وقتی می‌گوییم داستان شخصیت یا زبان یا موقعیت یا... از چه حرف می‌زنیم؟ (از داستان و نوشتن 20) / حمیدرضا منایی



پیش از آن که مفهوم تقابل را بررسی کنیم بگذارید از یک تجربهٔ عینی برایتان بگویم؛ زیاد برخورد می‌کنم با داستان‌هایی که هیچ اتفاقی در آن‌ها نمی‌افتد و داستان دربارهٔ هیچ چیز نیست! یک مورد شایع که می‌تواند مثال خوبی برای این موضوع باشد زنی است که عاشق مردی است (یا برعکس) و در خلوت نشسته و در نسبت معشوق و عشق حرف می‌زند.

پیش‌تر گفتیم که داستان کوتاه موضوعات متنوعی را می‌تواند در بربگیرد، موضوعاتی مثل؛ داستانِ شخصیت، داستان موقعیت، داستان زبان‌گرا و چیزهایی از این دست...

اما در همهٔ این موضوعات آن چه اهمیت دارد و مقوم و سازندهٔ داستان است تغییر یک وضعیت وجودی از چیزی به چیز دیگر است... برای مثال اگر داستان ما بعد و لایه‌های زبانی ویژه‌ای دارد و به اصطلاح داستانی با محوریت زبان است، این تغییر معطوف به زبان خواهد بود یا اگر داستانی شخصیت‌محور داریم، تغییر متوجه شخصیت خواهد بود، به این معنا که داستان سیری است از نادانستگی به سمت فهم آن‌چه ویژگی منحصربه‌فرد آن شخصیت است. در واقع فهمی که در این مسیر نسبت به شخصیت اتفاق می‌افتد همان کارکرد تغییر را خواهد داشت.

پس تا اینجا عنصر «تغییر» اساسی‌ترین بخش انواع داستان است. با این وجود اگر من داستانی تعریف کردم که مخاطب از سر تا به ته آن تغییری در داستان و موقعیت فهمی خود حس نکرد، با چیزی غیر از داستان طرف خواهیم بود که می‌تواند نامش واگویه، خاطره یا عنوان جعلی ناداستان باشد.

موضوعیت یک داستان چگونه اتفاق می‌افتد؟

وقتی می‌گوییم داستان شخصیت یا زبان یا موقعیت یا... از چه حرف می‌زنیم؟

در تعریف داستان کوتاه گفتیم که برشی کوتاه در زمان است و به تبع این کوتاهی نمی‌تواند مکان‌ها و شخصیت‌ها و موضوعات و محورهای داستانی متعدد را در بربگیرد و پوشش دهد. داستان کوتاه در خوش‌بینانه‌ترین شکل ممکن می‌تواند به یک موقعیت بپردازد و به طور کامل طرحش را اجرا کند... هر چه محورهای داستانی و موقعیت‌های زمانی و شخصیتی و زبانی اضافه می‌شود، داستان میل به دیگر الگوها مثل داستان بلند (لانگ استوری) و رمان می‌کند.

برای فهم موضوع تصور کنید داستانی دربارهٔ یک قتل می‌نویسید؛ در داستان کوتاه نمی‌توان به تمام ابعاد این قتل از قبیل نسبت قاتل و مقتول، انگیزه‌ها، چگونگی قتل، سرنوشت قاتل، دیالوگ بین قاتل و مقتول، مکان قتل و چیزهایی شبیه این پرداخت... رویکرد نویسنده در این جا تعیین کنندهٔ آن است که موضوعیت چنین داستانی در چیست. اگر نویسنده صرفاً به شخصیت قاتل یا مقتول بپردازد، داستانِ شخصیت است. اگر موقعیت قتل مورد توجه قرار گیرد، با داستان موقعیت طرفیم و اگر نویسنده به وجه زبانی اتفاق بپردازد، داستان محوریت زبان خواهد داشت.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت