همه می‌دانند که سینما تحت سلطه‌ی پول است. (ادبیات/ سینما/ اقتباس ۵) / کلود سیمون (مترجم: کامران حسینی)



 

به نظر شما سینما در زمینه‌ی داستان نوآوری داشته است یا این که به باز بکارگیری و تطبیق روش‌های روایت داستان در رمان و همچنین تئاتر اکتفا کرده است؟

مطمئناً حفره‌های عمیقی در شناخت من از سینما وجود دارد اما به جز "عصر طلایی"، "سگ اندلسی"، "همشهری کِین"، "سال گذشته در مارین باد"، "نامیرا" و "هشت و نیم" فیلمی را بخاطر نمی‌آورم که تنها به باز بکارگیری ترتیبات روایت سنتی رمان نپرداخته باشد. همچنین در همین موارد هم فیلم‌هایی مثل "همشهری کین"، "سال گذشته در مارین باد" و "نامیرا" شاهد بکارگیری روش‌های روایت رمان هستم.

با این وجود این تکنیک‌ها چنان با سینما عجین شده‌اند که بیراه نیست اگر آنها را به عنوان فیلم-رمان‌هایی اصیل در نظر بگیریم. و بر اساس این معیار است که من لیست فیلم‌های بالا را ذکر کردم. اما این مطلق نیست. بدین گونه ممکن است یک فیلم (مانند رزمناو پوتمکین) نتواند در روایت داستان نوآوری داشته باشد، اما به زیبایی و صلابتی دست یابد که آن فیلم را در جایگاه اثار با ارزش هنری قرار دهد. به نظر من ازین نظر فیلم‌های کمدی کلاسیک (چاپلین، باستر کیتون، برادران مارکس) را باید جدا کرد. این آثار در واقع تعدد استفاده از شوخی و هجو حول یک موضوع است، بگونه‌ای که نمی‌توان آن را روایت رمان‌گونه بنامیم.

به نظر شما حاصل استفاده از روش‌های روایت قصه‌ی رمان در فیلم معادل دقیق استفاده از همان تکنیک در ادبیات و رمان است یا به نتیجه‌ای کاملا متفاوت ختم می‌شود؟ به عنوان مثال، آیا استفاده از "فلش بک" در فیلم سینمایی همان تأثیری دارد که بازگشت به عقب در ترتیب حوادث رمان؟

مطمئناً خیر. همین که در روایت به جای کلمات و جملات از تصاویر بصری استفاده می‌شود، اجباراً موجب به دستیابی به نتیجه‌ای کاملا متفاوت می‌شود.

فکر می‌کنید که استفاده سینما از روایت رمان کلاسیک موجب بروز (یا تسریع) تغییراتی ضروری در روایت رمان شده است؟

خیر. نیاز لزوم تغییر در رمان به دلیل استفاده از روایت‌های مصنوعی و خالی در رمان ایجاد شده است.

 

در مورد کتاب‌های خودتان، می‌توانید از فیلمی نام ببرید که بر روی تکنیک‌های روایی مورد استفادتان تأثیر گذاشته باشد؟ و در صورت مثبت بودن جواب چگونه؟

من اینطور گمان نمی‌کنم. چیزی که می‌توانیم بگوییم این است که نگاه ما به اطرافمان را غنی‌تر کرده است (زاویه و فاصله‌ی تصویر، پانوراما، نمای ثابت، تراولینگ، نمای درشت). و طبیعتا این نوع تازه‌ی نگاه در نوشته‌ها و کتاب‌های من جای می‌گیرد.

نطرتان در مورد تکوین و تحول سینما از سال 1945 تاکنون و بخصوص جریان‌ها و گرایش‌های حال حاضر سینمای اروپا و سینمای آمریکا چیست؟ آیا با این نظر که در طی چند سال گذشته سینماگران جوان فیلم-رمان‌هایی واقعی ساخته‌اند موافق هستید؟

در آمریکا گارگردانانی هست که تکنیک‌های قدرتمندی را صاحب هستند: حرکت دوربین، رنگ، اندازه قاب، مونتاژ، هدایت بازیگران و غیره (برای نمونه این فیلم‌ها به خاطرم می‌آید: "بیبی دال"، "بیلیاردباز"، "شرق بهشت"، "سرگیجه"، "قاتلین" و...) اروپا هنوز هم چند کارگردان سطح بالا دارد (ژان پی‌یر ملویل، فرانسوا رایشنباخ). متأسفانه این تکنیک قوی در خدمت روایت‌های خیلی سنتی قرار گرفته است.

من قبلا با پاسخ به سؤال اول‌تان گفتم که به نظر من چه کارگردانانی سعی کرده‌اند فیلم-رمان واقعی بسازند (اورسن ولز، رُب گریه، آلن رنه و فدریکو فلینی) که کم و بیش هم موفق شده‌اند. از طرف دیگر، به نظم می‌رسد که آثار کارگردانانی مانند برگمان، آنتونیونی و گُدار، جدای از کیفیت بالایی که دارند، کمتر اقناع‌کننده هستند و بیشتر به ادبیات شبیه هستند تا سینما.

نسل جوان مخاطبان که وفادارانه سینما یا رمان را پیگیری می‌کنند چه چیزی را به ذهن شما الهام می‌بخشد؟ فکر می‌کنید که برخی سینماگران توانسته باشند بین خود و مخاطبانشان گفتگویی را پی‌ریزی کنند که اغلب نویسنده‌های رمان از آن محرومند؟ در صورت تأیید دلیل این پدیده را چه چیزی می‌دانید؟

من گمان می‌کنم که در کل، نسل جوان بیشتر از ان که کتاب بخواند فیلم می‌بیند. و این قضیه در واقع ادامه‌ی یک جریان عمومی است: کمبود زمان و تنبلی و راحت بودن فهم نمایش تصویری.

نمی‌دانم که چه نوع گفتگویی بین برخی کارگردانان و مخاطبانشان ایجاد شده است. بسیاری از سینماگران حتی برخی از آنهایی که "آوانگارد" نامیده می‌شوند به مانند رمان‌نویسان سنتی میل به تربیت و درس دادن دارند، و آثار خود را در زمینه‌ی جامعه‌شناسی قرار می‌دهند (برای مثال آنتونیونی در مصاحبه‌هایش تصریح کرد: «می‌خواستم به مشکل زوج‌ها و مشکل انسان در مقابل ماشین بپردازم.» همچنین می‌توان از گدار مثال آورد که حتی نام یکی از فیلم‌هایش را "زن متاهل" گذاشته که از همین اسم بدانیم که قرار است با روش توصیف خاص خودش شرح حال زنان متاهل را ببینیم و این وضعیتی است که گدار جامعه‌شناس می‌خواهد به ما نشان دهد.)

با این عنوان و مانند رمان سنتی این فیلم‌ها قهرمانان الگو را به ما نشان می‌دهند. اکثریت مخاطبان تشنه‌ی توضیح، تفکر و دانستن حقیقت در مورد خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کند است و طبیعی است که از این گونه آثار که در موردش می‌تواند بحث کند استقبال کند. اما کیفیت ایده‌ها و تزهایی که که در این فیلم‌ها بیان می‌شود: "واقعیت این است که اینطور است!" یا "نه همه این طور نیستند" این نوع فیلم‌ها شاید در سطح مخاطبان عام موفق شوند مثل فیلم‌های "آندره کایات" یا فیلم "رعد خداوند". این چنین فیلم‌هایی با کیفیت زیبایی‌شناختی بهتر و اما با ادعاهایی جدی مانند تصویر زمانه، مشکلات رواشناختی، آگاهی و یا نقد اجتماعی در سطح نخبگان نیز محبوب می‌شوند. اینگونه مخاطب این احساس را پیدا می‌کند که با سؤالات مهمی مواجه شده است همان طور که با خواندن رمان سنتی هم می‌تواتند سرگرم شد و هم یاد گرفت که "وضعیت بشری" چیست یا در وقتی به تئاتر می‌رود چه کسی "دست‌های آلوده" دارد.

آینده، چه کوتاه مدت چه بلند مدت، را برای سینما و رمان چگونه می‌بینید؟

همه می‌دانند که سینما تحت سلطه‌ی پول است. تهیه‌کنندگان (چه سرمایه‌داران چه دولت‌ها) میل دارند فیلم‌هایی بسازند که به قانون سوددهی پایبند باشند: سودی که برای سرمایه‌داران به عایدی سریع تبدیل می‌شود و برای دولت‌ها پروپاگاندا برای ایدئولوژی‌شان است. این ملاحظات سبب می‌شود که هردو گروه قصد جذب مخاطب عام را داشته باشند. البته که سلیقه‌ی عام می‌تواند شکل بگیرد و نزد این مخاطبان ظرفیت بیشتر از چیزی هست که گمان می‌رود نسبت به یک هنر تازه و زنده وجود داشته باشد. این می‌ماند که مسلما ترجیح روش‌های شناخته شده و جواب پس داده شده به این دلیل که مخاطب و تولیدکنندگان با آن آشنایی دارند آسان‌تر از ابتکار روش‌های تازه است. بنابراین به نظر می‌رسد که سینما محکوم به توسعه با سرعت بسیار کند و عقب ماندن از هنرهای خلاقه‌ای مانند ادبیات، موسیقی و نقاشی است. به نظرم من فیلم "عصر طلایی" خالص‌ترین و کامل‌ترین اثر سینمایی ساخته شده خواهد ماند. هر چند که ساخته‌ی دهه‌ی بیست است.

در مورد ادبیات، مثل همه‌ی هنرهایی که مطیع قاون سود دهی نیستند، بدون توقف به تغییر و تحول ادامه خواهد داد.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت