سینما باعث شده که تا بیشتر به تصویر فیزیکی و پدیدارشناسانه انسان بپردازم تا جنبه‌های متافیزیکی‌اش.(ادبیات/ سینما/ اقتباس ۸) / لارنس دورل (مترجم: کامران حسینی)



 

اکثریت مخاطبان تشنه‌ی توضیح، تفکر و دانستن حقیقت در مورد خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کنند، است و طبیعی است که از این گونه آثار که در موردش می‌تواند بحث شود، استقبال کند. اما کیفیت ایده‌ها و تزهایی که در این فیلم‌ها بیان می‌شود: "واقعیت این است که اینطور است! "یا" نه همه این‌طور نیستند" این نوع فیلم‌ها شاید در سطح مخاطبان عام موفق شوند مثل فیلم‌های آندره کایات یا فیلم "رعد خداوند". این چنین فیلم‌هایی با کیفیت زیبایی‌شناختی بهتر و اما با ادعاهایی جدی مانند تصویر زمانه، مشکلات رواشناختی، آگاهی و یا نقد اجتماعی در سطح نخبگان نیز محبوب می‌شوند. این گونه مخاطب این احساس را پیدا می‌کند که با سؤالات مهمی مواجه شده است.

بیراه نیست اگر آنها را به عنوان فیلم-رمان‌هایی اصیل در نظر بگیریم. و بر اساس این معیار است که من لیست فیلم‌های بالا را ذکر کردم. اما این مطلق نیست. بدین گونه ممکن است یک فیلم (مانند رزمناو پوتمکین) نتواند در روایت داستان نوآوری داشته باشد، اما به زیبایی و صلابتی دست یابد که آن فیلم را در جایگاه آثار با ارزش هنری قرار دهد. به نظر من از این نظر فیلم‌های کمدی کلاسیک (چاپلین، باستر کیتون، برادران مارکس) را باید جدا کرد. این آثار در واقع تعدد استفاده از شوخی و هجو حول یک موضوع است، بگونه‌ای که نمی‌توان آن را روایت رمان‌گونه بنامیم.

مطابق دریافت سنتی از رمان هیچ رمان بدون داستانی وجود ندارد حتی اگر دگرگون شده باشد. این تعریف توسط تعدادی از کتاب‌هایی که به‌تازگی منتشر شده‌اند مورد تردید قرار گرفته است. به‌طورکلی ما می‌توانیم بگوییم که داستان ارتباط بین حوادث و اتفاقاتی است که برای شخصیت‌های رمان در زمان و مکان رخ می‌دهد. این زمان و مکان که کادر و زمینه‌ی داستان را تشکیل می‌دهند جامعه تعریف شده‌اند. اتفاقی نیست که در بدو پیدایش جامعه‌ی سرمایه‌داری فلسفه‌ی کانتی در فضا و مکان اشکال دریافت و بازنمود ما از دنیا و دانش ما، را می‌دید. و جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم هیچ علاقه‌ای به آن ندارد، زیرا که به سوی عینیت‌گرایی و مورد پرسش قرار دادن واقعیت مایل شده‌ایم. به این ترتیب کتاب‌هایی که در موردشان حرف زدیم ارزش مطلق این کادر و زمینه را مورد تردید قرار می‌دهند. و با متمرکز کردن تمام توجه به ماده‌ی سازنده‌ی داستان یعنی نوشتار، شخصیت را به نفع موضوع مورد نظر این نوشتار حذف می‌کنند. برای این نویسندگان مسأله یافتن تکنیک‌های روایی تازه مطرح نیست. آنها داستان را قربانی می‌کنند تا متن یا نوشتار را جایگزین آن کنند، و طبق گفته‌ی خودشان، این وظیفه‌ی این نویسندگان است. در حال حاضر رمانی دیگر وجود ندارد، جز آنها که راه زبان را بر قابلیت‌هایش باز می‌کنند، و یا عمل یا تفکری بر روی زبان هستند. بنابراین بیشتر از روش‌ها و تکنیک‌های روایت این نحو و سیستم زبان است که وسیله‌ی کار این نویسندگان هست. این اندیشیدن به سیستم زبانی است که آنها را به دستیابی به زبانی که بتواند موضوعاتشان را بیان کنند می‌رساند.

فکر می‌کنم که تاثیر سینما بر من بیشتر از این که در مورد درک و تصورم از رمان یا روایت یا تکنیک‌هایش باشد، در درک و تصورم از جهان بوده است. منظورم این است که در دنیایی قرار گرفته‌ام که فرهنگ در آن قبل از همه سینمایی است، جهان را بیشتر از این که به‌صورت رمان یا شعر دریابم، به‌صورت سینمایی می‌بینم و احساس می‌کنم. سینما، هنر واقعیت، طبع واقع‌گرایی به من داده است. سینما باعث شده که تا بیشتر به تصویر فیزیکی و پدیدارشناسانه انسان بپردازم تا جنبه‌های متافیزیکی‌اش. سینما من را به این سوق می‌دهد که به جستجوی بازنمایی مادی داستان از طریق حواس باشم (به‌خصوص حس بینایی). بدون‌شک، به‌همین‌دلیل (و فکر می‌کنم که بیشتر تحت‌تاثیر سینمای مستند) توجه‌ام به حوادث و اتفاقات عینی و منظره‌ها بیشتر است نسبت به ذهنیات و روانشناسی سنتی شخصیت‌ها به شیوه‌ی رمان کلاسیک.

از طرف دیگر سینما از همه‌ی آزادی که هنرهای دیگر به تدریج به دست آورده‌اند از ابتدا بهره برده است: منظورم به‌خصوص نبرد علیه نظام‌های زیبایی‌شناختی و اخلاقی است. آزادی ابزار و روش‌های بیان موجب آزادی ایده‌ها و اندیشه می‌شود. اگر ما از بین انواع ادبی، رمان را همان رهاترین در نظر بگیریم، می‌توانیم بین سینمای مدرن (گدار، تروفو، پولانسکی) و رمان یک توازن برقرار کنیم. اما من تصور می‌کنم که سینما برای رسیدن به درجه آزادی عمل رمان می‌بایست یک فیلم بتواند که به‌عنوان یک فیلم دریافت شود نه یک رمان با نمایشنامه. بدین‌معنی باید سناریو، دیالوگ‌ها و فضاهای شاعرانه مرتبط با زبان درجه‌ی اهمیت کمتری نسبت به فضاسازی و تصویرسازی در فیلم دارا باشند




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت