خواندن (از داستان و نوشتن ۳) / حمیدرضا منایی



یک بار گفتم که ما آن چیزی هستیم که می‌خوریم!

خواندن در واقع خوراک فکر ماست که به تبع آن، آن چه پس می‌دهیم و می‌نویسیم برگرفته و انعکاسی از آن است.

مقدار زیادی از جواب به این سئوال که نویسنده واقعاً چه چیز باید بخواند و چه چیز نباید بخواند، پرسشی بی‌پاسخ است چون طبع آدم‌ها با هم فرق می‌کند.

اما عجالتاً دربارهٔ‌ آن چه نباید خوانده شود (دست‌کم در ابتدای راه) می‌توان از کتاب‌هایی که درباره‌ی تئوری داستان است نام برد.

تئوری‌های داستان قالب‌هایی است که اگر به شکل پیشین در ذهن نویسنده ثبت شود، فرایند تخیل را با چالش جدی رو‌به ‌رو می‌کند.

در صورتی که هر ذهنی ملاک‌های خاص خود را در تولید متن ادبی دارد که می‌باید در نسبت با خود تعریف کند و شکل دهد.

از طرف دیگر فرم‌هایی که در تئوری‌های داستان به آن اشاره می‌شود، فرم‌هایی مصنوع و پیشین است که خود بعد از نوشتن داستان‌های بسیار و در طول زمان ایجاد شده‌اند، اما با این وجود لزوماً برای هر داستانی جواب نمی‌دهد.

تصور کنید من فرمی را به شکل تئوری می‌آموزم و از آن خوشم می‌آید و می‌خواهم آن  را در داستانی که می‌نویسم اعمال کنم! این کار به مثابه این است که کت و شلواری را دست بگیرم و به دنبال آدمی که اندازه‌اش باشد بگردم! در واقع امکان چنان تقارن همسانی آن چنان اندک است که نمی‌شود روی آن حساب کرد! بعدتر دوباره به این موضوع مفصل برخواهیم گشت که فرم برآمده از دل محتواست و نه برعکس.

مورد دوم که در نخواندشان می‌توان تأکید کرد ادبیات و داستان‌های ضعیف است. ضعیف را هم به دو گونه می‌توان تعریف کرد؛ اول آن دسته از کتاب‌هایی که به قول معروف سطحی هستند و در اعماق وجود آدمی کاووش نمی‌کنند. اگر روزی کتابی را خواندید و دیدید همان آدم پیش از شروع داستان هستید شک کنید که با کاری عمیق روبه‌رو بودید. اگر کتابی را خواندید که با حجم زیادی از شعار پر شده بود، شک نکنید که با کاری بی‌مایه روبه‌رو هستید. گفتن این نکته ضروری است که کارهای   Seller  best از این قاعده جدا هستند و ربطی به تعریفی که اشاره شد ندارند.

اما دومین ملاک کارهای ضعیف برمی‌گردد به فرم و زبان داستان.

مفهومی که با فرم و زبان نادرست به مخاطب ارائه می‌شود هرگز نمی‌تواند کاری جاندار و تأثیرگذار به حساب بیاید. کارهایی که فرم در آن‌ها بر محتوا سنگینی می‌کند یا زبانی دارند که مخاطب را به چالش فهمی معماگونه وا می‌دارد، یا زبانی که به درستی دراماتیزه و داستانی نشده است و نشانه‌های خامی در خود دارد از همین دسته است.

یادمان نرود؛ ما آن چیزی هستیم که می‌خوریم!




در تلگرام به اشتراک بگذارید
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت