از هرتا مولر یاد بگیریم. / احسان عباسلو




هرتا مولر متولد 1953 نویسنده آلمانی رومانیایی الاصل و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2009 است. آثار او سختی زندگی در رومانی تحت دیکتاتوری نیکولای چائوشسکو را نشان می‌دهند. علاوه بر نوبل ادبیات، مولر در سال 1999 برنده جایزه کافکا و در سال 2004 برنده جایزه جایزه بنیاد کنراد آدناوئر نیز شده است. در ایران شاخص‌ترین رمان او "سرزمین گوجه‌های سبز" بوده اما گذرنامه، قرار ملاقات، زمین پست، اردوگاه عذاب و چند اثر دیگر وی نیز ترجمه شده‌اند. 

1 - این واژه‌ها هستند که گرسنه‌اند، من گرسنه واژه‌ها نیستم. آن‌ها می‌خواهند آنچه من تجربه کرده‌ام را مصرف کنند. 
2- قبل از آوردن جملات بر روی کاغذ آن‌ها را در ذهن ندارم اما وقتی دارم می‌نویسم باید ببینم چه نوشته‌ام. جمله‌ها را می‌بینم و بلند می‌خوانم. 
3 - هر چیزی را برای ریتم آن بلند می‌خوانم و اگر درست صدا نکند پس ایراد دارد. این تنها راه چک‌کردن این است که واژه‌ها درست‌اند یا نه. 
4 - واژه‌ها به سهم خود می‌دانند چه اتفاقی دارد می‌افتد. من هم می‌دانم چه می‌خواهم. اما زبان می‌داند که چطور باید به آن رسید. 
5 - من هر کتابی را بیست بار یا همین حدود بازنویسی می‌کنم. 
6 - من با واقعیت شروع می‌کنم و بعد آن واقعیت را نابود می‌کنم و زبانی به کار می‌برم تا چیزی کاملاً متفاوت خلق کنم. 

رابطه نویسنده با واژه‌ها رابطه غریبی است. گاه نویسنده به دنبال واژه‌ها می‌دود و عرق می‌ریزد و گاه واژه‌ها در جنب‌وجوش هستند تا خود را از دهان نویسنده فریاد بزنند. نگاه مولر به واژه‌ها نگاهی شاعرانه است. از علل اهدای جایزه نوبل ادبیات به او به تصویر کشیدن «چشم انداز محرومان» با «تمرکز شعر و صراحت نثر» نام برده شده و این دومی به خوبی شیوه شاعرانه او در برخورد با واژگان را نشان داده است. چیزی که شما باید اما بیاموزید این است که گاه کلمات به دنبال شما می‌آیند و گاه شما باید به دنبال آن‌ها بروید. هر دوی این شیوه‌هاا ممکن است و اما اگر کلمه به سراغ شما نیامد این دلیلی برای ناتوانی شما در نوشتن نیست. در ضمن خواندن داستان به شما کمک می‌کند تا به رابطه نزدیک‌تر و موثرتری با کلمات برسید لذا بیشتر بخوانید.
نویسندگانی که نوعی شاعرانگی در نوشته‌های خود دارند رابطه‌شان با واژگان نیز شاعرانه است بدین ترتیب که اجازه می‌دهند تا واژه در  آن‌ها نطفه ببندد و رشد کند و در نهایت بیرون بزند.
مولر توجه به واژه را بعد از آمدن آن بر روی صفحه کاغذ انجام می‌دهد. او دقت می‌کند تا ببیند آیا واژه تمامی تناسب لازم را با آن چه می‌خواهد بگوید دارد یا خیر. یک راه چک‌کردن متن از لحاظ سلاست خوانش آن است که نویسنده خودش آن را با صدای بلند بخواند. نه تنها مولر که نویسندگان دیگری هم چنین سفارشی داشته‌اند. خوانش بلند متن جدای از سلاست خوانش، از ریتم و آهنگ آن هم به ما می‌گوید. 
واژه بخشی از زبان است اما همه‌ی زبان نیست. زبان مقوله گسترده‌تر و پیچیده‌تری نسبت به واژه است. واژگان و نحوه چینش و ارتباط آنها و منطق ارتباطی آنان است که زبان را شکل می‌دهند. البته باز این همه زبان نیست بلکه بخشی از آن است که در داستان می‌تواند نمود داشته باشد. علی‌ایحال به این نکته می‌شود رسید که مولر به عنوان نویسنده‌ای با گرایشات شاعرانه بر اهمیت انتخاب و چینش و خوانش واژگان تاکید فراوان دارد. زبان اما آن کلیّت منطقی است که تمام این چینش را هدایت می‌کند. زبان فرمانده‌ای است که نیروهای خود را بسیار هدفمند به خط کرده و از تک‌تک آن‌ها و قابلیت‌ها و توان‌شان برای رسیدن به هدف بهره‌ می‌گیرد. 
اصطلاحی است در زبان انگلیسی که می‌گوید کلمه بدون بافت مانند ماهی بدون آب است. کلمات به تنهایی ملاک هیچ داستانی نیستند. کلمات در متن و بافت جملات هستند که نقش درست خود را نشان می‌دهند. تمرکز بر کلمه وو توجه بدان خیلی خوب است اما در نهایت باید دید در جمله چه جایگاهی دارد و چه کار کرده.  
همچنین، طبیعی است که جدا کردن خوب از بد در میان واژگان نیازمند ویرایش است و دیدگاهی که بر نقش و اهمیت واژ گان صحه بگذارد بر نقش و اهمیت ویرایش هم باید اصرار داشته باشد. از این روست که نویسنده‌ای همچون هرتا مولر که برنده جایزه نوبل ادبیات شده تصریح می‌کند که آثار خودش را تا حدود بیست مرتبه ویرایش می‌نماید. این میزان ویرایش البته برای یک صفحه و یا دو صفحه نیست و دوستان نوقلم باید توجه داشته باشند که منظور ویرایش یک رمان و یک کتاب حجیم است. 
شیوه کاری مولر هم جالب است. او گویا واقعیت را تبدیل به تخیل می‌کند. معمولاً ما از تخیل به واقعیت می‌رسیم و امر تخیلی را تبدیل به واقعیت داستانی می‌کنیم. مولر می‌گوید او از واقعیت شروع می‌کند و بعد آن را تبدیل به داستان می‌نماید. نکات زیادی این کار و این ایده دارد. یکی این که داستان می‌تواند از جهان واقعی بربیاید و حادثه حقیقی با قلم ما تبدیل به داستان غیرواقعی بشود. دیگر این که تجربه زیستی کماکان برای هر نویسنده‌ای می‌تواند منبع و مرجع باشد. 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت