ملاحظاتی درباره‌ی تنانگی در داستان / حمیدرضا منایی



من تعریف مشخصی از اروتیسم ندارم و جایی هم چیزی به چشمم نخورده است. شاید یک دلیل برای این تعریف‌ناشدگی لغزنده و معلوم نبودن استانداردها در جوامع مختلف و یا خرده‌فرهنگ‌های درون یک جامعه باشد. اما شاید در یک نگاه کلی بتوان اروتیسم را به جنبه‌های زیباشناسانة عشق‌ورزی و تنانگی ارجاع داد که مبتنی بر قاعدة کلی جذب و دفع است. به عبارت دیگر قرار گرفتن مخاطب در معرض درک و حضوری پارادوکسیکال. در بافت اروتیک یک اثر (متن) سیاهی و تاریکی به همان مقدار نقش دارد که روشنایی و وضوح. پوشیدگی همان مقدار مهم است که عریانی. هر نقطة عریان در تقابل با نقطه‌ای پوشیده است. گفتن برای بازنگفتن است و نگفتن برای بازگفتن. اما این‌که حد و مرز و تعادل بین این تضادها کجاست و چه هنگام یک اثر در حوزة اروتیسم معنا می‌دهد و یا به سمت پورنوگرافی میل می‌کند، وابسته به تاریخ ذهن مخاطب و جامعة هدف است. از دیگر سو شاید تعادل بین روشنایی و تاریکی و عدم غلبة هر یک از این دو بر هم، وجهة دیگری است که آن را از پونوگرافی متمایز می‌کند. پس از این‌رو شاید بتوان گفت آن متنی که تجربه‌ای از تنانگی و عشق‌ورزی را در چهارچوبی قابل تأویل و تفسیر بررسی می‌کند و به برقراری رابطه بین ذهن مخاطب با متن می‌انجامد، متنی اروتیک است. سؤال این است؛ چه چیزی در داستان (رمان) جنبة اروتیک یا پورنوگرافی دارد؟ یا به عبارت دیگر مرز ابتذال و زرد‌نویسی برای جذب مخاطب به واسطة تنانگی کجاست؟ رمان دربارة تمامیت انسان است و تنها هنر و تفکری است که مجموعة وجود یک انسان (یا انسان‌ها) را در بر می‌گیرد. سه ضلع غریزه‌های جنسی، غذا خوردن و بقاء نفس عمده‌ترین ویژگی‌های همة انسان‌هاست که نمی‌شود در ساخت یک شخصیت نادیده‌شان گرفت. من نمی‌توانم رمانی را تصور کنم (مگر در موارد بسیار نادر با الگوهایی خاص) که این سه ضلع در پرداخت شخصیت‌هایش ناگفته بماند. بسیاری از روابط انسانی و انگیزه‌ها و کنش‌های شخصیتی با همین سه ضلع ساخته می‌شود و در صورت نبودشان ما با انسانی روبه رو هستیم که ساخت و کارکردی ماشین‌وار و البته غیر قابل باور دارد.

 

برگردم به جواب سؤال نخستین؛ اگر در داستان (کوتاه یا بلند یا رمان) تنانگی یا هرگونه نگاه مبتنی بر جنسیت، برای تحلیل شخصیت به کار گرفته شود آن‌گونه که جایگزینی قوی‌تر و تأثیرگذارتر از آن در اختیار نباشد، شأن تصاویر یا روایتی که ساخته می‌شود کاملأ متفاوت از پورنوگرافی خواهد بود و مخاطب را به فرای خودش انتقال خواهد داد، در صورتی که تصاویر پورن هرگز پسِ پشتی ندارند و قرار هم نیست که داشته باشند. فهم این نکته وابسته به فهم کارکردهای آن‌هاست. دقیق‌تر بگویم؛ مسأله پیش از آن که تن باشد، کارکردی است که از آن گرفته می‌شود. چه بسا تنی که عریان باشد و کارکردش نشان دادن رنج انسانی است، اما از دیگر سو حتی یک سلام و استفاده از حالت لب‌ها و صورت و تأکید بر استفادة ابزاری از آن، هرزه‌نگاری محسوب می‌شود. نکتة دیگر؛ در داستان ما با دو حرکت طولی و عرضی روبه رو هستیم. در هر دوی این حرکت‌ها و برای گسترش داستان (در صورتی که بدیلی تأثیرگذارتر در اختیار نباشد) شأن آن‌چه از تنانگی استفاده می‌شود از پونوگرافی جداست. نمونة نزدیکی که در ذهن دارم «دفتر پنجم مثنوی» به شکل عام و داستان «کنیزک و کدو» به‌طور خاص در ادبیات کلاسیک فارسی است یا داستان «لولیتا» در ادبیات غربی یا تا اندازه‌ای رمان «شب یک شب دو» از بهمن فرسی در ادبیات فارسی است. در سینما هم از فیلم dreamers یا مورد درخشان دیگر «سالو» می‌توان نام برد. آن‌چه مولانا یا برتولوچی در نشان دادن اندام و روابط بین شخصیت‌ها انجام می‌دهند به هیچ‌وجه نسبتی با پورنوگرافی ندارد. زیربنای فهم شخصیت‌ها و کارکردشان و هدف داستان برتولوچی وابسته به آن تصاویر است تا حدی که اگر تصاویر نزدیکی شخصیت‌ها نمی‌بود فهم انگیزه‌شان از زندگی و گسست اجتماعی‌شان شکل نمی‌گرفت. و نکتة پایانی؛ همان‌طور که پیش‌تر گفته شد تعاریف مربوط به اروتیسم و پورنوگرافی کاملأ لغزنده و دور از دست‌رس‌اند. این جا «فهم موضوع و کارکرد» نقش اساسی در تعیین تکلیف ماجرا دارد، اما این فهم هم کاملاً فردی است و لزومأ بین دو ذهن یک شکل نخواهد بود. تجربة شخصی خودم این است که وقتی به تصویری مبتنی بر عریانی تن می‌رسم، با خودم فکر می‌کنم اگر این تصویر را به کار نبرم آیا در تحلیل شخصیت و حرکت طولی و عرضی داستان کمبودی به وجود خواهد آمد!؟ اگر جواب آری باشد به حتم دنبال شیوه‌ای برای بیانش خواهم گشت، اما اگر جواب نه باشد و کارکردی جز استفاده از جذابیت تن در داستان نداشته باشد به یقین حذفش خواهم کرد.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت