این‌جا تاکید دارد و مارک تواین بر صوت و جنبه شنیداری که البته باید حضور خود بانوی پیر را هم در نظر گرفت.

سفارش چهارم این نویسنده همان است که بارها و بارها از زبان دیگران شنیده‌ایم. بازنویسی و بازنویسی و بازنویسی و باز... یک اثر خوب یک اثر چکش‌خورده است. اثری که از زوایا و جوانب مختلف مورد بازبینی و دقت قرار گرفته باشد. این مهم به واسطه بازخوانی‌های مکرر ممکن خواهد بود.

با بیرون زدن از خانه به شخصیت‌ها و حوادث تازه می‌رسید. یا روحیه مناسب نوشتن را پیدا می‌کنید. بیرون زدن از خانه در مجموع نوعی کشف است، کشف شخصیت یا کشف حادثه و گاه کشف روحیه مناسب برای نوشتن.

رعایت دستور زبان البته در ادبیات و داستان‌نویسی خیلی سفارش نشده، اما به هرحال شاید در زمان تواین اهمیت داشته یا لااقل به‌زعم او مهم بوده است. گرچه منظور وی می‌تواند رعایت آن تا حدی باشد که داستان نیاز دارد و البته تا حدی که باعث از دست رفتن زبان داستان هم نشود.

زبان باید ساده و صریح و کوتاه باشد. سادگی و کوتاهی شاید بهترین زبان برای مخاطب هستند. کوتاه بودن به سادگی و سادگی به درک بهتر کمک می‌کند. تواین در جایی گفته بود اگر وقت داشتم کلمات و جملات کوتاه‌تری به کار می‌بردم. این نشان می‌دهد که کارکرد جملات و کلمات کوتاه بسیار زیادتر و بهتر از کلمات و جملات بلند است.

مارک تواین با اشاره به ساده نوشتن به واسطه حذف کلمات نادرست می‌خواهد این را برساند که نوشتن بیشتر اصلاح و ویرایش است تا خود نوشتن. حذف کردن مهمتر از اضافه کردن به نظر می‌رسد.

داستان خوب، اهمیت و کیفیت خودش را از تاثیری که بر خواننده برجای می‌گذارد نشان می‌دهد. بدین ترتیب ملاک و معیار برای یک اثر خوب، خواننده و تاثیری است که بر او به جای می‌ماند.

مارک تواین تاکید دارد که تنها نظر مخاطب شرط است و یگانه داور اصلی کتاب همان مخاطب است و بس. برخلاف تصور عده‌ای که منتقدین را صاحب‌نظر اصلی می‌دانند برخی نویسندگان نظیر تواین فقط بر نظر مخاطب توجه دارند و آن را شرط می‌دانند.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت